معرفی فیلم خدا نزدیک است

  دوشنبه، 31 خرداد 1400   زمان مطالعه 7 دقیقه
معرفی فیلم خدا نزدیک است
ساعدنیوز: خدا نزدیک است فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی وزیریان و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی محصول سال 1385 است. خدا نزدیک است در مهر 1386 همزمان با عید فطر بر روی پرده سینما رفت.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، رضا با موتور مسافرکشی می کند. او در نگاه اهالی، شیرین عقل است، لیکن در باطن جوانی با عاطفه و مهربان و برخوردار از سلامت کامل ذهنی است. در نزدیکی محل زندگی رضا، روستای کوچکی است که بخشی از جاده آن در مسیر سیل ویران شده است. اهالی برای تردد به آنجا ناچارند با موتورهای مسافرکش و از راه جنگلی عبور کنند. در همین ایام، لیلا معلم جدید روستا از راه می رسد و برای رفتن به مدرسه ناچار می شود با موتور سفر کند. رضا دلباخته لیلا شده، رفته رفته احوالاتش به گونه ای تغییر می یابد که مادرش او را برای شفا به امامزاده می برد.

نکاتی درباره فیلم خدا نزدیک است

على وزیریان، کارگردان و نویسنده فیلم خدا نزدیک است را بیش تر و پیش تر به عنوان یک گرافیست مى شناسیم. این هنرمند 47 ساله که تحصیلاتش را در همین رشته در دانشکده هنر هاى زیباى دانشگاه تهران در مقطع کارشناسى به اتمام رسانده است، سابقه قابل توجهى در هنر نقاشى و گرافیک دارد: شرکت در 35 نمایشگاه جمعى داخلى و خارجى، برگزارى و نمایشگاه انفرادى، اخذ جوایزى از قبیل بهترین طراحى نشانه از سومین دوسالانه گرافیک تهران، بهترین طراحى روى جلد کتاب از سومین دوسالانه گرافیک تهران، لوح زرین دیپلم افتخار و مدال یادبود از مجتمع هنر و ادبیات (1367) ، داراى مسئولیت هایى از قبیل مدیر مسئول و سردبیر نشریات نگاره و هنر معاصر، مدرس دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه هاى تهران و شاهد و الزهرا، عضو شوراى سیاستگذارى ششمین بى ینال گرافیک تهران، دبیر کمیته تجسمى جشنواره هنرى مهر، مدیر هنرى هفتمین جشنواره فجر، مدیر هنرى چهارمین دو سالانه کاریکاتور تهران، عضو مرکزى هنرهاى تجسمى حوزه هنرى، عضو هیأت داوران جشنواره پانزدهم فیلم فجر (بخش پوستر، آنونس، عکس)، عضو شوراى سیاستگذارى نخستین نمایشگاه دو سالانه نقاشى جهان اسلام و ...

برشمردن این سوابق، از آن رو است تا با یادآورى پیشینه هنرى وزیریان به فیلم خدا نزدیک است بنگریم. با این یادآورى مى توان تفاوت نسبى این اثر را با سایر آثار موسوم به معناگرایى تشخیص داد؛ تفاوتى که بیشتر در جلوه هاى بصرى نهفته است. واقعیت آن است که خدا نزدیک است در ایده و روایت چیزى شبیه به کلیت همان جریان سینماى معناگرا است که چند سالى است از مطرح شدنش در مناسبات سینمایى ما سپرى مى شود. براى نخستین بار در سال 1382 بود که این بحث به میان آمد و بنیاد سینمایى فارابى به عنوان متولى آن درصدد بود تا با نگاهى فرانگرانه تر نسبت به گفتمان دینى در سینما آن را تبیین کند. شاید ایده اولیه این جریان جرقه اى بود که مى توانست منجر به بروز حرکت هایى نوین در عرصه تولیدات موسوم به سینماى دینى گردد، اما در عمل این روند کم و بیش محدود به الگوهایى خاص شد که تکرار پذیرى اش در سینماى ایران مانع از تکوین سامان یافته این دغدغه گردید. در این الگو همواره بر چند عنصر تأکید به عمل مى آمد: نخست تأکید بر بطن معارف در مقابل ظواهر و شعائر دین، دوم بروز و تحقق ساحت هاى خرق عادتى که از آن به کرامت و معجزه و... یاد مى کنیم، سوم تقدس یافتگى نوعى جنون عارفانه در مقابل عقل محاسبه گر بشرى، چهارم برترى یافته هاى فطرى در مقابل دانش هاى اکتسابى، پنجم بنیادین بودن اماکن متبرکه و مشاهد مشرفه و مراقد زیارتى در راستاى عناصرى که از آنها یاد شد. فیلم هایى مثل قدمگاه (مهدى عسگرپور)، یک تکه نان (کمال تبریزى)، این جا چراغى روشن است(رضا میر کریمى)، وقتى همه خواب بودند (فریدون حسن پور) از این جمله است که با کمى تسامح مى توان آثارى مانند تولد یک پروانه (مجتبى راعى)، سفر به هیدالو (مجتبى راعى)، آفتاب یکسان برهمه مى تابد (عباس رافعى) و... را نیز بدین فهرست افزود. این فهرست فارغ از ارزشمند بودن یا نبودن خود فیلم ها، حاکى از یک جریان ثابت است که تکرار آن طبعاً به رکود گیشه خواهد انجامید. مگر آن که در این میان خلاقیت هایى از سوى مؤلفان کار بدان تزریق شود که البته تا به حال کمتر چنین امرى رخ داده است.

خدا نزدیک است حکایت جوان شیرین عقلى است که مسیر عشق مجازى به سوى عشق حقیقى را در بستر معجزه و کرامت طى مى کند. این حکایت همان ماجراى همیشگى آثار معناگرا است. جوان نه عقل درست و حسابى دارد و نه سواد و معلومات و از قضا عاشق دخترى مى شود که شغلش معلمى است. یک طرف ماجرا جهل و جنون است و طرف دیگر علم و عقل. مشکل اساسى خدا نزدیک است، روایت آن است. جدا از این الگوى تکرارى که سخت کلیشه اى جلوه اش مى دهد، روایت مزبور فاقد گره هاى مناسب داستانى است. این که عشقى در یک نگاه رخ دهد و عاشق در اثر هجر معشوق آشفته حال شود و بعد به مراتبى از عرفان برسد و... بیش از آن که تداعى کننده یک «داستان سینمایى» باشد یادآور قطعات و حکایات قدیمى و کهن در کتب ادبى است. از همین رو است که روایت جارى در فیلم فاقد عناصر زمینه ساز و حاشیه اى است و همه چیز در یک کلیت بى فراز و نشیب طى مى شود. به یاد آوریم صحنه هاى کلیپ گونه اى که از کلاس درس و موتورسوارى به صورتى مکرر ارائه مى شود تا مثلاً به نوعى پیونددهنده موتیف هاى اساسى داستان به لحاظ روایت پردازى باشد، در واقع وزیریان بیش از آن که دغدغه خود را روى عناصر پیش برنده ضرباهنگ داستان قرار دهد، دلبسته پاره اى ایده هاى مفهومى و تصویرى بوده است و همین ایده هاست که به رغم قابل تأمل بودن برخى شان بر روایت سنگینى مى کند.

از جمله این ایده هاى مفهومى مى توان به عنصر آب اشاره کرد. آب جزو کلیدى ترین نمودهاى فیلم خدا نزدیک است به شمار مى رود. زمانى که در اوایل فیلم جوان را به امامزاده مى برند و او روى شمایل شهیدان کربلا، صداى آب را مى شنود اولین جلوه این عنصر هویدا مى شود و از همان آغاز بر بار مذهبى اش تأکید مى شود. مى دانیم که آب جزو نمادهایى است که همواره در آثار هنرى مذهبى جایگاه ویژه اى داشته است و سینما نیز خالى از این وجه نبوده است. آثار سینمایى از قبیل بچه هاى آسمان، باران، بید مجنون و... از این مفهوم استفاده فراوان برده اند. آب در تأویل مذهبى اش معطوف به ذات اقدس الهى است و ذووجوه بودن آن که گاه در توفانى بودن و گاه در آرامش دریا جلوه مى یابد، برگردانى استعارى از دو وجه قهاریت و رحمانیت خداوند است و البته در هر حال امرى آسمانى است چه آن که منشأ آن یعنى باران از آسمان نازل مى شود.

در فیلم خدا نزدیک است، تأکید بر لیوان آب در کلاس درس، تدریس، واژه آب، در کلاس، گذر از رودخانه و افتادن کفش معلم در آب، خاموش شدن موتور در گودال آب وسط جنگل، تشنگى جوان در سر سفره و طلب آب، جمع شدن آب مقابل منزل معلم، ریزش آب بر سر جوان هنگام وقوع معجزه در امامزاده و... جلوه هایى ازاین کاربرد نمادین است. گویى آب به مثابه جلوه اى از حضور خداوند در جاى جاى موقعیت هاى هستى خودنمایى مى کند تا اذهان را معطوف به زمینه هاى معنوى پیرامون کند.

اما بیشترین ایده هاى فیلم شمایل بصرى دارند و این همان نکته اى است که با یادآورى پیشینه فیلمساز در امر گرافیک، توجه بیشترى را به خود جلب مى کند. هارمونى حاکم بر صحنه هایى از قبیل خواباندن جوان در وانت آبى رنگ که گلیمى قرمز بر کف آن افتاده است یا در آبى رنگ منزل معلم که با آجرهاى قهوه اى دیوار کوچه کنتراست چشم نوازى را خلق مى کند و یا ایده هوشمندانه نگاه پنهانى جوان به معلم از پشت شیشه پنجره در حالى که چشم او درست در میان دل نقاشى آدمکى که بچه هاى مدرسه روى پنجره ترسیم کرده اند قرار مى گیرد تا مفهوم «چشم دل» را تداعى کند و استفاده فراوان از کرین و تیلت و نماهاى انگل که قرار است معرف حضورى ماورایى در لابلاى ماجراى فیلم باشند و... همگى افه ها و یا موقعیت سازى هاى تصویرى متناسب با درونمایه کار به حساب مى آیند. به همین بیفزایید برخى زمینه سازى هاى پیشینى در روایت را که شکلى آگاه دهنده دارند، مثل زنگ آیفونى که به علت اتصالى برق جرقه مى زند و این جرقه پیش درآمد کتک خوردن جوان از نامزد معلم و وقایع تلخ آینده نظیر عزیمت معلم از روستا و... مى شود. خدا نزدیک است اگرچه روایتى ناقص و کلیشه اى از داستان تکرارى اش ارائه مى دهد اما تصویرسازى هاى زیباى وزیریان از جلوه هاى حسى - نمادى آدم ها و موقعیت ها، این نقصان را قابل تحمل مى سازد و امید به بهبود کار در فیلم هاى بعدى اش را تقویت مى کند.

بازیگران فیلم خدا نزدیک است

بابک حمیدیان, الناز شاکردوست, سعید نیکپور, مینا جعفرزاده, صفر روحی, رضا ترکمان

.

دیگر عوامل خدا نزدیک است

تهیه کننده: جواد نوروزبیگی موسیقی: بردیا کیارس فیلمبردار: محمدتقی پاک سیما تدوینگر: حسن حسندوست

مشخصات خدا نزدیک است

ژانر :اجتماعی

زبان : فارسی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها