یک دست سلاح و یک دست میکروفن/ شهید مجید جباری شهیر الگویی جاودانه

  دوشنبه، 13 مرداد 1399   کد خبر 94476
یک دست سلاح و یک دست میکروفن/ شهید مجید جباری شهیر الگویی جاودانه
ساعدنیوز: ظهر امروز و در آستانه ۱۷مرداد روز خبرنگار و نیز بزرگداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس، توفیق دیدار با خانواده شهید مجید جباری شهیر، از خبرنگاران و گزارشگران دفاع مقدس و حماسه پردازان لشکر همیشه پیروز عاشورا فراهم شد.

به گزارش پایگاه خبری ساعدنیوز، ظهر امروز و در آستانه ۱۷مرداد روز خبرنگار و نیز بزرگداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس، توفیق دیدار با خانواده شهید مجید جباری شهیر، از خبرنگاران و گزارشگران دفاع مقدس و حماسه پردازان لشکر همیشه پیروز عاشورا فراهم شد.

در این دیدار که سردار عباسقلیزاده، جانشین فرمانده سپاه عاشورا و مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به همراه تنی چند از پیشکسوتان جهاد و شهادت و نیز مسئول بسیج رسانه آذربایجان شرقی حضور داشتند؛ مادر معزز و اعضای خانواده این شهید والامقام خاطراتی از برهه های مختلف زندگی شهید را نقل کردند که در نوع خود خواندنی و الهام بخش است.

مادر شهید نقل میکنند که در ایام مبارزات منتج به پیروزی انقلاب اسلامی و در یکی از نخستین شبهایی که حکومت نظامی اعلام شده بود و پدر شهید بخاطر کشت و کشتار بیرحمانه عوامل رژیم، در را قفل کرده بود تا بچه ها بیرون نروند، مجید روی پشت بام خانه رفت و شروع به فریاد الله اکبر و شعار دادن کرد و از پشت بام به کوچه پرید و هرطور شده رفت تا در مبارزات انقلاب اسلامی شرکت کند.

مادر میگوید مجید از اول هم اینطور روحیه ای داشت و از کارهای خدایی باز نمی ماند. جمله ای که خاطره اولین مداحی مجید در روضه خانگی مادرش را به یاد برادر می اندازد و البته وساطتش برای گرفتن رضایت پدر به عضویت برادر بزرگتر در بسیج و سپاه و اعزام به جبهه.
برادر شهید خاطره ای را هم از خانواده یکی از شهدای تبریز نقل میکند که یک شب در ساعتهای نصفه شب مجید میهمان ناخوانده آنها برای ضبط برنامه رادیویی بود.

مادر بزرگوار شهید خاطره جالب دیگری هم نقل می کند. در سالهایی که ماموریت پاسداری مجید در سنگر صداوسیمای مرکز تبریز بعنوان مجری و گزارشگر متمرکز بود و حتی علاوه بر برنامه صدای پاسدار برنامه سیمای صنعت را هم اجرا میکرد؛ برخی زنان محله میگفتند مجید دیگر رزمنده نیست و به دنبال شهرت دنیا است که مجید وقتی این حرفها را شنید گفت حتما با لباس پاسداری رفت و آمد میکنم تا همه بدانند تا آخر عمر بسیجی و رزمنده و عاشق شهادت هستم.
همان گونه که شهید مجید جباری شهیر در وصیت نامه خود نیز مینویسد که دیگر طاقت ندارم همرزمانم مجاهدانه جنگ کنند و من تنها دوربین و قلم بدست بگیرم و روایتگر این صحنه ها باشم.

پس یک دست دوربین و یک دست اسلحه گرفت و شهادت را در آغوش گرفت تا الگویی جاودانه باشد برای آنان که رسانه را سنگر خود در جبهه انقلاب اسلامی میدانند.


1 دیدگاه