به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز به نقل از همشهری، آتشسوزی هولناکی که در مجتمع تجاری ارغوان در شهر اندیشه رخ داد گرچه جان 8نفر را گرفت، اما اگر فداکاری دختر جوانی به نام بهار مهدویپور نبود، شاید حالا آمار قربانیان حادثه بیشتر از 8نفر بود. بهار منشی باشگاه ورزشی طامکس در طبقه ششم مجتمع بود؛ هرچند توانست با سرعت عمل، جان چندین نفر را نجات دهد اما خودش در این حادثه جان باخت.
حادثه آتشسوزی در مجتمع تجاری ارغوان شهر اندیشه در غرب تهران، بعدازظهر سهشنبه، 15اردیبهشت رخ داد. آن روز درحالیکه مجتمع پر بود از افرادی که سرگرم خرید یا انجام کارهای روزانهشان بودند، حریق از طبقه همکف و از یک مغازه گلفروشی شروع شد و با توجه به نمای کامپوزیت مجتمع که بهشدت قابل اشتعال بود، در چشم بر هم زدنی گسترش یافت و حادثه هولناکی را رقم زد.
در طبقه ششم مجتمع، باشگاه ورزشی طامکس قرار داشت که روز حادثه چند زن و دختر در آنجا سرگرم ورزش بودند.
بهار مهدویپور، منشی 26ساله باشگاه بود و روز حادثه مثل همیشه داخل باشگاه سرگرم انجام کارهایش بود که متوجه آتشسوزی شد.
یکی از مربیان باشگاه در اینباره به همشهری آنلاین میگوید: من هفتهای 3روز، از ساعت 15 تا 21 در این باشگاه به شاگردانم تمرین میدادم. ساعت از 4بعدازظهر گذشته بود و من و شاگردانم مثل همیشه در حال تمرین بودیم که ناگهان از پنجره و تراس دود غلیظی دیدیم. باشگاه در طبقه ششم مجتمع تجاری ارغوان قرار داشت و معلوم بود که دود از پایین میآید، اما هنوز نمیدانستیم کجا آتش گرفته و وسعت آتش چقدر است، چون هیچکس حتی نگهبان نیز به ما اطلاع نداد و هیچ آژیر خطری به صدا در نیامد.
نخستین فردی که متوجه آتشسوزی شد، بهار مهدویپور بود. شعلهها به تراس طبقه ششم رسیده بود و بهار با دیدن این صحنه بهسرعت بهسوی کپسول آتشنشانی رفت و آن را برداشت و دواندوان خود را به تراس رساند تا آتش را خاموش کند. او در حالی که تلاش میکرد شعلههای آتش را خاموش کند، با دیدن عمق فاجعه، فریادزنان از افراد حاضر در باشگاه خواست که فورا آنجا را ترک کنند و خودش همزمان تلاش میکرد که مانع از ورود شعلههای آتش به داخل باشگاه شود.
مربی باشگاه میگوید: آتش همچنان زبانه میکشید و با یک کپسول نمیشد آن را خاموش کرد، به همین دلیل بهار پس از خالیشدن کپسول سراغ بچهها رفت و با فریاد از آنها خواست که باشگاه را تخلیه کنند.
آن روز تعداد ورزشکاران حدود 30نفر بود. بهار حتی به آنها اجازه نداد که سراغ کمدها بروند که وسایلشان را بردارند و تلاش میکرد که همگی آنها را از باشگاه بیرون کند. بچهها سراسیمه و وحشتزده به سمت در خروجی رفتند و خودشان را به آسانسور رساندند اما نه برق بود و نه فرصتی برای انتظار. در کنار آسانسور راهپله تنگ و باریکی قرار داشت و بهار همگی را بهسوی راهپله هدایت کرد.
شروع به پایین رفتن از پلهها کردیم اما دود غلیظ در راهپله، حرکت ما را کند کرده بود. نمیتوانستیم جلوی پایمان را ببینیم و بهسختی نفس میکشیدیم. هر کدام دستمال و حولهای جلوی دهانمان گرفتیم و بهسرعت پلهها را چند تا یکی پایین رفتیم.

مربی باشگاه طامکس ادامه میدهد: من بهار را دیدم که با ما از باشگاه بیرون آمد و بچهها را بهسوی راهپله هدایت میکرد اما همان موقع یادش افتاد که گوشی تلفن همراهش را جا گذاشته است. به ما گفت که به باشگاه برمیگردد تا گوشیاش را بردارد. بعد از آن دیگر بهار را ندیدیم و او گم شد.
من و بقیه بچهها که ترسیده بودیم بهسرعت خودمان را به طبقه همکف رساندیم و از پاساژ خارج شدیم و هر کدام به خانههایمان رفتیم تا اینکه خبر تلخی شنیدیم.
آن روز وقتی بهار از نجات حاضران در باشگاه مطمئن شد، برای برداشتن گوشیاش به آنجا برگشت غافل از اینکه سرعت گسترش آتش بیشتر از آن است که بتواند خودش را از مهلکه نجات دهد.
مربی باشگاه میگوید: بعدا شنیدم که بهار بهدلیل شدت دود و آتش نتوانسته از پلهها پایین بیاید. به همین دلیل سعی کرده خود را به پشت بام برساند تا شاید نجات پیدا کند اما در میان آتش و دود غلیظ گیر کرده و جان خود را از دست داده است. او توانست جان افراد زیادی را نجات دهد اما خودش فرصت نجات پیدا نکرد. شاید اگر مجتمع آژیر حریق داشت و 5دقیقه زودتر به ما اطلاع داده بودند که چه حادثه هولناکی رخ داده است، الان بهار بین ما بود.
مربی باشگاه طامکس توضیح میدهد: او از قدیمیهای باشگاه و ساکن اندیشه بود. بهار هر روز در باشگاه حاضر میشد و بهکار روزانه مشغول بود. باورم نمیشود او را از دست دادهایم. روز جمعه او را در بهشت رضوان اندیشه با همراهی تعداد زیادی از ورزشکاران که جانشان را مدیون او بودند، به خاک سپردند.