به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، در این ویدئوی تکاندهنده، شاهد عبور گلشیفته فراهانی از لایه زرقوبرقدار شهرت و رسیدن به هسته سخت و فرسایندهی زندگی در غربت هستیم. او با صداقتی کمیاب، از خستگی مفرطی سخن میگوید که نه حاصل کار زیاد، بلکه نتیجهی سالها تلاش برای اثبات خود و تاب آوردن در برابر فشارهای پنهانی است که مهاجرت به روح انسان تحمیل میکند. گلشیفته در این بخش از صحبتهایش، از آرزوی ساده اما دوردستِ «بودن» میگوید؛ اینکه انسان بتواند فارغ از تمام نقشها، نقابها و انتظاراتی که جامعه و رسانهها از او دارند، تنها لحظهای را در آرامشِ محض و بدون تلاش برای «چیزی شدن» تجربه کند. این دردِدل، در واقع روایتِ فرو ریختن دیوارهایی است که همیشه سعی در پنهان کردن تنهاییِ عمیق یک ستاره در دنیای غرب داشتند.
او به رنجهای فرسایندهای اشاره میکند که در پسِ تصویرهای درخشان فرش قرمزها و پروژههای بینالمللی پنهان مانده است. گلشیفته با بیانی پراحساس، از واقعیتی پرده برمیدارد که شاید بسیاری از دوستدارانش هرگز به آن فکر نکرده بودند: «فرسودگیِ بقا در فرهنگی بیگانه». او توضیح میدهد که چطور زندگی در تلاطم دایمی و تلاش برای تطبیق یافتن با معیارهای غربی، توانِ زیستنِ واقعی را از او گرفته و حالا در نقطهای قرار دارد که سکون و معنای اصیلِ زندگی را به هر نوع جنجال و موفقیتِ ظاهری ترجیح میدهد. این صحبتها، نه تنها یک اعتراف شخصی، بلکه آیینهای است برای تمام کسانی که پشتِ رویاهای بزرگِ مهاجرت، به دنبال آرامشی میگردند که انگار هر روز از آنها دورتر میشود.
برای دیدن تصاویر و ویدیوهای بیشتر از دنیای هنرمندان کلیک کنید.