ویدئو/ تراپی؟ نه ممنون، خنده‌های شیرین رویا میرعلمی هستش/ آخه لامصب اونجا دیگه چرا خندیدی؟😂

  شنبه، 02 اسفند 1404
ویدئو/ تراپی؟ نه ممنون، خنده‌های شیرین رویا میرعلمی هستش/ آخه لامصب اونجا دیگه چرا خندیدی؟😂
ساعدنیوز: رویا میرعلمی مهمان برنامه امیرحسین قیاسی است و ماجرای خندیدنش در مراسم ختم پدر و مادرش را تعریف می کند.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز ،امیرحسین قیاسی میزبان رویا میرعلمی است.

امیرحسین قیاسی: تا حالا شده جایی بخندید که نباید می‌خندید؟

رویا میرعلمی: مراسم هفتم پدرم بود. خب خیلی شرایط سختی بود. همکلاسی‌های من (سال اول دانشگاه بودم) اومدن. یکی از همکلاسی‌هام که یه آقایی هم هستش که الان یکی از بازیگران درجه یک و کارگردان‌های درجه یکه، آقای هادی حجازی‌فر، از همین‌جا بهشون سلام عرض می‌کنم. ایشون خیلی لطف کردن، یه لحظه گفتن به من که: «خانم میرعلمی، تا شقایق هست زندگی باید کرد» و من خنده‌ام گرفت.

رویا میرعلمی: من این شالی که روی سرم بود برداشتم و گذاشتم جلو صورتم. این‌ها فکر کردن که من خیلی دیگه از حال می‌رم و اینا، و من داشتم از خنده می‌مردم! خندیدم و هیچ‌کس نفهمید خدا رو شکر.

امیرحسین قیاسی: الان فهمیدن همه!

رویا میرعلمی: ولی من می‌گم شاید واقعاً پدرم اون موقع روحش آگاه بوده من انقدر حالم بده، هادی رو فرستاد... بعد دوباره فکر کنید حالا تو مراسم هفتم مادرم! من و هادی...

امیرحسین قیاسی: یادم باشه هفتم دعوتتون نکنم! دور از جون، نگید تو رو خدا.

رویا میرعلمی: نه حالا نمی‌خندم. نه خدا نکنه البته!

امیرحسین قیاسی: من فکر کردم «خدا نکنه» رو برای من گفتید؛ برای اینکه دعوتتون نکنم گفتید، ها؟


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها