به گزارش سایت خبری ساعدنیوز به نقل از خبرفوری، اگر به سراغ تاریخ برویم ممکن است کمی متعجب و گیج شویم، از باورهای غلطی که مردم در گذشته داشتند، نحوه مواجهه آن ها با وسایل مفیدی که امروزه از آن ها برخورداریم و چیزهایی که قدمت شان بیشتر از تصور ما است.
با چند واقعیت عجیب تاریخی همراه باشید.
در دوران قرون وسطی اروپایی ها فکر می کردند گیاهی در آسیای مرکزی هست که از آن نوعی بره ی گیاهی می روید. این باور به این دلیل شکل گرفته بود که آن ها نمی دانستند پنبه ای که به سرزمین آن ها می رسید چطور به وجود می آید. اروپایی ها تصور می کردند پنبه نوعی پشم لطیف است که از نوعی بره ی گیاهی به دست می آید. خنده دار آنکه بحث هایی هم در اینباره وجود داشت که در اینصورت این بره را باید موجود زنده به حساب آورد یا میوه، که در نهایت آن را از هر گروه دانسته بودند.
این باور غلط 10 قرنی پابرجا بود و آدم ها حتی گیاهانی را به شکل آن گیاه اسرارآمیز درمی آوردند تا خاطر امپراتورانی که می خواستند این گیاه را ببینند مکدر نشود.

پیشرفت فناوری می تواند چیز ترسناکی باشد، به خصوص در مراحل اولیه، چون چیزهای زیادی درباره ی اختراعات جدید وجود دارد که هنوز برای مردم ناشناخته است. به همین دلیل وقتی در قرن نوزدهم قطار اختراع شد، برخی می گفتند بدن زنان به گونه ای طراحی نشده که تاب تحمل سرعت 80 کیلومتر بر ساعت را داشته باشد چون رحم آن ها می تواند بیرون بزند. مسلماً هرگز چنین اتفاقی رخ نداد.

این مسأله مربوط به دورانی است که مردم به قدرت الهی اعضای خاندان های سلطنتی اعتقاد داشتند، بنابراین این باور از اینجا سرچشمه می گیرد. در دوران قرون وسطی سنتی در انگلیس و فرانسه رواج داشت؛ اعضای خاندان های سلطنتی دستی به رعایای خود که به خنازیر مبتلا شده بودند می کشیدند و به همین خاطر، مردم فکر می کردند با این کار شفا پیدا می کنند. نکته ی جالب درباره ی این موضوع آن است که این بیماری در اغلب موارد کشنده نبود و خود به خود درمان می شد. همین امر این تصور غلط را به وجود آورده بود که بیماری به دست پادشاه درمان شده بود.

در قرن دوازدهم، معدنچیان رسم داشتند به همراه خود قناری به داخل معادن ذغال سنگ می بردند. دلیلش ساده بود: پرنده ها به گازهای سمی حساس ترند تا انسان ها. بنابراین اگر مشکلی در معدن پیش می آمد، معدنچیان از واکنش پرنده فوراً متوجهش می شدند.
با این حال، این بدان معنی نیست که پرنده حتماً در راه باخبر شدن معدنچیان از خطر تلف می شد. آن ها قناری را داخل یک وسیله می گذاشتند که یک مخزن اکسیژن درونش بود. این وسیله به این شکل کار می کرد که وقتی وارد معدن ذغال سنگ می شدند در آن را باز می کردند و اگر پرنده علامتی حاکی از مسمومیت با گاز نشان می داد، معدنچیان در وسیله را می بستند و مخزن اکسیژن شروع به پمپاژ هوا می کرد و پرنده اینگونه به زندگی بازمی گشت.

این باور که قدمت خیلی زیادی هم ندارد به این خاطر به وجود نیامده بود که به مردم اطلاعات دروغین داده شده بود. در اواخر دهه ی 1950 بخش خبری شبکه بی بی سی تصمیم گرفت به مناسبت روز دروغ آوریل با مخاطبان خود شوخی کند و اینگونه شد که آن ها از مردمی گفتند که درخت اسپاگتی پرورش می دادند. عامه ی مردم این شوخی را باور کردند چون در آن زمان انگلیسی ها چیز زیادی درباره ی اسپاگتی نمی دانستند.
این باور غلط تا پیش از دهه ی 1960، با رواج بیشتر اسپاگتی از میان رفت.

در حقیقت در آن زمان کلاه تنها جنبه ی زیبایی نداشت. در دوران حکومت ملکه ویکتوریا در قرن نوزدهم، مردان از کلاه خود به عنوان جیب استفاده می کردند. حتماً می پرسید در آن چه می گذاشتند. مثلاً کاغذ یا چیزهای کوچک دیگر.

قابل درک است اگر فکر کرده باشید شیر بادام در سال های اخیر محبوبیت زیادی پیدا کرده است. با این حال اینگونه نیست. حقیقت آن است که در اروپای قرون وسطی مردم به حدی به شیر بادام علاقه داشتند که در تقریباً همه ی کتاب های آشپزی آن زمان در فهرست مواد ضروری قرار داشت. شیر بادام نه تنها از شیر گاو رایج تر بود، بلکه در دوره ی روزه ی مذهبی که مصرف همه نوع لبنیاتی قدغن است هم اجازه ی خوردنش را داشتند.

اولین بار در قرن نوزدهم که سس کچاپ اختراع شد، ابتدا در دستور تهیه ی آن قارچ و ماهی وجود داشت، اما دکتر جان کوک بنت پیشنهاد کرد در آن از گوجه فرنگی استفاده شود و اینگونه شد که این سس به شکل امروزی اش درآمد. با این حال، در ابتدا تصور می شد از سس کچاپ می توان برای درمان مشکلات مختلفی مثل اسهال و سوء هاضمه استفاده کرد. حتی به شکل قرص هم آن را می فروختند.
