به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، جی دی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در یک نشست خبری با اشاره به آخرین وضعیت مذاکرات و تنشهای جاری با ایران، از پیشرفتهای مهم دیپلماتیک در جریان گفتوگوهای اخیر در اسلامآباد خبر داد. وی در عین حال با صراحت بر مواضع سختگیرانه واشنگتن در قبال برنامه هستهای ایران تاکید کرد.
ونس در آغاز سخنان خود گفت: «پیش از حضور در این نشست، گفتوگوی کوتاهی با رئیسجمهور داشتم. برای ارائه یک گزارش روزآمد از وضعیت ایران و روند مذاکرات، باید بگویم که معادله در واقع بسیار ساده است؛ ما در قبال وضعیت ایران، دو گزینه و دو مسیر مشخص پیش رو داریم.»
معاون رئیسجمهور آمریکا با تشریح خطوط قرمز کاخ سفید افزود: «آنچه رئیسجمهور ایالات متحده به صراحت بیان کرده، این است که ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد. مهم است که مردم آمریکا و همه شما درک کنید وقتی ما این حرف را میزنیم، مسئله فقط دستنیافتن ایران به بمب اتم نیست، بلکه پیامدهای فاجعهبار پس از آن است. ما میدانیم که در آن صورت، بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر نقاط جهان نیز خواهان سلاح هستهای اختصاصی خود خواهند شد.»
وی با هشدار نسبت به نابودی دستاوردهای امنیتی آمریکا تصریح کرد: «در چنین سناریویی، نقطه روشن و موثر سیاست خارجی آمریکا در 20 سال گذشته، یکشبه محو خواهد شد. اگر تمام کشورهای جهان برای دستیابی به سلاح هستهای به تکاپو بیفتند، امنیت همه ما به شدت کاهش مییابد. ایران در واقع اولین دومینویی خواهد بود که یک رقابت تسلیحاتی هستهای را در سراسر جهان به راه میاندازد و این برای امنیت ملی ما بسیار خطرناک است.»
جی دی ونس در ادامه با اشاره به دغدغههای شخصی خود گفت: «به عنوان پدر سه فرزند خردسال، نمیخواهم آنها وارث جهانی باشند که در آن 20 رژیم جدید -که نیمی از آنها بسیار خطرناک و حامی تروریستها هستند- به سلاح هستهای مجهز باشند. ما میخواهیم تعداد کشورهای دارای تسلیحات هستهای محدود بماند. به همین دلیل، فارغ از تمام نگرانیهای دیگرمان نظیر استفاده احتمالی آنها از بمب اتم یا بهرهبرداری از آن به عنوان اهرم فشار در مذاکرات اقتصادی، ایران تحت هیچ شرایطی نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد.»
معاون رئیسجمهور آمریکا با اشاره به اقدامات نظامی پیشین کشورش مدعی شد: «کاری که ما تاکنون انجام دادهایم این است که توانمندیهای نظامی متعارف آنها را به طور موثری تضعیف کردهایم. این هدف با موفقیت محقق شده است. هرچند همیشه میتوان اقدامات بیشتری انجام داد، اما در موقعیت کنونی، رئیسجمهور از ما خواسته است تا با جدیت و رویکردی تهاجمی با ایرانیها مذاکره کنیم.»
ونس در پایان درباره دلایل سفر طولانی خود به پاکستان توضیح داد: «چرا به اسلامآباد سفر کردم؟ چرا 22 ساعت در مسیر رفت، 24 ساعت در مسیر برگشت و 21 ساعت روی زمین برای مذاکره با ایرانیها وقت صرف کردم؟ پاسخ این است که ما میخواستیم حسن نیت خود را نشان دهیم. معاون رئیسجمهور ایالات متحده آماده دستیابی به یک توافق است، مشروط بر اینکه ایرانیها نیز در آن موضوع کلیدی و هستهای، یعنی عدم دستیابی به سلاح اتمی، با ما هممسیر شوند. ما معتقدیم که پیشرفتهای زیادی در این زمینه به دست آوردهایم.»
اظهارات اخیر جی دی ونس، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، اعترافی ناخواسته به شکست راهبردهای سختگیرانه ایالات متحده در قبال تهران است. ونس در حالی از «تضعیف توان متعارف ایران» سخن میگوید که واقعیات میدانی و نفوذ راهبردی ایران در منطقه، خلاف این ادعای تبلیغاتی را ثابت میکند. در واقع، حضور طولانیمدت و ماراتن مذاکراتی در اسلامآباد، نشاندهنده آن است که کاخ سفید متوجه شده بدون شناسایی جایگاه واقعی ایران، هیچ معادله امنیتی در منطقه به سامان نخواهد رسید.
با نگاهی دقیق به این مواضع از منظر منافع ملی ایران، محورهای زیر قابل تحلیل است:
تمرکز ونس بر «کنترل تسلیحاتی» و عبور از لفاظیهای مربوط به براندازی، نشاندهنده یک عقبنشینی تاکتیکی است. واشنگتن به این درک رسیده است که اقتدار درونی و ثبات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، عبور از خط قرمزهای کلان را برای آنها غیرممکن کرده است. اکنون آنها به دنبال «توافق برای توافق» هستند تا صرفاً از پیشرفتهای غیرقابل بازگشت هستهای ایران جلوگیری کنند؛ پیشرفتهایی که محصولِ بومیسازی دانش هستهای تحت شدیدترین تحریمهای تاریخ است.
تحمل بیش از 40 ساعت پرواز و نشستن پای میز مذاکره در پاکستان، نه از روی «حسن نیت»، بلکه ناشی از «اضطرار» است. ایالات متحده که زمانی سودای مذاکره مستقیم و تحمیلی در واشنگتن را داشت، اکنون مجبور است در پایتختهای منطقهای و با میانجیگری همسایگان ایران، به دنبال راهی برای خروج از بنبست خودساخته باشد. این حضور سطح بالا، بیش از هر چیز، پیروزی راهبرد «دیپلماسی عزت» ایران را نشان میدهد که طرف مقابل را به تکاپو واداشته است.
ژستهای انسانی ونس و اشاره به آینده فرزندانش، در تضاد آشکار با واقعیت رفتاری آمریکا قرار دارد. دولتی که با «تروریسم اقتصادی» و تحریمهای دارویی، سلامت کودکان ایرانی را هدف قرار داده است، نمیتواند مدعی نگرانی برای امنیت جهانی باشد. ادعای جلوگیری از «دومینوی هستهای» نیز تنها پوششی برای حفظ انحصار هستهای رژیم صهیونیستی در منطقه است؛ رژیمی که بزرگترین تهدید برای امنیت خاورمیانه محسوب میشود، اما در سخنان ونس به شکلی هدفمند نادیده گرفته شده است.
جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده که از موضع اقتدار و با تکیه بر «فتوای رهبر شهید» مبنی بر حرمت سلاح هستهای، به دنبال تعامل سازنده است، اما هرگز تحت فشار و تهدیدِ نظامی، از حقوق مسلم خود عقبنشینی نخواهد کرد. سخنان ونس نشان داد که آمریکا برای حفظ آبروی سیاسی خود در داخل، نیازمند یک «دستاورد دیپلماتیک» با ایران است. اکنون توپ در زمین واشنگتن است تا نشان دهد آیا واقعاً آماده لغو موثر تحریمها و شناسایی حقوق ایران هست یا همچنان میخواهد با لفاظیهای بیپشتوانه، فرصتهای دیپلماتیک را بسوزاند.