کارل یونگ؛ اگر این حقیقت درباره مادرت را نادیده بگیری، شاید هرگز خوب نشوی

کارل یونگ؛ اگر این حقیقت درباره مادرت را نادیده بگیری، شاید هرگز خوب نشوی
ساعدنیوز: کارل یونگ معتقد است ریشه بسیاری از گره‌های روانی، در وابستگی ناخودآگاه به «عقده‌ی مادر» نهفته است. از دیدگاه او، شفای حقیقی و بلوغ شخصیت تنها زمانی ممکن می‌شود که فرد با شهامت، حقیقتِ تأثیر این کهن‌الگو را بر روان خود درک کرده و با گسستن این بند ناف روانی، مسیر «فردیت» و استقلال را آغاز کند.

به گزارش سرویس روانشناسی ساعدنیوز، وقتی یونگ از «درک حقیقت درباره مادر» سخن می‌گوید، منظورش صرفاً رفتارها یا ویژگی‌های اخلاقیِ زنی که ما را به دنیا آورده نیست. او به یک مفهوم دوگانه اشاره دارد: مادر شخصی و کهن‌الگوی مادر. حقیقتِ بزرگی که باید درک شود این است که بسیاری از ترس‌ها، ناتوانی‌ها و حتی تمایلات ما، ریشه در تصویری دارد که از مادر در ناخودآگاه ما نقش بسته است. این تصویر می‌تواند مانند «مادر مهربان» پناهگاه باشد یا مانند «مادر بلعنده» مانع از استقلال و بلوغ ما شود. تا زمانی که این تفکیک صورت نگیرد، فرد در جستجوی تأیید یا در حال فرار از تنبیه مادرِ درونی‌اش باقی می‌ماند.

درمان از دیدگاه یونگ، فرآیند فردیت (Individuation) است؛ یعنی تبدیل شدن به همان کسی که واقعاً هستیم. اما سد بزرگ در این راه، وابستگی ناخودآگاه به مراقبت یا سیطره‌ی مادر است. یونگ بر این باور بود که اگر فرد حقیقتِ «تأثیر ویرانگر یا حمایت‌گرِ بیش از حد» مادر را درک نکند، در تمام روابط زندگی‌اش به دنبال بازسازی آن رابطه اولیه خواهد بود. در واقع، درمان زمانی آغاز می‌شود که ما بفهمیم بخش بزرگی از شخصیت فعلی ما، نه انتخاب خودمان، بلکه واکنشی به حضور یا غیبت مادر بوده است.

درک این حقیقت تلخ است، زیرا مستلزم پذیرش این واقعیت است که مادر ما موجودی کامل و بی‌نقص نبوده و ما نیز قربانی یا مدیونِ همیشگی او نیستیم. این «بصیرت»، فرد را از دایره‌ی تکرار خارج می‌کند. یونگ تأکید می‌کند که بدون این آگاهی، فرد در "ناخودآگاهیِ جمعی" غرق می‌ماند و هرگز نمی‌تواند سکان زندگی‌اش را به دست بگیرد. شفای واقعی در گروِ پذیرش واقعیتِ مادر (با تمام نقاط تاریک و روشن) و سپس جدا شدن از اوست تا جا برای تولدِ "منِ حقیقی" باز شود.




ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها