متن آهنگ برپا از رضا یزدانی
مدرسه مون یادم میاد دیوارای بلندی داشت اما من و حتی یه بار توی خودش نگه نداشت دلم مثل یه بادبادک از روی دیوار میپرید فراش پیر مدرسه به گرد من نمیرسید فردا ولی ناظممون بغضم و میشکست تو گلو دستای من میموندن و ترکه ی خیس آلبالو خطای خون مردگی رو رو کف دستام میکشید صدای گریه ی من و گوشای اون نمیشنید برپا بگو ای من من برجا نشستنت بسه از روی دیوارا بپر مدرسه مثل قفسه برپا بگو ای من من برجا نشستنت بسه از روی دیوارا بپر مدرسه مثل قفسه حالا بزرگ شدم ولی دیوارا باز دور منن هنوز برای هر فرار ترکه به دستام میزنن مدرسه ی سکوت من زنگای تفریح نداره زلزله ی ترانه ها دیواراش و برمیداره با هر ترانه یه دفعه از روی دیوار میپرم با هر پرش صد نفر و اون ور دیوار میبر با اینکه رو دوستای من خط کبود گریه هاست خوب میدونم ک مدرسه فردا پر از نور و صداست خسته نشو ای من من آخر جاده روشنه ترکه ی خیس آلبالو یه جای قصه میشکنه خسته نشو ای من من آخر جاده روشنه ترکه ی خیس آلبالو یه جای قصه میشکنه