به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری ساعدنیوز، پنج روز از آغاز تهاجم موشکی میگذرد و تبریز، چهرهای مصمم به خود گرفته است. مردم تبریز که همواره در روزهای سخت، تکیهگاه یکدیگر بودهاند، حالا گردِ نام کسی جمع شدهاند که واژه «وظیفه» را بازتعریف کرد. در میان هیاهوی شهر و اضطراب ناشی از اصابتها، داستان سربازی که در آخرین لحظاتِ جابجاییِ شیفت، ماندن را بر رفتن ترجیح داد، دهانبهدهان میچرخد و به نماد مقاومت این خطه تبدیل شده است.
دوستان و همرزمان این شهید، با چشمانی سرخ از اشک و بیخوابی، از آخرین دقایق حضور او در مقر نظامی میگویند. یکی از همخدمتیهای او تعریف میکند که برگه خروجش امضا شده بود و حتی ساک سفرش را برای بازگشت به خانه بسته بود؛ اما با شنیدن آژیر وضعیت قرمز و شدت گرفتن حملات، لباس رزم را از تن درنیاورد. او به دوستانش گفته بود: «در این شرایط که شهر زیر آتش است، چطور میتوانم پست را خالی کنم؟» او ماند تا در کنار دیگران از آسمان شهرش پاسداری کند و در نهایت، در همان سنگری که متعلق به شیفت او نبود، هدف ترکشهای موشک قرار گرفت و به آسمان پر کشید.
این ایثارِ داوطلبانه، موجی از غرور ملی را در میان مردم آذربایجان برانگیخته است. در بازارهای تبریز و در میان مردمی که با وجود تهدیدات، به زندگی روزمره خود ادامه میدهند، صحبت از این است که این شهید، نه با اجبار، که با انتخاب خود در قتلگاه ماند. این روایتِ فداکاری، حالا فراتر از یک خبرِ جنگی، به انگیزهای برای اتحاد بیشتر میان شهروندان تبدیل شده است؛ مردمی که معتقدند وقتی سربازی از حقِ استراحت و امنیت خود برای دفاع از وطن میگذرد، یعنی ریشههای این سرزمین در برابر هر تهاجمی، مستحکمتر از آن است که با موشک سست شود.