به گزارش سرویس روانشناسی ساعدنیوز، جنگ، زخمهای عمیقی بر پیکره جامعه مینشاند که همه را درگیر خواهد کرد. در همه دنیا در زمان جنگ به دلیل استرس بالا، مصرف مواد مخدر بیشتر میشود. در صورتی که تاثیرات مخرب اعتیاد و مواد مخدر حتی از جنگ هم بیشتر است، اما افزایش فشارهای روانی و تداوم فضای نااطمینانی میتواند به افزایش میزان مصرف موادمخدر، تغییر الگوی مصرف و در نهایت رشد قیمت و کمبود این مواد منجر شود. اما در این میان جوانانی هستند که برای اولین بار فقط به دلیل آرامش و فراموش کردن فشار جنگ، به مصرف روی میآورند و اعتیاد بسیار موذیانه در خانوادهها رخنه میکند و آنها نه تنها سلامتشان را از دست میدهند، بلکه امیدشان را نیز از دست خواهند داد و این میراث تلخ جنگ برای بسیاری از خانوادهها و جامعه خواهد بود.
تاثیر جنگ روی افزایش مصرف مواد و آمار معتادان پدیدهای اثبات شده است. یکی از نمونههای روشن آن، افغانستان است. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) در سال 2010 گزارش داد حدود یک میلیون افغان، یعنی نزدیک 8 درصد جمعیت 15 تا 64 سال این کشور، با اعتیاد درگیرند؛ رقمی که دو برابر میانگین جهانی اعلام شد. در همان گزارش آمده بود که شمار مصرفکنندگان منظم تریاک از 150 هزار نفر به 230 هزار نفر رسیده و شمار مصرفکنندگان هروئین طی پنج سال 140 درصد رشد کرده است. UNODC این رشد را محصول «سه دهه تروما و جنگ»، دسترسی آسان به مواد ارزان و محدودیت درمان عنوان کرده بود.
مصداق دیگر این پدیده، اوکراین است. گزارشهای جدید دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد نشان میدهد جنگ، هم مصرف مواد را در صفوف نظامی و هم تولید و قاچاق مواد مصنوعی را افزایش داده است. در گزارش دفتر جهانی مبارزه علیه جرایم سازمانیافته فراملی (GI-TOC ) درباره نیروهای مسلح اوکراین، 86.3 درصد پاسخدهندگان گفتهاند عوامل مرتبط با جنگ باعث شده مصرف مواد یا الکل را بیشتر کنند؛ 38.4 درصد در 90 روز گذشته منتهی به این نظرسنجی حداقل ماهی یکبار آمفتامین مصرف کردهاند و 16.3 درصد هم سراغ مواد موسوم به «salt» رفتهاند. در گزارش UNODC سال 2025 نیز آمده است که با ادامه جنگ، تولید و قاچاق مواد سنتتیک مانند کاتینونها و متادون افزایش یافته است.
در ایران هم گره جنگِ مستقیمی در سالهای اخیر مطرح نبوده، اما تجربههای بحرانمحور، فشار اقتصادی و نااطمینانی، برای حوزه اعتیاد هشداردهندهاند. پژوهشهای داخلی نشان میدهد ایران از کشورهایی است که هم در مصرف و هم در مسیر ترانزیت مواد، با آسیب جدی روبهرو بوده و هست بطوریکه به گفته نادر توکلی رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران، بر اساس آمار رسمی، 2.8 میلیون نفر بهطور مستقیم با اعتیاد درگیر هستند و اگر خانوادهها و وابستگان آنها را نیز در نظر بگیریم، 10 تا 12 میلیون نفر در کشور با تبعات اعتیاد مواجه هستند.

جنگ فقط زیرساختها و معیشت را فرسوده نمیکند، بلکه آرامآرام بر روان جامعه هم سایه میاندازد و همین فرسایش روانی، زمینه را برای بروز رفتارهای پرخطر بیشتر میکند. وقتی اضطراب، ترس، بیثباتی و خستگی روانی بهصورت مداوم در زندگی مردم جریان داشته باشد، برخی افراد برای فرار موقت از فشارها به سمت مصرف مواد مخدر کشیده میشوند؛ مسیری که شاید در ابتدا بهظاهر برای آرام شدن یا فراموش کردن لحظهای بحران آغاز شود، اما خیلی زود میتواند به وابستگی جدی و مزمن منجر شود.
سعید صفاتیان رئیس سابق کارگروه مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره به خبرنگار «هفتصبح» میگوید: برخی از کشورها در اعتیاد بالقوه هستند که در شرایط بحران مثل جنگ میتوانند به بالفعل تبدیل شوند. تحقیقات نشان داده که در ایران 15درصد مردم به نوعی تمایل به مصرف مواد دارند و جنگ میتواند این بالقوه را سریعا به بالفعل تبدیل کند. جنگ باعث افزایش هر نوع اعتیاد از جمله سیگار، مشروبات الکلی، قلیان و انواع مواد مخدر میشود.
مدیرکل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه استرسی که بعد از یک بحران به وجود میآید، افراد را به سمت استعمال مواد مخدر میکشاند، افزود: در جنگ مواد مخدر طعمههای جدیدی را شکار میکند که اغلب جوانان هستند و معتادین سابق هم مصرفشان سنگینتر میشود. البته هنوز در کشور آمار درستی از تعداد معتادین در دست نیست اما رقم آن را 3 تا 4 میلیون تخمین زدهاند که قطعا رقم بسیار پایینی است.
«رژلب» شاید برای بسیاری از ما واژهای باشد که عملا ربطی به اعتیاد نداشته باشد اما در عمل اصطلاحی است رایج بین کارشناسان این حوزه. پدیده «رژلب» در اعتیاد به این معناست که در زمان بحران، جنگ یا فشارهای شدید اقتصادی و روانی، برخی افراد بهجای کنار گذاشتن مصرف، به سمت خرید و مصرف مواد ارزانتر یا در دسترستر میروند. همانطور که در اقتصاد از «اثر رژلب» برای افزایش خرید کالاهای کوچک و کمهزینه در دوران فشار مالی استفاده میشود، در حوزه اعتیاد هم این اصطلاح برای توصیف تغییر الگوی مصرف به کار میرود. یعنی فرد ممکن است به جای مواد گرانتر، به سراغ مواد سبکتر، ناخالصتر یا حتی ترکیبهای خطرناکتر برود تا با هزینه کمتر همان حس موقت آرامش را به دست آورد.
این تغییر ظاهراً کوچک، در عمل میتواند آسیب را بیشتر کند، چون مصرفکننده را به سمت مواد بیکیفیتتر، پرخطرتر و اعتیادآورتر سوق میدهد. به همین دلیل، کارشناسان میگویند در شرایط بحرانی، فقط میزان مصرف مهم نیست، بلکه نوع مصرف و تغییر الگوی آن هم باید جدی گرفته شود. صفاتیان در این زمینه معتقد است: قطعا در زمان بحرانی مثل جنگ آمار اعتیاد در همه دنیا افزایش پیدا میکند، هرچندکه آمار رسمی در دنیا و در کشور ما وجود ندارد. دقیقا مثل پدیده رژلب در آمریکا.
وی در ادامه از یکی از بیمارانش نام میبرد که اتفاقا از اقوامش بوده و هست. مردی که اصلا حشیش مصرف نمیکرده اما الان عصرها با دوستان خود به بالاپشت بام میروند و در زمان منتظر ماندن برای دیدن هواپیمای جنگی و موشک حشیش مصرف میکنند تا حوصلهشان سر نرود: متاسفانه بروز برخی رفتارهای هیجانی غلط را به ویژه در بین بعضی از نوجوانان میبینم و خانوادهها هم میگویند، روی آوردن آنها به سمت مصرف گل و حشیش است. در طول چند ساعتی که حملات دشمن تداوم دارد برخی نوجوانان با مصرف مخدرها و محرکهایی چون گل و حشیش میگویند که از ترس ایجاد شده دور میشوند.
از سوی دیگر، جنگ باعث تضعیف نظارت اجتماعی، کاهش دسترسی به خدمات حمایتی و اختلال در برنامههای پیشگیرانه میشود؛ یعنی درست در زمانی که جامعه بیش از همیشه به مداخلههای روانی و اجتماعی نیاز دارد، امکان دسترسی به این حمایتها کمتر میشود. در چنین وضعیتی، خانوادهها نخستین و مهمترین خط دفاعی هستند، اما خود آنها نیز تحت فشار جنگ قرار دارند و اگر آموزش و پشتیبانی لازم را دریافت نکنند، توان مقابلهشان کاهش مییابد. به همین دلیل، پیشگیری از گسترش اعتیاد در شرایط جنگی فقط با برخورد انتظامی ممکن نیست، بلکه نیازمند یک برنامه فوری، چندلایه و هماهنگ میان نهادهای درمانی، آموزشی و رسانهای است. اگر این هشدارها جدی گرفته نشود، جنگ میتواند بهجای آنکه فقط در میدان نبرد خسارت بزند، در خانهها هم زخمهای عمیق و ماندگاری برجا بگذارد.
صفاتیان در پاسخ به این سوال که خانواده و دولت در مقابله با رفتارهای هیجانی غلط، بخصوص در بین نوجوانان چگونه باید وضعیت را مدیریت کنند، میگوید: همانطور که نیروی نظامی کشور خود را برای جنگ آماده میکند، سیستم بهداشتی کشور هم باید خود را برای هر نوع مشکلی در کشور آماده کند، این آمادگی هم باید در اتاق عمل باشد و هم آموزش به یک مادری که در زمان جنگ کودکش شب اداری گرفته تا یک مادری که فرزندش به سمت اعتیاد میرود هم باید باشد، اما کشور در بخش آسیبهای اجتماعی ضعیف عمل میکند.
به گفته وی در ابتدا خانواده بسیار مهم است که باید آموزشهای لازم را ببینند. ضمن آنکه سازمان بهزیستی، وزارت رفاه، وزارت بهداشت، صداو سیما و آموزش و پرورش هم باید برنامههایی برای خانوادهها بگذارند و آنها را در این زمینه آگاه کنند. در بسیاری از کشورها سازمانهای امدادی در زمان بحران مثل جنگ به کمک خانوادهها میآیند اما در ایران این موضوع بسیار کمرنگ است. پیشنهاد میکنم در ایام جنگ، مراکزی را در اورژانس بیمارستانها در نظر بگیرند تا فرد معتاد با مراجعه به آنجا مهارت مقابله با استرس ناشی از جنگ و کنترل اعتیاد را آموزش ببیند.

تورم عامل دیگری است که این تحلیلگر و پژوهشگر اعتیاد از آن به عنوان زنگ خطری جدی در این عرصه یاد میکند: مواد مخدر در زمان جنگ حدود 50درصد افزایش قیمت داشته است و در عین حال کمبود هم در این بازار گزارش شده است. تبعات در دسترس نبودن موادمخدر برای مصرفکنندگان و معتادانی که به هر دلیل قصد یا توان ترک اعتیاد خود را ندارند در دراز مدت زیاد است و به تغییر الگوی مصرف معتادان مثلا از تریاک به هروئین، شیشه یا تزریق منجر میشود. بهطور معمول، نخستین واکنش بسیاری از معتادان در چنین شرایطی برای کاهش استرس و فشار روانی، افزایش مصرف مواد مخدر است. در حال حاضر نیز احساس میشود که بهتدریج تغییراتی در رفتار مصرفکنندگان مواد مخدر در حال شکلگیری است.
صفاتیان اما مقایسهای هم دارد بین تورم در بخشهای مختلف و ارتباط آن با اعتیاد؛ «تورم در همه بخشها اثرگذار بوده؛ از روغن و گوشت گرفته تا لباس و مسکن. قطعا تورم در تهیه مواد مخدر هم اثر خود را گذاشته است. کارمند معتادی که حقوقش قبل از جنگ 20 میلیون تومان بوده در ماه 3 میلیون تومان پول مواد میداده در حال حاضر باید 6 میلیون تومان برای خرید مواد هزینه کند و این تورم باعث میشود به سمت مواد ناخالص برود که خطرناک هم است. کم شدن مواد در بازار فروش و کاهش تعداد فروشندگان موادمخدر در جنگ، باعث شده تا برخی از معتادان مواد مورد نیاز مصرف یک هفته خود را در یک خرید انجام دهند و البته هیچ معتادی نیست که با در اختیار داشتن حجم زیادی از موادمخدر، میزان مواد مصرفیاش را افزایش ندهد.»
رئیس سابق کارگروه مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام اما نگران است. نگران از تبعات ادامه جنگ روی معتادان:«با ادامه جنگ مراکز درمان اعتیاد با چالش جدی در تأمین داروهایی مانند متادون و شربت تریاک مواجه خواهند شد، هماکنون نیز با کمبود شربت تریاک مواجه هستیم و احتمال کاهش تولید متادون در کشور وجود دارد. این وضعیت میتواند موجب خروج برخی معتادان از مراکز درمانی و بازگشت آنها به مصرف موادمخدر شود. در شرایطی که موادمخدر نیز کمیاب است، بحرانهای مرتبط با اعتیاد بهصورت زنجیرهوار تشدید خواهد شد.»
صفاتیان با تاکید براینکه در حال حاضر، ماده اولیه متادون از خارج وارد میشود، میگوید: «در صورت ادامه جنگ، احتمال کمبود، افزایش قیمت و ورود آن به بازار آزاد وجود دارد. برای همین با توجه به جنگ که بیش از یکماه طول کشیده است، مسئولان مربوطه باید هرچه سریعتر برای تأمین ماده اولیه متادون اقدام کنند و با استفاده از هر نوع گشایش اعتباری، حداقل برای شش ماه آینده ذخایر کافی از این ماده را در نظر بگیرند. وزارت بهداشت نباید ضعفهای پیشین در زمینه شربت تریاک را تکرار کند. اکنون نیز لازم است کارخانههای داخلی برای تأمین حجم کافی از ماده اولیه متادون و سایر داروهای درمان اعتیاد، برنامهریزی جدیتری داشته باشند.»
نهایت اینکه، هرجایی که استرس زیاد باشد احتمال مصرف اعتیاد بسیار بالاست زیرا طبیعی است که در بحران انسان میترسد و ترس قسمتی از مقاومت است اما مهم این است که آن ترس را چگونه مدیریت کند که به آن مهارتهای زندگی میگویند و وظیفه ساختارهای دولتی است که این مهارتها را به خانوادهها و نوجوانان آموزش دهند. اعتیاد مادر آسیبهای اجتماعی است و بعد از جنگ بالاترین آسیب اجتماعی همین اعتیاد است که دولت از هم اکنون باید به فکر رسیدگی به آن باشد.