به گزارش سرویس مجله خانواده ساعدنیوز، همه ما در زندگی اجتماعی و زناشویی در موقعیت هایی قرار می گیریم که شرایط مطابق میل مان نیست؛ گاهی حرفی می شنویم که به نظرمان توهین آمیز است، گاهی فکر می کنیم مورد ظلم واقع شده ایم، در حق مان اجحاف شده یا تحقیر شده ایم و… در چنین شرایطی، هرکس با توجه به ویژگی های شخصیتی، تربیت خانوادگی یا نوع برداشت خود از مسائل، واکنش خاص خود را خواهد داشت؛ عده ای بلافاصله حرف شان را می زنند و به قول معروف از خود دفاع می کنند. عده ای ترجیح می دهند سکوت کنندتا زمان مناسبی پیدا کنند. بعضی افراد هم قهر می کنند. فراموش نکنیم همه ما هر روشی را که انتخاب کنیم می خواهیم به نوعی مسئله را حل کنیم و در واقع به حس بهتری برسیم. ولی واقعا با کدام روش به چنین هدفی دست پیدا می کنیم؟
اگر بخواهیم بدانیم که چه نوع شخصیت هایی بیشتر قهر می کنند و علت این کار آنها چیست، باید بدانیم که قهر هم مثل بسیاری از شیوه های برخورد با مشکلات، در همه افراد یکسان نیست؛ درست همانگونه که بعضی مواقع، اضطراب و استرس را تجربه می کنیم ولی بعضی افراد را بیشتر به عنوان افراد مضطرب می شناسیم، در مورد قهر کردن هم همین طور است؛ یعنی بعضی افراد هم بیشتر قهر می کنند و زودتر از دیگران می رنجند و آزرده خاطر می شوند و این کم کم به صورت ویژگی شخصیتی آنها شناخته می شود. شاید بتوان گفت افرادی که بیشتر قهر می کنند توانایی کلامی کمتری نسبت به دیگران دارند.
شاید فکر می کنند دلیلی برای حرف زدن وجود ندارد یا اصلا فکر می کنند حرف زدن فایده ای ندارد. دلیل دیگر این است که معمولا این افراد چون وقتی در کودکی قهر می کرده اند و به چیزی که می خواسته اند، می رسیده اند؛ همین موضوع کم کم باعث شده که قهر کردن به عنوان بخشی از شیوه های رفتاری آنها تبدیل شود. اینها افرادی هستند که تصور می کنند بهترین کار برای تسلط روی افراد، این است که آنها را تحت کنترل درآورند. البته این شیوه برخورد، خودخواهانه به نظر می رسد چون بدین ترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل هم سلب می کنند.

به طور کلی قهر واکنش طبیعی انسان است که به صورت زیستی و ژنتیکی و محیطی به دیگری منتقل میشود، افرادی که در موقعیت های مختلف زندگی خود( اعم از روابط اجتماعی و یا روابط عاطفی) از برخی عت های مشترکی رنج میبرند:
روبرو شدن با ناکامی ها
مشکل در بیان نیازها، خواسته ها، عواطف و احساسات، انتظارت و بر آورده نشدن آنها
انتقاد پذیری پایین
زودرنجی و ضعف فردی – شخصیتی
ترس
ناتوانی در بیان مشکلات قهر و آشتی در خانم ها و آقایان
مسولیت ناپذیری ها
خودخواهی ها
گاهی زن و شوهرها وقتی از دست هم ناراحت می شوند قهر می کنند و دیگر با هم حرف نمی زنند. به عقیده آنها قهر و دعوا بهترین وسیله است که می توانند از همسرشان انتقام بگیرند. ولی این شیوه نه تنها همسرشان را تنبیه نمی کند بلکه ممکن است طرف مقابل هم مقابله به مثل کند و قهر کند که این تاثیر بسیار بدی بر زندگی زناشویی می گذارد و عواقب بدی به دنبال دارد.رفتار قهر کردن در زنان بیشتر به شکل توجه طلبانه انجام می شود و تناوب آن در میان زنان بیشتر از مردان است. مردان هنگامی که دچار چالش های هیجانی و عاطفی می شوند و از پس حل کردن مشکل بر نمی آیند، به قهر روی می آورند. در واقع قهر کردن فرار از مواجه شدن با مسئله است.
زنان هنگامی که با دوستان خود قهر می کنند یا دچار اختلاف و سوء تفاهم با آن ها می شوند معمولا حالت برون گراتری به نسبت آقایان دارند و حتی با یک تماس تلفنی نیز می توانند آشتی کنند و مسئله را حل و فصل کنند. زنان معمولا سریعتر آشتی می کنند و ناراحتی خود را بیان می کنند و با شنیدن دلایل قانع کننده به سرعت مجاب می شوند و خطای فرد را فراموش می کنند.
گاهی مردان برای تمرکز بر موضوع و حل آن نیاز به گرفتن فاصله دارند. این رفتار ممکن است اشتباهی قهر در نظر گرفته شود. اما در این حالت مردان صرفا حل مسئله را به تعویق می اندازند تا آرامش خود را حفظ کنند. برخلاف زن ها که به سرعت ناراحتی و دعوا را فراموش می کنند، مردان اینطور نیستند و تا مدت ها ناراحتی و اختلاف در ذهن آن ها روشن باقی می ماند که این می تواند حتی تا سال ها نیز به طول انجامد. مردان در بیان احساسات خود ضعیف تر از زنان هستند و بروز احساساتی، چون گریه، اشک، بغض و قهر در آن ها کمتر رخ می دهد.
غرور( خودشیفته ها):این دسته از افراد کسانی هستند که مغرورند و به نوعی می توان گفت که در طیف محدوتر اختلال شخصیت خود شیفته قرار دارند.
ناتوانی و بلد نبودن (شخصیت های اجتنابی و اسکیزویید ها):شخصیت های اسکیزویید به خاطر اینکه درون گرا و خجالتی هستند و از تایید نشدن خود می ترسند، بنابراین نمیخواهند که آشتی کنند و با خودشان راحت تر هستند و همدلی ندارند.
ناامیدی (افسرده و بدبین):مهم ترین سوالی که این گروه از افراد می پرسند این است که برای چی آشتی کنم؟ چه فایده ای داره؟ و ..
دخالت دیگران:افرادی که از دیگران به شدت تاثیر پذیرند و در روابط خود همیشه نقش منفعلی را دارند زمینه بیشتری جهت قهر کردن های زیاد دارند.
یکی از دلایلی که باعث می شود افراد برای آشتی کردن اقدام نکنند این است که فکر می کنند با آشتی مهر تأییدی بر رفتارهای غلط فرد مقابل خود می زنند. مساله قهر و آشتی در روابطه خانوادگی و روابط اجتماعی پدیده بسیار مهمی است که خیلی از مردم با آن درگیر هستند و بعضا تا پایان عمر خود از آن رنج میبرند. همه انسانها در قهر کردن مهارت خیلی خوبی دارند و به نوعی همه ما در قهر کردن استاد تمام عیار هستیم، اما در آشتی کردن مهارت نداریم و بلد نیستیم . در ادامه نحوه آشتی کردن با همسر را بیان می کنیم.
تفاهم به معنای مقصود یکدیگر را فهمیدن و درک کردن مطلب همدیگر است. تفاهم در ازدواج به معنای فهم مشترک یا فهم نزدیک همسران نسبت به یک موضوع است. بپذیرید که شما و همسرتان دید متفاوتی نسبت به قضایا دارید و دارای ایده ها و عقاید متفاوتی هستید، با پذیرفتن این موضوع می توانید نظرات یکدیگر را حتی متفاوت قبول کنید و برای صحبت های یکدیگر ارزش قائل شوید.پس از دعوا به دنبال انتقام جویی و تحقیر یکدیگر نباشید و به جای این کارها به تفاهم برسید و با یکدیگر سازش کنید.
اگر با همسرتان ، جرو بحث نموده اید و هر دو از موضوعی ناراحت هستید، غرورتان را کنار بگذارید و برای دلجویی از او پیشقدم شوید و منتظر او نباشید که در آشتی نمودن با شما پیشقدم شود.دلجویی نکردن شما از همسرتان یعنی شما مهارت لازم را برای ترمیم آسیب احساسی که در زندگی مشترکتان ایجاد شده است، ندارید.از خود گذشتگی کنید و با تمامی هیجانات منفی که شما را از این کار منع می کند، به سمت طرف مقابل خود بروید، و رابطه را ادامه دهید تا او از کرده ی خود پشیمان شود و ارزش شما را بهتر درک کند.
قهر کردن یک رفتار کاملا ناپسند است که در برخی از زندگی های زناشویی بین همسران اتفاق می افتد و یکی از طرفین به نشانه ی اعتراض و یا دلخوری از موضوعی دست به این این عمل میزنند اگر برای مصالحه و سازش آمادگی ندارید به هیچ وجه پیش نروید زیرا در این شرایط شما با از دست دادن کنترل خود او ضاع را برای خود بدتر می کنید پس زمانی که از لحاظ روحی آمادگی کامل دارید ، جلو بروید.
عذر خواهی واقعی یکی از دشوار ترین کارها پس از دعوا زن و شوهری است. بعد از هر دعوا غرور و تکبر تان را کم کنید و برای به وجود آمدن دعوا و کارها و حرف های اشتباه تان اظهار تاسف کنید و بدانید تا بحال عذرخواهی نمودن به کسی آسیب نرسانده است.عذر خواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متأسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید تا دیگر بر سر مسئله مورد نظر مشکلی نداشته باشید.
برای آشتی کردن با همسرتان جملات محبت آمیز به زبان آورید و به او بگویید که دوستش دارید. با این سخن شما او در می یابد که احساس شما نسبت به او هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد. نیاز ذاتی خانم ها دوست داشته شدن و دوست داشتن است؛ بنابراین وقتی در موضوعی قرار می گیرند که آزرده خاطرند نیاز ذاتیشان، آسیب می بیند و با خودشان فکر می کنند «من رو دوست نداره» یا نفهمید من دوستش دارم، پس برای دلجویی از خانم ها بهتر است، مرد ها عبارت هایی مانند اینکه «من هنوز تو رو دوست دارم» و «تو برایم مهمی» و «من منظوری نداشتم» را زیاد استفاده کنند.نیاز ذاتی آقایان نیز قدرت و توانایی است. آقایان پس از دعوا با همسر احساس بی کفایتی و تحقیر شدن می کنند بنابراین برای آشتی با مردان از جملاتی مانند «من می دونم که تو می تونی» و «می دونم به فکر ما هستی و حواست هست» استفاده نمایید.