به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز به نقل از اعتمادآنلاین، زارع در این گفتوگو، انواع امواج و شوکهای سیال ناشی از انفجار و تفاوت اثر تخریبی و آسیبهای جانی به دنبال ایجاد هر موج را هم توضیح میدهد و میگوید که در عصر حاضر، برخی سلاحها با این هدف ساخته میشود که موج انفجاری بسازد بدون هیچ تخریب سازهای، اما بیماریزا و ناتوانکننده. در این روزهای جنگ، حرفهای این استاد زلزلهشناسی و بررسی دقیقی که درباره ارتباط میزان ماده منفجره با موج و شوکهای سیال ناشی از انفجار 450 کیلو یا 2300 کیلو ماده منفجره و میزان و وسعت خرابیهای بعد از انفجار و تاثیرات مرگبار این انفجارها بر انسانها دارد، مؤید جملاتی است که طی 100 سال اخیر از زبان مخالفان جنگ شنیدهایم؛ مردمی که شاید با محاسبه و تئوریهای کلاسیک چندان آشنا نباشند اما از تماشای صحنههای جنگها در اقصی نقاط این کره خاکی به این نتیجه رسیدهاند که تکنولوژی به دولتها کمک کرده که هر روز و هر سال، سلاحهایی بسازند ویرانگرتر و مرگبارتر از انواع پیشینش؛ ویرانگرتر و مرگبارتر به آن حد که بعد از تماشای واقعیتی که این سلاحها بر زمین نشاندهاند، زبان از توصیف پیوسته و بیلکنت، باز میماند و نفس به سکته میافتد و این، همان پیوست نابخشودنی جنگ است.
بعد از جنگ 12 روزه گفتید که با توجه به تعداد حملات موشکی و بمباران و پهپادی در ایران، حدود 1500 زمین لرزه در استانهای محل حملات امریکا و اسراییل رخ داده است.
این 1500 لرزه، زمین لرزه به مفهوم طبیعی و تکتونیکی و تکان خوردن گسلها نبود اگرچه که از نظر دستگاه لرزهنگاری، مثل زمینلرزه است و با نگاشت لرزهای ثبت میشود ولی از نظر فرآیند رخ دادنش، زمین لرزه محسوب نمیشود و بنابراین، در جریان حدود 3500 اصابت پرتابه به ایران در جنگ 12 روزه، حدود 1500 اتفاق لرزهای رخ داد.
که بیشترین بزرگای این لرزهها هم مربوط به بمبهای سنگرشکن در حمله به تاسیسات هستهای فردو در اعماق زمین بوده؟
با فرض اینکه بنا به ادعای امریکا، بمبهای سنگرشکن حاوی 30 هزار پوند و معادل حدود 13.5 تن ماده منفجره بوده، اصابت این بمبها میتوانسته لرزهای در حدود 2 ریشتر ایجاد کرده باشد.
از 9 اسفند تاکنون، تمام استانهای کشور هدف حملات پهپادی و بمب و موشکهای امریکا و اسراییل قرار گرفته است. دستگاههای لرزهنگاری در پژوهشگاه بینالمللی زلزله، از لرزههای ناشی از این حملات، چه دادههایی ثبت کرده؟
من دستگاه لرزهنگاری را در این مدت چک نکردم چون هم با محدودیتهایی بابت دادهها مواجهیم و هم به دلیل حفظ امنیت اطلاعات، ارتباطات داخلی برای دسترسی به دادههای لرزهای و بانک دادههای لرزهای مسدود شده و بنابراین، من نگاشتهای لرزهای را چک نکردهام ولی با پیشفرض میگویم که دستگاههای لرزهنگاری کار میکنند و هر جا در گستره کشور پرتابهای سقوط کرده باشد، لرزه ناشی از اصابت پرتابه در حافظه دستگاهها ثبت شده است. اما تبدیل این لرزهها به یک گزارش رخداد، تابع یک پروتکل و مستلزم این است که حداقل، 3 یا 5 ایستگاه لرزهنگاری، این اتفاق را ثبت کرده باشد و محل اصابت پرتابه هم نزدیک به تعداد زیادی از ایستگاهها باشد تا حداقل 3 یا 5 ایستگاه، این اتفاق معمولا کوچک را بتواند ثبت کند که البته چنین موردی هم بسیار معدود است. به همین دلیل در جنگ 12 روزه هم، لرزه ناشی از اصابت پرتابه به فردو، به صورت گزارش رخداد شکل نگرفت چون لرزه، در آن حد بزرگ نبود که توسط چند ایستگاه به صورت همزمان ثبت شود. البته تمام اصابتها اگر در نزدیکی ایستگاه لرزهنگاری رخ داده باشد، به صورت تک نگاشت ثبت و حفظ میشود و در بررسیهای فنی و تحقیق و پژوهش، میتوان تمام نگاشتها یا مهمترینهایشان را تحلیل کرد.
آیا بزرگای لرزههای ناشی از حملات موشکی و پهپادی و بمباران در این نوبت از جنگ، متفاوت یا بیشتر از جنگ 12 روزه بوده؟
من در اخبار عمومی میدیدم که مدرسه میناب با دو موشک هدف قرار گرفت. در بررسی مشخصات خرابی و با توجه به نوع پرتابههای موجود متوجه شدم که این موشکها از نوع تام هاوک بود و هر کدام، حدود هزار پوند و معادل 450 کیلوگرم ماده منفجره داشتند. پرتابهای با این میزان خرج، معمولا نمیتواند اتفاق بزرگ لرزهای در آن محدوده ایجاد کند اگرچه در نقطه اصابت، خرابی شدید و فاجعهای انسانی مانند مدرسه میناب ایجاد میکند. البته در این مدت، موشک تام هاوک به دفعات به کشور ما شلیک شد. گزارشهای عمومی نشان میداد که میزان ماده منفجره در تعداد زیادی از این موشکها، حدود دو هزار پوند و معادل یک تن بوده ولی تعدادی از بمبهای سنگرشکن که بر کشورمان ریخته شد هم، حدود 5 هزار پوند و معادل بیش از دو هزار کیلوگرم ماده منفجره داشت. این حجم مواد منفجره، اثر تخریبی خیلی شدیدی در سطح و در نقطه اصابت دارد چنان که دیدیم چه بلایی بر سر مدرسه میناب یا میدان نیلوفر و خیابان نارمک و میدان رسالت آمد اما لرزههای ایجاد شده، بسیار کوچک است و بزرگای بیش از نیم تا یک یا 1.5 و معمولا کمتر از 2 ریشتر، آن هم در همان محدوده اصابت پرتابه ندارد.
گفته بودید که کشورهای همسایه ما هم دستگاههای لرزهنگاری دارند و هرگونه تحرک لرزهای در ایران، در این کشورها هم ثبت میشود. آیا این گزارشها را دیدید؟
به دلیل قطع اینترنت، این گزارشها را ندیدم ولی در کشورهای اطراف ما، تعداد زیادی از این ایستگاهها هست که اتفاقا توسط امریکاییها ایجاد شده ولی ثبت این لرزهها در این ایستگاهها هم به شدت وابسته به اندازه این انفجارها و لرزههاست و اگر از حدی بزرگتر و مثلا ناشی از انفجار یک بمب هیدروژنی یا هستهای باشد، در فاصله 200 کیلومتری یا 600 کیلومتری دورتر از مرزهای ایران هم با دقت بالا در ایستگاههای لرزهنگاری ثبت و گزارش میشود. در مجموع فکر میکنم در فاصله 9 اسفند تا 14 فروردین، بیش از 27 هزار بمب و روزانه حدود بیش از 750 پرتابه توسط امریکا و اسراییل روی ایران ریخته شده است.
یعنی ممکن است در این مدت حدود 27 هزار لرزه اتفاق افتاده باشد؟
اینها زلزله طبیعی نبوده بلکه ضربه ناشی از اصابت پرتابه بوده و موجب بازده لرزهای شدهاند اما آیا الزاما 27 هزار نگاشت واضح از این اصابتها به صورت قابل مطالعه داریم؟ خیر؛ ولی اگر دانشجوی دکترای من، بخواهد بر قطار موج لرزهها متمرکز شود، میتواند آن لرزه را از قطار موج بیرون بیاورد مشروط به اینکه این لرزهها از حدی بزرگتر باشد چون در غیر این صورت، لرزه، با وجود آنکه در دستگاه لرزهنگاری ثبت شده ولی در ردیف نویزها - لرزههای مزاحم و ارتعاشات محیطی - قرار میگیرد.
در این انفجارها و اصابت پرتابهها، لرزههایی با چه بزرگایی قابل بررسی است؟
تمام لرزهها با هر اندازه از بزرگا قابل بررسی است اما اگر مثلا 600 ایستگاه لرزهنگاری در ایران باشد، از مجموع 27 هزار اصابت پرتابه، ممکن است حدود 500 نگاشت و به طور میانگین، یک اصابت از حدود 50 اصابت را بتوان با کیفیت خوب استخراج کرد. این 500 نگاشت هم، موارد پرتابههای با ماده منفجره بیشتر یا اصابتهای نزدیک به ایستگاه لرزهنگاری خواهد بود چون حتی اصابت یک بمب سنگرشکن در فاصله دور از ایستگاه لرزهنگاری، نگاشت قابل ملاحظهای به ما نمیدهد. اولویت بررسی، پرتابههای بزرگتر با مواد منفجره بیشتر است. مثلا در موارد اصابت بمب 2 هزار پوندی یا 5 هزار پوندی که حدود هزار کیلو تا 2300 کیلو ماده منفجره دارد، باید نزدیکترین ایستگاه لرزهنگاری به محل اصابت را جستوجو کنیم تا معلوم شود که آیا نگاشت قابل توجهی از این اصابت ثبت شده یا خیر؟ احتمال میدهم که برای حدود یک پنجاهم اصابتها نگاشتهای قابل توجهی به دست آمده باشد.
البته گفتید فعلا به دلیل امنیت مخزن دادهها، دسترسی به تمام موارد ثبت شده در پژوهشگاه مسدود شده است.
البته اینترنت هم قطع است علاوه بر اینکه به دلیل حفظ امنیت شبکه، بررسی از راه دور هم ممکن نیست. این بررسیها هم باید در آینده انجام شود چون فعلا، اصابت پرتابههای خیلی بزرگ هم بنا به تئوری، کسر بسیار کوچکی از این اصابتها را شامل میشود که به نگاشتهای قابل مطالعه منجر شده است.
جامعه عمومی، موج انفجار را با لرزش شیشهها و فرو ریختن ساختمان یا آسیبهای جسمی میشناسد. آیا امواج انفجار حملات پهپادی و موشکی و بمب متفاوت است؟
ابتدا باید تعریفی از موج انفجار داشته باشیم. هر پرتابه، موج انفجار ایجاد میکند و این موج باید با توجه به نوع پرتابه در طبقهبندی موج شوک یا موج ضربه یا موج صدا یا موج لرزه تفکیک شود. حتی بعضی از پرتابهها انواع اختلالات جسمی ایجاد میکند و اصلا ساخته میشود که مثلا سیستم داخلی یا اعصاب را مختل کند. موج انفجار، یک تغییر ناگهانی در فشار، دما و چگالی محیط است که با سرعت بسیار بالا از نقطه انفجار منتشر میشود. انواع موج انفجار شامل موج شوک (Shock Wave) با سرعت انتشار فرافوقصوت (یک تا بیش از 5 ماخ - شوک انفجار) و با تغییرات ناگهانی در فشار و دما و قابلیت تخریب بالا، موج صوتی انفجار با نزدیک به سرعت صوت که پس از موج شوک اصلی حرکت میکند، و موجهای لرزهای و الکترومغناطیسی و حرارتی است. موج انفجار بمبهای با چاشنی برخوردی، در هوا بسیار شدیدتر از موج انفجار بمبهای با چاشنی تاخیری یا بهاصطلاح نفوذی است اما اثر انفجار بمبهای نفوذی، بسیار بیشتر از بمبهای برخوردی است. برای انهدام اهداف سطحی، از بمبهای برخوردی و برای انهدام اهداف زیرسطحی، از بمبهای نفوذی استفاده میشود. سر جنگی موشکهای بالستیک، انفجاری بوده و اثر انفجاری این موشکها در ارتفاع مشخصی از سطح زمین در هنگام انفجار رخ میدهد. جنگهایی که در سال 1404 از سوی امریکا و اسراییل به ما تحمیل شد، عمدتا بر مبنای حملات هوایی با انواع هواپیما و پرتاب موشک و بمبهای مثلا از نوع خانواده امکی - 80، بمبهای خوشهای و موشکهای کروز مانند موشک تامهاوک صورت گرفت. انفجارهای نظامی میتوانند انواع مختلفی از امواج شامل امواج شوک، امواج پرفشاری، امواج فشاری، امواج لرزهای و امواج الکترومغناطیسی را تولید کنند. امواج شوک، همان ضربههاست. امواج پرفشاری، سریعتر از سرعت صوت حرکت میکنند، امواج فشاری شامل نوسانات در فشار اتمسفرند. امواج لرزهای باعث لرزش زمین میشوند و امواج الکترومغناطیسی، شامل امواج رادیویی و نور هستند. امواج شوک و امواج لرزهای باعث خسارات قابل توجهی میشوند. امواج فشاری نیز میتوانند باعث خسارت شوند. امواج الکترومغناطیسی به طور کلی آسیب فیزیکی مستقیم وارد نمیکنند، اما میتوانند سیستمها را مختل کنند.
و میزان تخریب و خسارت یا آسیب و تلفات جانی ناشی از این امواج چه تفاوتی دارد؟
در یک انفجار نقطهای، موج تکانهای، معمولا یک موج کروی است که به صورت یک لایه فشاری بسیار شدید، با سرعتی فراتر از سرعت صوت در هوا به صورت فراصوت حرکت میکند. در فاز مثبت - فشار بالا - فورا پس از انفجار به طور ناگهانی افزایش مییابد و فشار هوا و دما و چگالی نیز بالا میرود. این فشار قوی باعث تخریب سازهها میشود. در فاز منفی - کاهش فشار - فشار به سرعت کاهش یافته و حتی میتواند کمتر از فشار جوی و به پدیده «جذب» یا مکش، بهویژه در داخل ساختمانها منجر شود و گروهی دیگر از آسیبها را ایجاد میکند. پس از انفجار، یک موج آسیبزای فراصوت - سوپرسونیک - کروی تولید میشود که شامل یک فاز فشار شدید مثبت و سپس یک فاز فشار منفی است. فشار مثبت، فشار بسیار بالایی است که به صورت ناگهانی بر سطحهای بیرونی ساختمان وارد میشود. این فشار میتواند پنجرهها، درها و پوششهای خارجی را خرد یا جابهجا کند و اگر فشار، بیش از مقاومت مصالح باشد، دیوارها یا ستونهای بنا نیز میشکنند. در فاز فشار منفی پس از فاز مثبت، فشار به سرعت کاهش مییابد و حتی زیر فشار اتمسفری میرود. این تغییر ناگهانی باعث کشش داخلی - مکش - در دیوارها میشود و در برخی موارد، لبههای سقف یا پوششهای سقفی که از فشار مثبت آسیب دیدهاند، در این فاز منفی دچار شکست میشوند. از نظر بار وارده بر عناصر عمودی، ستونها، تیرها و اتصالات بهصورت همزمان با ضربه فشاری و کششی مواجه میشوند. در انفجارهای نظامی، انرژی به چند نوع اصلی امواج تبدیل میشود که هر کدام به طور متفاوت بر ساختارها، انسان و محیط تأثیر میگذارند؛ امواج هوایی انفجار نتیجه افزایش فشار هوای ناگهانی در هواست که به دلیل انفجار، به سرعت در هوا پخش میشود و میتواند ساختمانها را تخریب کند، پنجرهها را بشکند و اشیا را به فاصلههای طولانی پرتاب کند. این نوع موجها به انسان به دلیل ضربه، آسیب وارد میکنند. چنین موجهایی در انفجارهای سطحی، هستهای، و با مواد انفجاری زیاد تولید میشوند. امواج لرزهای شامل امواج P، S و امواج سطحی هستند. غالبترین موجهای لرزهای انفجار، موجهای اولیه - فشاری P و موجهای سطحی ریلی هستند. موجهای ریلی، ضمن پیشروی، حرکت عمودی به صورت قهقرایی دارند و به ساختمانها، جادهها و زیرساختها آسیب وارد میکنند. اما در انفجارها، با انواع شوک انفجاری هم مواجهیم. در شوک کم - 1 تا 5 psi - لرزش جزیی پنجرهها و احساس لرزش خفیف ایجاد شده و به طور کلی غیرمخرب است. شوک متوسط - 5 تا 15 psi - موجب ترک خوردن گچ، شکستن پنجرهها، آسیب جزیی ساختاری به ساختمانهای ضعیف و ناراحتی برای ساکنان میشود. شوک زیاد - 15 تا 50 psi - آسیب ساختاری قابل توجه، فروریختن ساختمانهای ضعیفساخت، شکستن گسترده پنجرهها و جراحت جدی ساکنان را به دنبال دارد. شوک بسیار زیاد - بیش از 50 psi - موجب تخریب کامل بیشتر ساختمانها، ویرانی گسترده، جراحات و مرگ و میر فاجعهبار میشود. لرزههایی با بزرگای یک تا 2 - که انتظار میرود پرتابههای مورد استفاده در جنگهای تحمیلی اخیر بر علیه ما ایجاد کردهاند - معمولا احساس نمیشوند، اما چنانچه ایستگاه لرزهنگار در نزدیکی محل انفجار باشد توسط لرزهنگارها ثبت میشوند. چنانچه انفجار بزرگ و نامتعارفی رخ بدهد که لرزههایی با بزرگای 4 تا 6 ایجاد کند، آسیب به ساختمانهای ضعیف حتمی است. در ردهبندی موجهای صوتی ناشی از انفجار پرتابهها، امواج صوتی کمتر از 85 دسیبل - (از سر و صدای معمول شهری تا صداهای محیط کارخانهها) معمولا بیخطر است. بین 85 - 120 دسی بل (در حد صدای کنسرت راک، ارهبرقی و موتوجت) احتمال آسیب شنوایی وجود دارد. امواج صوتی با 120-140 دسی بل (صدای انفجار بمب معمولی) با احتمال از دست دادن شنوایی موقت، میتواند باعث لرزش ساختمان نیز بشود. در سطح بیش از 140 دسی بل - صدای انفجارهای بزرگ، غیرمتعارف هستهای - احتمال از دست رفتن شنوایی فوری و دائمی، احتمال آسیب به ریهها و آسیب جدی به ساختمانها به دلیل ارتعاشات شدید وجود دارد. اثرات ترکیبی موج شوک، صوتی و موج لرزهای، از اثرات هر کدام از موجها مخربتر است. موج انفجار، انواع واریزهها و شلیک آوار به شکل ترکش را هم به دنبال دارد.
تعداد زیادی از مجروحان و شهدای جنگ هم قربانیان ترکشهای انفجار بودهاند. افرادی که از پنجره منزلشان یا از پشتبامها مشغول تماشای لحظه انفجار بودند و پرتاب ترکشها باعث مجروحیت یا شهادت فرد شده است.
در مواردی هم فرد حدود 70 متر با محل انفجار فاصله داشته ولی تکهای از آوار به سمتش پرت شده. در گزارشهای پراکنده میبینیم که تعداد زیادی از شهدا، بر اثر اصابت انواع ترکش و حتی تکههای آوار جانشان را از دست دادهاند. یکی از اقوام ما پرستار است و در گزارشی از مشاهداتش میگفت تعداد کسانی که در جنگ اخیر با ترکش دچار جراحت یا شهید شدهاند، بیشتر از موارد مشابه در جنگ 12 روزه است.
در این نوبت از جنگ که تعداد حملات به مناطق مسکونی بسیار زیاد بود، مردمی که در طبقات بالاتر ساختمانها زندگی میکردند، لرزش بیشتری نسبت به جنگ 12 روزه حس کردند. البته در این جنگ تقریبا تمام مناطق تهران هدف حملات بمب و موشک و پهپاد بود ولی بسیاری از ساکنان مناطق مسکونی میگفتند که از طبقات دوم به بعد، لرزش بیشتری احساس میکردند و تخریب هم بیشتر بوده ولی طبقات اول و همکف آسیب کمتری داشته. این تفاوت در شدت آسیب و لرزه و تخریب، ربطی به حجم مواد منفجره یا امواج انفجار دارد؟
اگر طبقات بالا تکان و لرزه بیشتری دارند، یک نتیجه کلاسیک است چون انتظار این است که تکان و لرزه در طبقات بالا بیشتر باشد. طبقات بالایی یک ساختمان بلند، بر اثر ضربهای که به طبقات پایینتر خورده، نوسان بیشتری دارد. البته وقتی پرتابه به طبقات همکف یا سطح زمین برخورد کند، موج شوک و موج ضربه، برای طبقه همکف آسیب بیشتری ایجاد میکند چنان که در این حملات، ساکنان ساختمانهایی در فاصله 20 متری اصابت پرتابهها، گفتهاند که طبقه همکف و ورودی ساختمان، تخریب و آسیب زیادی داشته و در طبقات بالاتر، اگر چه لرزش طبقات بیشتر بوده ولی شوک انفجار، نسبت به طبقه همکف، کمتر بوده. در نهایت، میزان، ابعاد و حتی چگونگی آسیب و تخریب، به مقدار ماده منفجره و نوع و محل اصابت هم ربط دارد. در خیابان نارمک، طبقه پنجم ساختمان، هدف اصابت بود ولی میزان ماده منفجره در حدی بود که قسمت زیادی از طبقه پنجم تا دوم ساختمان را به طور کامل تخریب کرد.
خطر فعال شدن گسلهای تهران، هم در جنگ 12 روزه و هم در این نوبت از حملات، بسیار جدی و نگرانکننده است بهخصوص که در این نوبت، تمام مناطق تهران و حتی نقاطی که گسلهای فعال مثل گسل ری و نیاوران و شمال را داریم هم، هدف حملات موشک و بمب و پهپاد هستند.
بر اساس ویژگیهای شناخته شده از یک زلزله طبیعی و اصابت پرتابهها، بمباران صفحه گسل، حتی با بمبهای بزرگ هم منجر به زمین لرزه طبیعی نمیشود و حتی اصابت بمبهای بزرگ روی گسلهای طبیعی، اتفاقات سطحی هستند. حتی اصابت بمب سنگرشکن در عمق 70 متری زمین هم از نظر ما یک اتفاق سطحی محسوب میشود. زلزله طبیعی به معنای تجمع استرس در عمق 10 کیلومتری زمین است. بنابراین، اگر حتی عمق 50 متری زمین هم بمباران شده باشد، باعث تحریک استرس جمع شده در عمق 10 یا 15 کیلومتری زمین نخواهد شد مگر انکه در منطقهای از کشور، چاهی با عمق 15 کیلومتر در زمین و نزدیک به گسل فعال حفر شده باشد و ماده منفجره در این عمق منفجر شود که حتی در این مورد هم، میزان ماده منفجرهای که منجر به تحریک گسل میشود و حجم انفجار در این عمق 10 یا 15 کیلومتری زمین مهم است. بنابراین، بمباران صفحه گسل هیچگاه به زلزله طبیعی منجر نمیشود چون پرتابهها نمیتواند موجب فعال شدن گسلها شود. آنچه در دستگاههای لرزهنگاری ثبت میشود، بازده لرزهای یا لرزههای ناشی از انفجار است. هیچ مقدار شناخته شدهای از مواد منفجره در موشک یا بمبها نمیتواند زلزله زمینساختی را در یک گسل فعال تحریک کند. دلیلش بر اساس علم زلزلهشناسی، عدم تطابق اندازه انرژی بین بمب و زمینلرزه طبیعی است. بزرگترین بمب هستهای تاریخ که اتحاد جماهیر شوروی در 30 اکتبر 1961 آزمایش کرد و توسط آندری ساخاروف و تیمش طراحی شده بود، حدود 27 تن وزن و 8 متر طول داشت و توسط بمبافکن در ارتفاع 10 کیلومتری روی منطقه قطب شمال انداخته شد که با انفجار معادل 50 مگاتن تیانتی - 2500 برابر بمب هیروشیما - قارچ اتمی تا 64 کیلومتر ارتفاع ایجاد کرد و موج شوک ناشی از آن، سه بار دور زمین چرخید، شیشهها در فنلاند و نروژ شکست و لرزه محلی با بزرگای 5.2 داشت ولی حتی این انفجار هم هیچ زلزله زمینساختی ناشی از جابهجایی گسلها موجب نشد. اندازه انرژی آزاد شده در این بمب و حتی بمباران هستهای هیروشیما و ناگازاکی توسط امریکا و در پایان جنگ جهانی دوم در کشور لرزهخیز ژاپن هم، موجب زمینلرزه طبیعی نشد. هیروشیما در 6 آگوست 1945 با بمب اورانیوم 235 مورد حمله قرار گرفت و با انفجار این بمب، انرژی تقریبا برابر با 15 کیلو تن تیانتی آزاد شد و لرزهای با بزرگای حدود 3 ایجاد کرد. بمباران اتمی ناگازاکی در 9 آگوست 1945 با انرژی حدود 21 کیلو تن هم، موجب لرزهای با بزرگای 3.3 شد ولی این انرژیها از انفجارهای هستهای، به شدت غیرطبیعی و ناشی از ذوب و فشرده شدن ماده است و با انرژی زلزلههای طبیعی بسیار متفاوت است. آزمایشهای زیرزمینی کره شمالی، به ویژه در 2017 و 2018 با حدود 200 الی 500 کیلوتن ماده منفجره هم، رویدادهای کوچک لرزهای با بزرگای 4 الی 5 ایجاد کرد ولی زلزلهای زمینساختی روی هیچ گسلی از این منطقه گزارش نشد. بمبهای نفوذکننده به پناهگاهها - بمب سنگرشکن - هم باعث زلزله زمینساختی نمیشود. بازده خیلی کوچک این بمبها با حجم ماده منفجره معادل یک تا 15 تن TNT لرزههای کوچکی ایجاد میکند. در آزمایش 2003 بمب سنگرشکن با 11 تن ماده منفجره در نوادا، لرزههایی با بزرگای 2 تا 2.5 در فاصله 1 تا 5 کیلومتری محل انفجار ثبت شد و فقط ترکخوردگی سطحی در زمین ایجاد کرد. حتی بمب روسی مشابه با ماده منفجره حدود 4 تن و نفوذ تا عمق 60 متری زمین، لرزههایی در حد 1.5 تا 2.5 ایجاد کرد اما انرژی به صورت کروی پراکنده شد و انرژی قابل ملاحظهای به عمق بیش از 5 کیلومتر و در صفحه گسل منتقل نکرد. بنابراین، مواد منفجره شوکهای کروی در محدوده سطح زمین یا نزدیک به آن ایجاد میکنند ولی نمیتوانند موجب لغزش صفحهای گسلها شوند. تنش زمینساختی معمولا حدود هزار تا 10 هزار برابر بزرگتر از تنشهای ایجاد شده در بمبهای بزرگ هستهای یا سنگر شکن است علاوه بر آنکه تنشهای زمینساختی روی گسلها، معمولا در عمق بیش از 5 کیلومتر و در نواحی مانند تهران و البرز، برای یک زمینلرزه شدید در عمق حدود 10 کیلومتر یا بیشتر متمرکز میشوند. بنابراین، تنشهای ناشی از بمبارانهای سطحی و بازده لرزهای بمبارانهایی که با حداکثر خرج ماده منفجره سه تا پنج هزار یوند و معادل 1.4 تا 2.3 کیلوتن تیانتی انجام میشود، بازده لرزهای در حدود 2 تا 3 دارند و چنین لرزههایی نیز در محدوده نزدیک به محل هدف - حدود 500 متر تا 2000 متر - بیشترین تکانها را ایجاد میکنند ولی موجب زلزله طبیعی نمیشوند.
شما بارها هشدار دادید که جمعیت زیادی در بافت فرسوده ساکن هستند و جمعیت هلالاحمر همواره گفته که با زمین لرزه 6 ریشتری در شهر تهران، بهخصوص در بافت فرسوده یا حتی در مناطق شمال شهر به دلیل برجسازی در کوچههای باریک، امدادرسانی امکان پذیر نیست. انفجار بمب و موشک و پهپاد، بحران تاثیرگذار بر منطقه مسکونی است. اگر ساختمانهای ما مقاوم بود، آیا در یک حمله پهپادی یا بمباران، ممکن بود غیر از محلهای هدف اصابت، بقیه ساختمانها سالم بماند یا خاصیت موشک و پهپاد و بمب این است که محیط اطراف خودش را هم ویران میکند؟
باید ببینیم که در مورد انفجار چه میزان و چه نوع ماده منفجره صحبت میکنیم ولی اگر ملاحظات پدافندی در شهرسازی و ساختمانسازی در نظر گرفته میشد، این پرسش پیش میآمد که چرا باید در شهری مثل تهران، این تعداد ساختمان بلند داشته باشیم که چه در زلزله و چه در حملات دشمن، به نقاط آسیبپذیر تبدیل شوند که هم امدادرسانی را با مشکل مواجه کنند و هم برای ساختمانهای همجوارشان مشکل آفرین شوند. با رعایت چنین ملاحظاتی، بسیاری از واحدهای زیرساختی، میتوانست زیرزمین و در طبقات زیر همکف ایجاد شود. تمام بلندمرتبهسازیهایی که فقط با هدف تغییر چهره تهران برای مدرنسازی و رشد سرمایهداری صورت گرفت، به نقاط آسیب ما تبدیل شده است. حتی اگر قصد بر ترویج بلندمرتبهسازی داریم، باید ملاحظات پدافندی در نظر گرفته شود. در شهر تهران، بسیاری از آسیبهای جسمی به دلیل خرد شدن شیشههای نمای ساختمانها بود. بارها گفتیم که در نمای ساختمانها نباید تا این حد از شیشه استفاده شود ولی در جواب ما میگفتند شیشهها از فلان کشور وارد شده و میگفتیم این نماهای شیشهای آسیبزاست ولی در یکی از موارد، به من گفته شد که این شیشهها از آلمان وارد شده در حالی که فقط یک بخش از آن شیشهها از آلمان وارد شده بود و تازه همانها هم در حملات هوایی بسیار آسیبزا هستند. اگر ملاحظات پدافندی در اجزای سازهای و غیرسازهای داشتیم، حجم زیادی از آسیبهای جانبی کمتر از حالا بود. یکی از ملاحظات پدافندیa، سیستم هشدار است که به محض نزدیک شدن هواپیماهای دشمن فعال شود تا مردم به پناهگاه بروند ولی حالا سوال این است که حتی اگر سیستم هشدار هم داشتیم، مردم باید به کدام پناهگاه میرفتند؟ این همه مجتمع و شهرک، همه روی زمین است و هیچ کدام پناهگاه ندارد. اسراییل این ملاحظه را داشته و پناهگاه دارد چون در این 8 دهه، دائم در حال جنگ بوده ولی ما پناهگاه نداریم.
در جنگ 12 روزه حدود 3500 حمله هوایی داشتیم که حدود 320 حمله در روز بود و اکنون به بیش از 750 حمله در روز رسیده که حالا روزانه بیش از دو برابر و در مجموع حدود 10 برابر جنگ 12 روزه، حملات هوایی به کشور ما از سوی متجاوزان انجام شده است.