به گزارش سرویس اقتصادی پایگاه خبری ساعدنیوز، پس از حمله هوایی شب گذشته آمریکا و رژیم صهیونیستی به یکی از شعب بانک سپه در تهران که منجر به شهادت تعدادی از کارکنان شد، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) بیانیهای رسمی و هشدارآمیز صادر کرد؛ بیانیهای که میتواند یکی از مهمترین تحولات اقتصادی–نظامی جنگ جاری را رقم بزند.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی این قرارگاه، اعلام کرد با توجه به حمله به یک مرکز اقتصادی ایران، دست جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و بانکهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه کاملاً باز شده است.
در این بیانیه آمده است:
«دشمن با این اقدام نامشروع و نامتعارف در جنگ، دست ما را برای هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و بانکهای متعلق به آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه باز گذاشت. آمریکاییها منتظر اقدام متقابل و دردناک ما باشند.»
همچنین بهطور مستقیم به مردم منطقه هشدار داده شد که در شعاع یک کیلومتری بانکها حضور نداشته باشند.
این هشدار بهطور خاص به مراکز مالی کشورهای خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی اشاره دارد؛ جایی که حضور گسترده بانکهای آمریکایی آن را به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد آمریکا خارج از خاک این کشور تبدیل کرده است.
امارات؛ هاب مالی آمریکا در خاورمیانه
امارات متحده عربی، بهویژه شهرهای دوبی و ابوظبی، سالهاست بهعنوان یکی از مهمترین مراکز گردش سرمایه در جهان شناخته میشود.
ساختار مالی بسیار باز، سرعت بالای تراکنشها، سطحی از محرمانگی و اتصال گسترده به شبکه بانکی جهانی باعث شده این کشور به محیطی مناسب برای فعالیتهای مالی بینالمللی تبدیل شود.

در عین حال همین ویژگیها آن را به نقطهای آسیبپذیر برای اقتصاد آمریکا نیز تبدیل کرده است، زیرا بسیاری از بانکهای بزرگ آمریکایی حضور فعال و گستردهای در امارات دارند.
سیتیبانک (Citibank) یکی از مهمترین آنهاست و تنها بانکی است که ترازنامه محلی نسبتاً شفافی منتشر میکند.
طبق اسناد رسمی، این بانک حدود 50 میلیارد درهم (معادل حدود 13٫6 میلیارد دلار) دارایی در امارات دارد که شامل وامها، اوراق بدهی دولتی، سپردهها و ابزارهای مالی مختلف است.
بانک جیپیمورگان چیس (JPMorgan Chase)، بزرگترین بانک آمریکا، نیز در زمینه تأمین مالی دولتها، عرضه سهام، بازار بدهی و خدمات به شرکتهای بزرگ در منطقه فعال است.
با این حال، برخلاف سیتیبانک، رقم دقیق داراییهایش در امارات منتشر نمیشود و تنها به اشاره به «فعالیت منطقهای» بسنده میکند.
بانک آو آمریکا (Bank of America)، بیانوای ملون (BNY Mellon) و دیگر مؤسسات بزرگ والاستریت نیز در امارات حضور دارند، اما آنها نیز آمار شفاف و تفکیکشدهای از حجم فعالیتهای محلی خود ارائه نمیدهند.
همین عدم شفافیت در کنار شهرت امارات به سرعت، انعطاف و محرمانگی باعث شده این کشور به چهارراه مهمی برای گردش سرمایههای منطقهای، آسیایی، آمریکایی و آفریقایی تبدیل شود.
در چنین سیستمی، پولها چندین بار تغییر شکل میدهند و منشأ آنها اغلب دشوار قابل ردیابی است.
به همین دلیل برخی تحلیلگران امارات را نوعی «بهشت خاکستری» برای عملیات مالی پیچیده میدانند که بانکهای آمریکایی در مرکز آن قرار دارند.

چرا ضربه به بانکهای آمریکایی در امارات مهم است؟
اهمیت امارات برای آمریکا تنها به مسائل ژئوپلیتیک یا نظامی محدود نمیشود، بلکه به ترازنامههای مالی نیز گره خورده است.
این کشور بهعنوان یک هاب مالی، سرمایههای عظیمی را جذب و جابهجا میکند که بخش قابل توجهی از آن به سیستم مالی والاستریت متصل است.
بانکهای آمریکایی از طریق حضور در امارات به بازارهای بدهی، عرضه سهام، تأمین مالی پروژههای بزرگ و جریان سرمایه منطقهای دسترسی پیدا میکنند.
بنابراین هرگونه اختلال جدی در این مراکز (مانند حملات موشکی یا پهپادی، اختلالات سایبری گسترده یا حتی عوامل روانی که موجب خروج سرمایه شود) میتواند زنجیره تأمین مالی آمریکا در خاورمیانه را مختل کند.
چنین اختلالی نهتنها خسارت مستقیم مالی ایجاد میکند، بلکه اعتماد به سیستم بانکی منطقه را کاهش میدهد، موجب فرار سرمایه میشود و میتواند شوکهایی را به بازارهای جهانی منتقل کند.
پیامدهای مستقیم اقدام ایران
در صورت هدف قرار دادن مراکز بانکی و مالی آمریکا در دوبی، ابوظبی یا سایر نقاط خلیج فارس، پیامدهایی مانند موارد زیر محتمل است:
- اختلال فوری در تراکنشهای مالی منطقهای و بینالمللی.
- افزایش شدید ریسک بیمهای برای فعالیتهای بانکی در خلیج فارس.
- خروج بخش عمدهای از سرمایههای خارجی و محلی از امارات.
- کاهش اعتماد به سیستم مالی این کشور بهعنوان یک هاب امن.
-افزایش قیمت جهانی انرژی، بهویژه اگر این تحولات با حملات به تأسیسات نفتی همراه شود.
- فشار اقتصادی بیشتر بر دولت آمریکا از طریق بیثباتی مالی و تنشهای انرژی.
گفتنی است که رویکرد جدید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نشاندهنده تغییر در قواعد جنگ است؛ تغییری از تمرکز صرف بر اهداف نظامی به سمت هدفگیری زیرساختهای اقتصادی حیاتی بر اساس قواعد آتش در مقابل آتش و حتی فراتر از آن استوار است.
آینده نشان خواهد داد که حمله به مراکز اقتصادی ایران چه پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا به همراه خواهد داشت.