زندگی در عصر حجر چیست؟ چرا باستان‌شناسان ترامپ را یک انسان عصر حجری می‌دانند؟

  یکشنبه، 16 فروردین 1405
زندگی در عصر حجر چیست؟ چرا باستان‌شناسان ترامپ را یک انسان عصر حجری می‌دانند؟
ساعدنیوز: منابع محدود مانند غذا، آب و قلمرو باعث می‌شد که برای تصاحب آن‌ها، که کاملاً منطقی و حتی عادلانه تلقی می‌شد، به همسایگان و سرزمین‌های دیگر حمله شود. در واقع، جنگ یک توجیه بزرگ داشت: «ما» و «آن‌ها»

به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز به نقل از عصرایران، دونالد ترامپ گفته است که ایران را به عصر حجر بازمی‌گرداند؛ یعنی قصد دارد با حمله به نیروگاه‌های برق، پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها، صنایع نفتی و کلیه زیرساخت‌ها مثل جاده‌ها و پل‌ها، زیستن در ایران را آن‌قدر بحرانی و جدی کند که با دور شدن از دستاوردهای تکنولوژی و پیشرفت‌های بشری، ایران به زیستن در عصر حجر بازگردد.

بی‌شک حمله به زیرساخت‌ها و تأسیسات برقی و نیروگاهی و کارخانه‌جات و تمام زیرساخت‌های کشور می‌تواند بحرانی جدی برای ایران به وجود بیاورد؛ بحرانی که برون‌رفت از آن بسیار دشوار است. اما آیا زیستن در عصر حجر، حتی به‌صورت نمادین، صرفاً زیستن در دنیایی است که فاقد پیشرفت‌های تکنولوژی و فناوری است؟

به باور بسیاری از جامعه‌شناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی، زندگی در عصر حجر فقط یک مسئله تکنولوژیک نیست. در واقع، آن‌ها برای توضیح زیستن در عصر حجر به دو بُعد اصلی اشاره می‌کنند: نخست بُعد تکنولوژی است که همه آن را می‌شناسند. در واقع، بدون فلز، بدون نوشتن، بدون چرخ، بدون برق، بدون اینترنت، بدون کارخانه‌جات و بدون صنایع برقی و پتروشیمی و نفت و پالایشگاه‌ها، انسان با دشواری‌های بسیار زیادی زیست می‌کند.

همه ما شواهد زیستن در عصر حجر را می‌شناسیم: شکار، جمع‌آوری غذا، زیستن در غار یا چادر و حتی ابزارهای سنگی. این‌ها نشانه‌های بارز زیستن در عصری است که به آن عصر حجر می‌گویند و ابزارهای سنگی پیشرفته‌ترین و پیچیده‌ترین فناوری آن است.

اما بُعد دیگری هم هست و آن بُعد اخلاقی است؛ بُعدی که کمتر به آن توجه شده و پژوهشگران به آن «اخلاق عصر حجری» می‌گویند که مستقل از تکنولوژی تعریف می‌شود. این بُعد اخلاقی ویژگی‌هایی دارد؛ مثلاً اخلاق قبیله‌ای مطلق. در واقع، آن‌هایی که در عصر حجر می‌زیستند، فقط به اعضای اصلی قبیله ـ مانند خانواده، دوستان نزدیک یا هم‌قومی‌ها ـ ارزش اخلاقی واقعی می‌دادند. غریبه‌ها یا همان «دیگران» خارج از این دایره، حتی از همدلی نیز بی‌بهره بودند.

همچنین قانون مشهور «قوی‌ترین» که شامل بقا و قدرت بدنی، سیاسی و اقتصادی می‌شود؛ در این قانون، قوی‌ترها باقی می‌مانند و بازنده‌ها به‌طور طبیعی قربانی و حذف می‌شوند. حتی انتقام و عدالت شخصی هم بخشی از اخلاق عصر حجری است؛ وقتی از «خون در برابر خون» یا «چشم در برابر چشم» صحبت می‌شود، نمودی از یک جامعه بی‌قانون و پرهرج‌ومرج است.

اگر بخواهیم اخلاق عصر حجری را با مفاهیم امروزی بسنجیم، در این اخلاق ارزش‌گذاری انسانی بر اساس غریزه و سنت است؛ یعنی عقل انتقادی، حقوق فردی، برابری جنسی و نژادی و حتی طبقاتی، و مفاهیم مدرنی مثل حقوق بشری یا مسئولیت جمعی نسبت به نسل‌های آینده، یا اصلاً وجود ندارند یا بسیار ضعیف‌اند. در اخلاق عصر حجری، همدلی محدود است و فقط نسبت به کسانی که «از ما» هستند وجود دارد، و دیگران را می‌توان فریب داد، غارت کرد یا حتی کشت، بدون احساس گناه عمیق.

جامعه‌شناسان بر این باورند که شاید انسان به لحاظ پیشرفت‌های بشری و فناوری از زیستن در عصر حجر فاصله زیادی گرفته، اما همه این‌ها باعث نشده که از زیستن با اخلاق عصر حجری فاصله بگیرد. در واقع، آن‌ها معتقدند امروز کسانی هستند که فقط به قبیله خودشان مانند خانواده، حزب، طایفه یا حتی فالوورهای اینستاگرام وفادارند.

آن‌ها معتقدند که ضعیف‌ترها شایسته سرنوشت خود هستند و انتقام شخصی را هنوز هم عدالت می‌دانند و اخلاق خود را فقط بر اساس غریزه و سنت قومی تنظیم می‌کنند. برای این موضوع مثال‌های واقعی نیز آورده می‌شود؛ مانند برخی سیاستمداران یا سلبریتی‌ها که با تکنولوژی پیشرفته کار می‌کنند، اما اخلاقشان کاملاً قبیله‌ای است و معتقدند قوی‌ترین برنده است، یا افرادی که خشونت خانگی یا انتقام خانوادگی را هنوز هم افتخار می‌دانند، و حتی کسانی که فریب و دروغ را فقط نسبت به «غیرخودی» مجاز یا حتی فضیلت می‌دانند.

جامعه‌شناسان بر این باورند که جنگ یا حمله، به‌خصوص وقتی غارتگرانه یا با شعار «ما در برابر آن‌ها» باشد، یکی از قوی‌ترین و واضح‌ترین نشانه‌های زیستن اخلاقی در عصر حجر است. در اخلاق عصر حجری، جنگ و خشونت بین‌گروهی بخشی طبیعی و حتی گاهی ضروری از بقای قبیله محسوب می‌شد.

در آن دوران، منابع محدود مانند غذا، آب و قلمرو باعث می‌شد که برای تصاحب آن‌ها، که کاملاً منطقی و حتی عادلانه تلقی می‌شد، به همسایگان و سرزمین‌های دیگر حمله شود. در واقع، جنگ یک توجیه بزرگ داشت: «ما» و «آن‌ها».

هویت یک قبیله بر اساس «ما» تعریف می‌شد و «دیگران» همان غریبه‌ها یا رقبا بودند. اگر گروهی ضعیف‌تر بود، حمله به آن‌ها حق طبیعی قوی‌ترها محسوب می‌شد، نه یک ضعف اخلاقی. در چنین چارچوبی، کشتن اعضای گروه رقیب، حتی زنان و کودکان، می‌توانست به‌عنوان پیروزی یا انتقام جشن گرفته شود، نه جنایت.

تحقیقات باستان‌شناسی درباره گذشته‌های بسیار دور انسان نشان می‌دهد که جنگ و حمله برای بقا، به‌دست آوردن منابع و از بین بردن قدرت‌های دیگر، با این منطق که «حمله پیش‌دستانه» انجام شود، یعنی پیش از آن‌که آن‌ها حمله کنند، ما آن‌ها را از میان ببریم، بارها در طول تاریخ رخ داده است؛ رویدادی که از آن به‌عنوان اخلاق عصر حجری یاد می‌شود، اخلاقی که جنایت را درست و قابل انجام می‌داند.

از منظر جامعه‌شناسی، اگر فرد، گروه، حزب یا حتی کشوری جنگ یا حمله را به این شکل توجیه کند، دقیقاً اخلاق عصر حجری را زنده نگه داشته است؛ حتی اگر با موشک، پهپاد و هواپیماهای فوق‌پیشرفته حمله کند.

حمله به «غیرخودی‌ها» (البته هرگز گروهی به خودی حمله نمی‌کند و حمله به غیر خودی در اینجا یک عنوان و استعاره است) به دیگر قومیت‌ها، مذاهب یا ایدئولوژی‌ها، وقتی به‌عنوان حق طبیعی یا حتی فضیلت در نظر گرفته شود، یا شکست دشمن عدالت تلقی شود و کشته‌های طرف مقابل بی‌ارزش یا شایسته مرگ دانسته شوند، و جنگ نه آخرین راه‌حل بلکه گزینه پیش‌فرض برای حل اختلافات تلقی شود و همدلی فقط شامل «ما» باشد و برای «آن‌ها» توجیهاتی مانند «ضعیف‌اند»، «تهدیدند» یا «فرهنگ متفاوت دارند» آورده شود، این دقیقاً همان زیستن در اخلاق عصر حجری است.

دونالد ترامپ با چنین شعارهایی وارد این جنگ شد و در کنار این چارچوب‌های اخلاقی، بسیاری از تحلیلگران سیاسی و اقتصادی معتقدند که او به منابع نفتی و دیگر منابع طبیعی ایران نیز چشم دوخته است. این نگاه نیز از منظر برخی، یکی از نمودهای همان منطق عصر حجری تلقی می‌شود.

او جنگ را با این ادعا آغاز کرد که «آن‌ها می‌خواستند حمله کنند و من پیش‌دستی کردم»؛ ادعایی که منتقدان آن را نادرست می‌دانند و معتقدند این روایت برای توجیه جنگی است که در چارچوب همان اخلاق عصر حجری ادامه پیدا می‌کند. از این منظر، برخی تحلیل‌ها حتی فراتر رفته و رفتار او را در چارچوب الگوهای تاریخی و اخلاقی مشابه بررسی می‌کنند.

همچنین، در کنار این مباحث، اشاره به پرونده‌ها و ارتباطات جنجالی او، از جمله ارتباط با جفری اپستین، نیز در برخی تحلیل‌ها به‌عنوان بخشی از این تصویر کلی مطرح می‌شود.

به واقع ترامپ از سال‌ها قبل شاید از آغاز جوانی و شاید از آن زمان که شناختی نسبت به جهان پیدا کرد زیستن در عصر حجر را آغاز کرده بود‌‌؛ اما چون در جهانی مدرن با ابزارهای پیشرفته تکنولوژی و فناوری‌های امروزی زندگی می‌کرد فراموش کرده بود، که خرد و اندیشه‌اش هنوز در ورطه اخلاقیات عصر حجری است. آری، از منظر باستان شناسی و جامعه شناسی او یک زیستمند عصر حجری است که با کت و شلوار و کراوات امروزی جنگ می‌خواهد.


توجه توجه! پوشش لحظه‌ای اخبار جنگ


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها