به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از فارس، شبکه ضدایرانی «منوتو» رسماً اعلام کرده است که فعالیت پخش آن از سوم خرداد متوقف میشود. این خبر، پایان یکی از پرحاشیهترین شبکههای فارسیزبان خارج از کشور را رقم زد؛ شبکهای که سالها با رویکردی سیاسی-رسانهای سعی داشت بر افکار عمومی ایرانیان اثر بگذارد.
در ظاهر، مدیران این شبکه دلیل تعطیلی را کمبود منابع مالی مطرح کردهاند. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که مسئله اصلی، نه صرفاً تنگنای بودجه، بلکه کاهش شدید اثربخشی این رسانه در میان مخاطبان ایرانی بوده است. به بیان دیگر، وقتی یک رسانه نتواند در فضای افکار عمومی جریانسازی کند، حمایت مالی از آن نیز بهتدریج توجیه خود را از دست میدهد.
احمد کارخانه، مدرس دانشگاه در حوزه علوم ارتباطات، در ارزیابی این اتفاق گفت منوتو در سال 2024 رسماً به پایان کار خود رسید و این بار برخلاف گمانهزنیهای قبلی، با یک توقف واقعی و رسمی روبهرو هستیم. او معتقد است که تعطیلی این شبکه نتیجه یک شکست راهبردی است؛ شکستی که در آن، حمایتکنندگان مالی به این جمعبندی رسیدند که این رسانه دیگر توان اقناعسازی و اثرگذاری لازم را ندارد.
به گفته این کارشناس رسانه، منوتو در سالهای اخیر از قالب سرگرمی-خبری فاصله گرفت و به سمت کنشگری سیاسی تندتر حرکت کرد؛ تغییری که باعث شد بخش مهمی از مخاطبان خاکستری از آن فاصله بگیرند. این شبکه نتوانست جایگاه مرجع خبری خود را حفظ کند و در نتیجه، بخشی از اعتبار رسانهایاش را از دست داد.
کارخانه همچنین تأکید کرد که تکرار روایتهای غیرمستند و دور شدن از واقعیتهای زیسته جامعه ایران، به تضعیف بیشازپیش این شبکه انجامید. او این روند را نوعی «واکسیناسیون مخاطب» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن، مخاطب نهتنها پیام رسانه را نمیپذیرد، بلکه نسبت به آن مقاوم میشود.
در بخش دیگری از این ماجرا، استفاده منوتو از عبارت «روایتهای جعلی» در بیانیه خداحافظی، مورد توجه قرار گرفته است. به باور این کارشناس، وقتی رسانهای که خود سالها متهم به تولید و بازنشر روایتهای غیرمستند بوده، از چنین تعبیری استفاده میکند، بیشتر با یک فرافکنی رسانهای روبهرو هستیم تا یک توضیح دقیق و صادقانه.
این تحلیلگر همچنین اشاره کرد که روندهای قضایی و حقوقی مرتبط با این شبکه، هرچند علت مستقیم تعطیلی در لندن نبوده، اما بهعنوان یک هزینه عملیاتی مهم عمل کرده است. به گفته او، این فشارها ریسک همکاری با شبکه را بالا برده، نیروی انسانی را فرسوده کرده و اعتماد به ثبات ساختاری آن را نیز کاهش داده است.
جمعبندی کارشناسان این است که تعطیلی منوتو تنها پایان یک شبکه نیست، بلکه نشانه فرسودگی یک مدل رسانهای است. در دورانی که مخاطب با انبوه اطلاعات، منابع متنوع و امکان راستیآزمایی مواجه است، رسانهای که صرفاً بر بودجه سنگین و روایت یکسویه تکیه کند، دیر یا زود از اثر میافتد.
این اتفاق برای دیگر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز حامل یک پیام روشن است: بدون اعتبار خبری، پیوند با واقعیت اجتماعی و فهم دقیق از مخاطب ایرانی، حتی پرهزینهترین پروژههای رسانهای هم ممکن است به بنبست برسند.
تعطیلی منوتو را باید فراتر از یک خبر رسانهای خواند؛ این اتفاق نشانهای از فرسایش یک پروژه سیاسی-تبلیغاتی است که سالها تلاش کرد با ترکیب سرگرمی، خبر و جهتدهی سیاسی، در ذهن مخاطب ایرانی نفوذ کند اما در نهایت نتوانست سرمایه اصلی هر رسانه یعنی «اعتماد» را تثبیت کند. در واقع، مسئله فقط قطع بودجه نیست؛ مسئله این است که یک رسانه وقتی از واقعیت جامعه فاصله بگیرد، حتی اگر با منابع مالی کلان هم تغذیه شود، در نبرد روایتها دوام نخواهد آورد.
از زاویه سیاسی، پایان منوتو را میتوان یک نشانه از تغییر توازن در میدان جنگ شناختی دانست؛ میدانی که در آن، مخاطب امروز نسبت به گذشته بسیار حساستر، گزینشگرتر و کماعتمادتر شده است. این تعطیلی به رسانههای مشابه یادآوری میکند که نسخههای قدیمیِ عملیات روانی دیگر کارایی سابق را ندارند و هر رسانهای که بخواهد بر افکار عمومی ایران اثر بگذارد، ناچار است به جای اتکا به هیجانسازی و روایتپردازی مصنوعی، به فهم عمیق از جامعه، صداقت خبری و اعتبار حرفهای تکیه کند.