چرا مساله کرونا در ایران پیچیده‌تر است؟

  یکشنبه، 25 اسفند 1398 ID  کد خبر 69472
چرا مساله کرونا در ایران پیچیده‌تر است؟
ساعد نیوز: علیرضا صدقی در سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان مسئله ایران؛ فراسوی کرونا نوشت: شیوع کروناویروس در بیش از ‏یکصد کشور جهان، انتقال سریع، ناشناختگی و مرگ‌آفرین بودن این ویروس، موضوع آن را به بحرانی در جامعه جهانی تبدیل ‏کرده که عصر مدرن دست‌کم به لحاظ بحران بهداشتی تا به حال تجربه نکرده است.‏

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز به نقل از برترین ها، علیرضا صدقی در سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان مسئله ایران؛ فراسوی کرونا نوشت: شیوع کروناویروس در بیش از ‏یکصد کشور جهان، انتقال سریع، ناشناختگی و مرگ آفرین بودن این ویروس، موضوع آن را به بحرانی در جامعه جهانی تبدیل ‏کرده که عصر مدرن دست کم به لحاظ بحران بهداشتی تا به حال تجربه نکرده است.‏

گرچه در ادوار گذشته در یک کشور و حتی یک قاره نمونه هایی از وبا و طاعون - البته در قرن نوزدهم و سال های آغازین قرن ‏بیستم - فراگیر وجود داشته است، اما این سطح از فراگیری از شرق تا غرب زمین، نمونه ای بی سابقه است.‏

در این میان ایران نیز از شیوع کرونا بی نصیب نماند و پس از چندی از چین وارد ایران شد. اما این موضوع نیز چون بی شمار ‏موارد دیگر، در ایران شکل و رنگ و طعم دیگری دارد. از بحران بی اعتما دی فراگیر در سطوح گوناگون اجتماعی تا کم توجهی ‏عده ای از شهروندان نسبت به توصیه های بهداشتی و از ارائه آمارهای متفاوت و متناقض نهادهای مختلف تا تشکیل ستادها و ‏کارگروه ها و کمیته های موازی در سازمان ها و نهادهای گوناگون، همه و همه مواجهه ایرانیان با کرونا ویروس را از مواجهه دیگر ‏کشورها با این مسئله متفاوت می کند.‏

این همه یعنی، مسئله جامعه ایران در برابر این بیماری بسیار فراتر از خود آن است. همین امر سبب می شود تا نسخه ارائه شده ‏برای ایران با دیگر کشورها تفاوت های عمده ای داشته باشد. در ایران کمتر می توان نسبت به عملکرد مطلوب برخی پروتکل های ‏بین المللی امیدوار بود؛ چرا که ایران را باید با همه مسائل پیرامونی اش سنجید و قضاوت کرد.‏

ناشناختگی و دست کوتاه پزشکی در برابر ویروس کرونا از سو، تعلل حاکمیت در انتقال صحیح اطلاعات و بی اعتمادی مردم به ‏نظرات رسمی مسئولان هم از سوی دیگر موجب می شود تا کرونا در ایران شرایطی به غایت پیچیده تر از دیگر کشورها داشته ‏باشد. به این مجموعه و معادله چندمجهولی باید دست بسته مطبوعات و رسانه ها، ضعف در راهبرد رسانه ای و فقر علمی ‏رسانه های عمومی را هم اضافه کرد.‏

این موقعیت سبب می شود تا رویکرد ناظران منصف نسبت به این مسئله شامل وسواس و دقت نظر بیشتری شود
و درست در این بزنگاه است که ضرورت توجه مسئولان امر نسبت به بسیاری از توصیه ها و انذارهای برخی دلسوزان - که ‏بعضا با داغ و درفش پاسخ داده شد - رخ می نماید. اگر سرمایه اجتماعی حاکمیت هنوز چون دهه ۶۰ پا برجا بود و اگر برخی از ‏روحانیان اعتبار و آبروی چند قرنی این صنف را به حراج نگذاشته بودند و اگر دلسوزان و کاربلدان و مدیران کارآزموده کشور به ‏محاق نرفته بودند، جمهوری اسلامی ایران امروز ابزار هایی به مراتب قدرتمندتر از حالا در اختیار داشت.‏

اگر در هر بزنگاهی به عوض جلوگیری - توصیه ای - از انتشار اخبار در رسانه ها، فرصت داده می شد تا روزنامه ها و ‏خبرگزاری ها به انعکاس بی کم و کاست حقیقت در بستری انتقادی بپردازند، امروز این رسانه های رسمی بودند که مرجعیت ‏آگاهی بخشی به مردم را در اختیار داشتند، نه چون وضعیت موجود که اعتبار یک کانال تلگرامی مجهول الهویه از ارگان ‏اطلاع رسانی دولت بیشتر باشد.‏

و بسیار «اگر» و «شاید» دیگر که هر کدام دردی و دغدغه ای در پساپشت دارند. مجموعه این عوامل نشان می دهد که مسئله ‏جامعه ایران در وضعیت فعلی را باید فراسوی کروناویروس به تحلیل نشست. کمااینکه برای توقف چرخه انتقال هم باید تدبیری ‏خاص و ویژه ایران در نظر داشت.‏

تدبیری فراتر از قرنطینه، حکومت نظامی یا هر آنچه تاکنون در دیگر نقاط تجربه شده است.‏


دیدگاه ها

  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین تصاویر   
آخرین ویدیو ها