به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از فارس، بیش از چهل روز از تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک پاک کشورمان میگذرد. تجاوزی که با شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدسسره)، جمعی از فرماندهان غیور، مسئولین سربلند و مردم مظلوم ایران همراه شد.
پاسخ منفی سلبریتیها به انتظار افکار عمومی
یکی از انتظارات فزاینده افکار عمومی در جریان این جنگ تحمیلی، اعلام موضع و واکنش گروهی از کنشگران مشهور و پرهیاهوی اجتماعی به نام سلبریتیها بود؛ انتظاری که در سایه انفعال، بیتفاوتی و عافیتطلبی این گروه سابقا مرجع، بیپاسخ ماند. اگرچه زمستان هم تمام شد اما خواب زمستانی سلبریتیها آنقدر عمیق و سنگین بود که رفتهرفته انتظار جامعه از آنها امری عبث و بیفایده جلوه کرد.
سلبریتیها و کارکرد دوگانه سرمایه نمادین در شرایط جنگی
سرمایه نمادین سلبریتیها به دلیل امتزاج با مولفههایی چون توجه، اعتبار و نفوذ اجتماعی، مجرای مناسبی برای انعکاس افکار و امیال اقشار مختلف مردم به شمار میآید. این سرمایه در شرایط استثنایی مانند جنگ، کارکردی دوگانه پیدا میکند؛ بدینمعنا یا از طریق همذاتپنداری عمومی و ابراز همبستگی با مردم به سرمایهای اخلاقی بدل میشود و یا وجههای منفی مییابد؛ آنگاه که سلبریتیها تصمیم میگیرند سرمایه خود را به استخدام بازنمایی آلام و دغدغههای توده مردم درنیاورند.

بیعملی در جنگ و ضربه مهیبی که به سرمایه اجتماعی سلبریتیها وارد شد
در چنین شرایطی سکوت، انفعال و بیعملی سلبریتیها به افکار عمومی این آلارم را ارسال میکند که یورش تمامعیار دشمن خارجی به خاک میهن، آنقدرها هم اهمیتی ندارد که به اعلام موضع و کنشگری من نیاز داشته باشد. اینجاست که شکافی عمیق و ویرانگر میان انتظار جامعه و عملکرد سلبریتیها به وجود میآید. شکافی که در صورت عدم ترمیم بهنگام، میتواند ضربهای مهیب و مهلک به اعتبار و سرمایه اجتماعی سلبریتیها وارد آورد؛ درست مانند آنچه در جریان جنگ تحمیلی سوم برای این گروه سابقا مرجع اجتماعی رخ داد.
رخوتی خودخواسته که با بهانه قطعی اینترنت توجیه نمیشود
نکته بسیار مهم اینجاست که سکوت و سستی مزمن سلبریتیها برخلاف تصور طیفهایی از افکار عمومی نمیتواند با بهانههای واهی چون قطعی اینترنت و عدم دسترسی به شبکههای اجتماعی توجیه شود؛ چه اینکه شماری از هنرمندان در همین شرایط، موضع گرفته و کنشگری کردند و به نحوی از انحاء کنار مردم خود ایستادند.
بنابراین چنین انفعال خودخواستهای با مولفههای مهمی چون هویت، تعهد، ارادهمندی و احساس مسئولیت اجتماعی نسبت پیدا میکند.

سلبریتیها و پدیده انفعال سازمانیافته
بررسی اجمالی عملکرد سلبریتیها در بازه زمانی یک ماهه پس از آغاز تجاوز دشمن به خاک میهن، حاکی از آن است که کسر قابل توجهی از آنها چه در فضای مجازی، چه در رسانههای فراگیر و چه در ساحت عمل اجتماعی، هیچ ارجاع مستقیم یا غیرمستقیمی به وضعیت جنگی حاکم بر کشور نداشتهاند. این وضعیت به غایت بغرنج از رخوت و بیعملی سازمانیافته یا دستکم انفعال جمعی طیف وسیعی از سلبریتیها حکایت دارد.
تناقض مشهودی که در عملکرد سلبریتی پدیدار شد
تناقض مشهود در عملکرد سلبریتیها اینجاست که بسیاری از آنها پیش از وقوع جنگ تحمیلی رمضان، موجی از مواضع مهمل، نابجا، بیربط و غیرتخصصی را در قبال مسائل بیاهمیت گوناگون اتخاذ میکردند. بهویژه در بزنگاه کودتای آمریکایی 18 و 19 دی 1404 که مواضع غلط، بیپروا و گمراهکننده آنها و هزینههای گزاف فزایندهای را به منافع ملی، جان و مال مردم وارد آورد. با وجود این، در هنگامه خطیر تجاوز دشمن به خاک میهن، سلبریتیها در مارپیچ مهلک و کشنده سکوت فرو رفته و منافع شخصی خود را به مصالح عمومی ترجیح دادند.
کدام تحلیل سلبریتیها را به سکوت و تغافل در جنگ کشاند؟
تحلیل غالب سلبریتیها این بود که هرگونه اظهارنظرشان درباره جنگ تحمیلی میتواند به برچسبزنی سیاسی، کاهش فرصتهای شغلی آینده و تهدید موقعیت آنها در فضای حقیقی و مجازی منجر شود؛ این ارزیابی به ویژه نزد آن دسته از سلبریتیهایی که شانس برخورداری از بازار کار بینالمللی را برای خود متصور بوده و مرعوب دنبالکنندگان انبوهشان در شبهرسانههایی چون اینستاگرام شده بودند، به مراتب پررنگتر از سایرین بود.
سلبریتیها کمهزینهترین راه را انتخاب کردند
ارزیابی سلبریتیها این بود که در شرایط تشدید دوقطبی در فضای مجازی خاصه در بستر شبهرسانههایی چون اینستاگرام، هرگونه اظهارنظر و موضعگیری، میتواند موج احساسات و عواطف منفی مخالفان را به سوی آنها گسیل کند. در چنین وضعیتی، سکوت و تغافل، کمهزینهترین راه برای حفظ اعتبار و شهرت محسوب میشود. اما پرسش اخلاقی بسیار مهم اینجاست که آیا یک چهره مشهور در بزنگاه خطیری چون جنگ، محق است صرفا به نفع شخصی خود بیندیشد و مسیر عافیتطلبی را برگزیند؟
بزنگاه جنگ؛ لحظه خطیر آزمون سرمایه نمادین سلبریتیها
نکته بسیار مهم اینجاست که سرمایه نمادین سلبریتیها هرگز در خلأ و انزوا ساخته نمیشود. او اعتبار خود را وامدار و مرهون مولفههایی چون هویت ایرانی، زبان فارسی، نهادهای حمایتکننده هنری و آموزشی و نیز حافظه جمعی ایرانی است. به بیان دیگر، وقتی فردی در ایران به سلبریتی تبدیل میشود، از اقسام سرمایههای مادی و معنوی این خاک، انبوه ظرفیتهای مستتر در فرهنگ و تاریخ ملی، روایتها و خردهروایتهای مشترک و صدها مولفه دیگر بهره جسته است. این سرمایه، برخلاف سرمایه اقتصادی، ماهیتی بازتولیدشونده توسط جامعه دارد. این جامعه است که به سلبریتی اعتبار میبخشد و او با انعکاس این اعتبار به سمت جامعه، چرخه را ادامه میدهد. بزنگاه جنگ، لحظه خطیری است که این چرخه در معرض آزمون قرار میگیرد.
موضعگیری سلبریتیها میتوانست به افزایش تابآوری اجتماعی کمک کند اما...
سلبریتیهایی که در بزنگاه این جنگ تحمیلی میتوانستند با مواضع و کنشگری همدلانه خود به افزایش تابآوری اجتماعی، کنترل تشویش طیفهایی از مردم و بازنمایی جریان زندگی در شرایط جنگی کمک کنند، مسیر اهمال و انفعال را برگزیدند و با آسودگی از عمل به مسئولیت اجتماعی خویش، سر باز زدند.

پساجنگ و مردمی که دیگر به سلبریتیها بازنمیگردند
باید توجه داشت که نمیتوان سلبریتی بود، از انبوه سرمایههای مادی و معنوی این کشور برای رشد و شهرت استفاده کرد و در بزنگاههای حساس ملی هیچگونه پیوند و همذاتپنداری با مردم برقرار نکرد و مسیر عافیتطلبی و وسطبازی را در پیش گرفت. طبیعی است که مردم در پساجنگ، حاضر به اعتباربخشی، اعتماد و بازگشت دوباره به سلبریتیهای منفعل و منفعتطلب نباشند. آنچه مسلم است، عبارت است از اینکه وضعیت این گروه به پیشاجنگ بازنخواهد گشت. کما اینکه همین حالا هم قرائن و شواهد متقن، نشان میدهد قشرهای گوناگون مردم از این گروه مرجع سابق عبور کردهاند.
قمار دو سر باخت
در تحلیل نهایی باید گفت که سکوت سنگین و بیتفاوتی عمیق سلبریتیها در قبال تجاوز دشمن جنایتکار به خاک ایران، برای آنها به سان قماری دو سر باخت تمام شد. سلبریتیها از یکسو خیال میکردند که جنگ، نظم و آرایش سیاسی ایران را تغییر خواهد داد و از دیگر سو در یکی از سترگترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، از عمل به مسئولیت اجتماعی خود در قبال میهن و مردم خود که مهمترین سرمایه و عنصر هویتبخش به این گروه سابقا مرجع محسوب میشوند، سر باز زدند. در شرایطی که حتی ستارگان هالیوود هم به جنایات جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران واکنش نشان دادند، سلبریتیهای بازنده با بیتفاوتی عمیق خود به قمار مهلکی تن دادند که تبعات مهیب و چهبسا غیرقابل جبرانی را برای آنها به دنبال داشت و در نهایت، با ازاله اعتبار و سرمایه اجتماعی این گروه همراه شد.
مردم فراموش نمیکنند...
ممکن است روزی برسد که مردم، جنگ و بسیاری از حوادث مربوط به آن را فراموش کنند، اما سکوت تلخ و نفرتبار سلبریتیها در این بزنگاه تاریخی شرافت و میهندوستی را هرگز فراموش نخواهند کرد.