به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعد نیوز، او میگوید افسوس میخورم که تعدادی از هموطنان و دوستانم دیگر در این دنیا نیستند. الماسی در باره واکنش مردم به جنگی که اتفاق افتاد هم میگوید همه آنها نسبت به آدمکشی، زشتی، پلیدی، دروغ و نیزنگ ابراز انزجار داشتند. گفتوگو با او را در ادامه میخوانید.
درباره روزهای جنگ و این روزهایی که مدام از جنگ و آتش بس میشنویم، چه احساسی دارید؟
توقع داشتیم انسانها در قرن 21 دیگر با هم نجنگند. توقع داشتیم با منطق و شعور و درک درست از هویت و شخصیت انسان بساط جنگ و تخریب جمع شده باشد. آدم ابولبشر هیچ کاری بدتر از سلاح کشتن همنوعش انجام نداده است؛ از زمان ساخت شمشیر تا مدرنترین سلاحها. از دانشمندان پیشرفته غرب تعجب میکنم که ابزار کشتار انسان مثل بمب را تولید میکنند. نمیدانم از این کار لذت میبرند یا نه. فرق این آدمها با کشاورزی که میوه تولید میکند و انسانها از آن استفاده میکنند، چیست؟ باید از کریستوفر نولان متشکر باشیم که با فیلم اوپنهایمر چهره این افراد را به ما نشان داد. سیاستمداران غربی به جای این که به فکر این باشند که یادگار خوبی از انسان روی زمین بماند، دست به تخریب میزنند. حال و روز من این است و همهاش به این فکر میکنم که بشر چرا این کارها را میکند؟ به این فکر میکنم که بشر در طول زندگیاش چقدر برای محبت و مهر ورزیدن تلاش کرده است؟
تجربه شخصی شما در زمان جنگ چه بود؟
افسوس میخوردم که تعدادی از هموطنان و دوستانم دیگر در این دنیا نیستند. مثلا پدر، خانواده را یک باره ترک میکند و سرنوشت بچهها این است که بدون خانواده بزرگ شوند. ما نباید روی زمین دشمن بازی کنیم و مثل او به دنیا نگاه کنیم. نباید مثل تحلیلگران دنیای غرب به مسائل نگاه کنیم. باید چنانچه هستیم و مطابق با مدنیت و فرهنگ و تمدنمان رفتار کنیم. من واقعا افسرده هستم از این که چنین شخصیتها و تفکراتی بعد از بیست قرن همچنان وجود دارند و دنبال کشتن و از بین بردن یک تمدن هستند. اگر این انرژی را که غرب برای به یغما بردن مشرق زمین و خاورمیانه و آفریقا صرف میکند، صرف تولید و توزیع غذا و آرامش و عدالت در جهان کند، اتفاق بسیار بهتری میافتد. فرق ما با آنها همین است. آنها از اول در فکر جنگ بودند ولی پدران ما دنبال مدینه فاضله بودند. ما هم باید همین راه را برویم و دنبال شهر دوستی باشیم. این قدرت را پروردگار در وجود انسانها گذاشته است. ما زیبایی را با تمام دنیا تقسیم میکردیم.
واکنش مردم به این جنگ به نظرتان چطور بود؟
واکنش مردم بنا بر آنچه من در تلویزیون دیدم و در برخوردهای شخصی با مردم متوجه شدم، حسب میزان اندیشه و درکشان از زندگی جمعی و ... فرق میکرد. اما همه آنها نسبت به آدم کشی، زشتی، پلیدی، دروغ و نیزنگ ابراز انزجار داشتند. ما ممکن است دستمان تنگ باشد، اما واقعا مردم عزتمندی داریم. کشورهای دیگر را هم در این شرایط دیدهایم که چطور به جان هم میافتادند و برای یک سیب زمینی بیشتر همدیگر را میکشتند. اما اینجا یک آرامش ذاتی در فضا حکمفرماست. تازه میفهمیم سعدی و ناصر خسرو و فردوسی برآیند چه چیزی هستند. برای همین است که من اینطور حرف میزنم. وگرنه پاسخ خرعبلات دشمن که کاری ندارد. ولی در آن صورت من هم مثل آنها شده ام.
فکر میکنید موضع هنرمندان و نقششان در این روزها چه باید باشد؟
من موضع افراد را دنبال نکردهام. ولی توقعم این است که هنرمندان ما راه خودشان و راه نیاکانشان را بروند. ما درست در قلب حق ایستاده ایم. انگار فرزندان مورد قبول حضرت الهی هستیم. الان وقتش است که عاشق باشیم و بذر عشق و محبت را در جهان بپراکنیم. آن وقت جهان متوجه میشود ما چه ملت متفاوتی هستیم. میفهمند ما با کشتن مخالفیم و فرزندان صبح و نور و روشنایی هستیم. من بنا بر آموزههای ملی و مذهبیام اینطور شدهام. من نمیتوانم شمشیر دست بگیرم و بجنگم. ولی میتوانم شمع دست بگیرم و برادرمان را که مدافعین خوبی برای مرزهای فرهنگی و سیاسی ما هستند، کمک کنم.