به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، تاریخ شفاهی و اسناد بهجایمانده از دوران پیش از انقلاب، تصویر روشنی از وضعیت اقتصادی و شکاف طبقاتی در حکومت پهلوی ارائه میدهند. تصاویری که نه از سوی مخالفان، بلکه از زبان نزدیکترین افراد به محمدرضا شاه پهلوی روایت شده و نشاندهنده نهادینه شدن رشوهخواری، چپاول و اختلاس در بالاترین سطوح حاکمیتی است.
حسین فردوست، رئیس دفتر ویژه اطلاعات و از نزدیکترین چهرهها به شاه، در روایتی تاریخی به گستردگی غیرقابلتصور فساد اشاره میکند. او صراحتاً بیان میکند که در جایگاه رئیس بازرسی، برای رسیدگی به تمام «چپاولگریها» به حداقل 10 هزار پرسنل نیاز داشته است. به گفته فردوست، فساد در حد اکثر متصور بود و آنها تنها توانستند برای بررسی پروندهها یک کفِ رقم تعیین کنند: رسیدگی به اختلاسهای بالای 100 میلیون تومان!
منوچهر گنجی، وزیر آموزش و پرورش دوران شاه نیز در روایتی مشابه، از نفوذ سرمایهداران بزرگ و وابستگان دربار پرده برمیدارد. او از افرادی چون محمد خاتم (داماد پادشاه و فرمانده نیروی هوایی) و اشرف پهلوی به عنوان سرمایهداران بزرگ ایران نام میبرد که در تمامی ارکان اقتصادی کشور نفوذ داشتند و هزینههای شخصی خود را به راحتی از منابع دولتی تامین میکردند.
با یک محاسبه ساده اقتصادی، میتوان به عمق فاجعه پی برد. در سال 1357، قیمت هر سکه طلا 420 تومان بود. یک اختلاس 100 میلیون تومانی در آن زمان، معادل خرید بیش از 238 هزار سکه طلا ارزش داشت. با احتساب قیمت روز سکه در زمان حال، ارزش تنها یکی از این پروندهها بالغ بر 27 هزار میلیارد تومان (27 همت) برآورد میشود. نکته تکاندهنده آنجاست که بنا بر اسناد بازرسی شاهنشاهی، تا پیش از پیروزی انقلاب، دستکم 3750 پرونده با چنین ابعادی وجود داشته است.
مروری بر جراید همان دوران، مهر تاییدی بر این ادعاهاست. تیترهایی نظیر «اختلاس 50 میلیونی»، «فساد در طبقات بالا است»، «800 هزار تومان از بانک مرکزی اختلاس شد» و گزارشهایی با عناوین «ایران، بنگاه مالی شاه و خاندان پهلوی» نشان میدهد که ابعاد این فساد به قدری گسترده بوده که حتی ماشین سانسور رژیم نیز قادر به پنهان کردن کامل آن در رسانههای رسمی نبوده است. در یکی از این اسناد، به دستور مستقیم شاه برای پرداخت یک میلیون دلار رشوه به یک فرد خاص اشاره شده است.
این غارتگریها از نگاه جامعه جهانی نیز پنهان نمانده است. روزنامه معتبر «فایننشال تایمز» (Financial Times) در یک اینفوگرافیک مستند از «بزرگترین اختلاسگران تاریخ»، نام محمدرضا شاه پهلوی را در کنار دیکتاتورهایی نظیر سوهارتو (اندونزی)، فردیناند مارکوس (فیلیپین) و موبوتو سسه سوکو (زئیر) قرار داده است؛ فهرستی که نشان میدهد چگونه ثروت یک ملت به حسابهای شخصی در بانکهای سوئیس و آمریکا منتقل شده است.
تجمیع ثروت در دست اقلیتی وابسته به دربار، تورم، فقر عمومی و نبود عدالت اجتماعی، در نهایت جامعه ایران را به نقطه جوش رساند. آخرین سخنرانی تلویزیونی محمدرضا شاه و بیان جمله معروف «من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم»، در واقع اعترافی دیرهنگام به شکست سیستمی بود که پایههای آن بر بیعدالتی، استبداد و فساد گسترده مالی بنا شده بود؛ سیستمی که دیگر هیچ وعدهای برای اصلاح آن کارساز نبود.