شاعران از «رهبر شهید انقلاب» گفتند/ بغض و اشک در شب میلاد امام حسن (ع)

  پنجشنبه، 14 اسفند 1404 ID  کد خبر 528342
شاعران از «رهبر شهید انقلاب» گفتند/ بغض و اشک در شب میلاد امام حسن (ع)
ساعدنیوز: مجلس شعر سنتی شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) که هرساله با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار می‌شد، امسال در حالی برپا شد که صندلی ایشان در صدر مجلس خالی بود و شاعران در سوگ «رهبر شهید» به قرائت آثار خود پرداختند.

به گزارش سرویس خبری پایگاه خبری ساعدنیوز، امسال هم به رسم هرسال، مجلسی که در شب‌های نیمه رمضان با حضور رهبر معظم انقلاب برگزار می‌شد; این‌بار، در فراق رهبر شهید انقلاب شکل گرفته است.

برنامه بعد از اذان مغرب آغاز شد. همراه با بغض فروخورده شاعران؛ آنها که هرچه ماتم داشتند در کلمات ریختند، انگار هرکدام منتظر تلنگری هستند تا اشک بریزند و این تلنگر را علیرضا قزوه، شاعر و مجری برنامه، می‌زند؛ با کسب اجازه از رهبری که دیگر جسمش میان شاعران نبود. او گفت: «هر سال می‌رسیدیم خدمت آقا، می‌گفتند برای من شعر نخوانید… حالا همه اشعار برای ایشان است.»

همین جملات کافی بود تا بغض‌ها بشکند.بعد از آن، دیگر مجلس شبیه هیچ‌سال نبود. هر شاعری که پشت تریبون قرار می‌گرفت، انگار برای یک غایب آشنا شعر می‌خواند؛ غایبی که سال‌ها نخستین شنونده این بیت‌ها بود.

نخستین شعرها با صدایی لرزان خوانده شد. بعضی مصرع‌ها نیمه‌کاره می‌ماند و شاعر با نفس عمیق ادامه می‌داد. اشک‌ها بی‌صدا پاک می‌شد و کسی تلاشی برای پنهان کردن آن نداشت.

میلاد عرفان‌پور در شعرش رهبر شهید را ایران‌مرد خواند: «جوهر شاهنامه تا گرم استاز تو باید نوشت ایرانمرد»او گفت که روشن‌ترین تصویری که از این سال‌ها در ذهنش مانده، «امیدی» است که رهبر شهید به شعر می‌دادند. او تأکید کرد ایشان همیشه از شاعران انتظار داشتند امید و انگیزه در شعرشان جاری باشد.

احمد بابایی از انتقام حتمی شعر خواند و با لحنی حماسی اما اندوهگین خواند:«آرش رسته از اساطیریمزخمی اما حریف شمشیریم»

شعر افشین علا جبهه یزید و حسین(ع) را پیش رویمان کشید:«اهریمنی که رهبر ما را شهید کرداز او حسین ساخت، خودش را یزید کرد»مصرع دوم که خوانده شد، چند نفر بی‌اختیار گریستند.

خود او هم در ادامه گفت: «به ما شاعر حکومتی می‌گفتند و متهممان می‌کردند که ما صله می‌گیریم، در حالیکه صله ما دیدار با آقا بود.» محمد رسولی نیز شعری خواند که مستقیم و بی‌واسطه بود:«برید از همه دنیا، از شهیدان نهگذشت از همه چیزش ولی از ایران نه»صدایش در میانه بیت لرزید و لحظه‌ای سکوت کرد.او گفت که همه یتیم شدیم و فرزند شهید هستیم اما برای شادی دل آقا ضعف نشان نخواهیم داد.

در بخش دیگری از مجلس، بیتی خوانده شد که حال و هوای امشب را خلاصه می‌کرد:«حاج قاسم رسید مهمانت؟جمع‌تان جمع و حالتان خوب است؟»این‌جا دیگر اشک‌ها پنهان نماند. مجلس که جلوتر رفت، شعرها فقط خوانده نمی‌شد؛ هرکدام شبیه وداعی شخصی بود. خاطره‌ای که هر بیتش با نگاه‌ها و سکوت‌های شاعران گره خورده بود.

در نهایت، امسال شعر و شاعران حاضر بودند، اما یک صندلی در صدر مجلس خالی بود…


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها