به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، درحالیکه تنشهای نظامی در منطقه به مراحل حساسی رسیده است، دادههای جدید رسانههای عبری و نهادهای رسمی نشان میدهند که «جبهه داخلی» اسرائیل با ترکیبی از بحرانهای اقتصادی، روانی و درمانی روبروست که عملاً توان استمرار نبرد را از این رژیم سلب کرده است. این گزارش، ترکیبی از تحلیلهای راهبردی و دادههای رسمی اسرائیل است که سانسور را شکافته و واقعیتهای پنهان را آشکار میکند.
طبق گزارش وبسایت thelenspost، نارضایتی و خستگی شدیدی میان ساکنان اراضی اشغالی به دلیل رفتوآمدهای مداوم و اقامتهای طولانیمدت در پناهگاهها مشاهده میشود. این وضعیت صرفاً یک چالش روانی نیست؛ بلکه به معنای توقف کامل فعالیتهای مولد، تعطیلی بازارها و سقوط شاخص تولید است. هر دقیقهای که شهروندان در پناهگاه سپری میکنند، ضربهای مستقیم به پیکره اقتصاد وارد میشود.
بخش «عین علی العدو» وبسایت لبنانی العهد نیز تأکید میکند که تداوم تنش، کابینه را مجبور به جیرهبندی سوخت و اقلام اساسی در سرزمینهای اشغالی کرده است. اصابت به شریانهای حیاتی باعث شده تا زنجیره تأمین کالا با اختلال جدی روبرو شود و قیمت مواد غذایی و سوخت به شکلی سرسامآور جهش یابد.
این وضعیت به شکلی گسترده در مناطق شمالی و تلآویو مشاهده میشود که علاوه بر حملات موشکی و پهپادی با حملات سایبری به زیرساختهای حکومتی نیز مواجه است. این وضعیت فشار روانی بر جامعه صهیونیستها را دو چندان کرده است.
بانک مرکزی و وزارت دارایی اسرائیل نیز هشدار دادهاند که هزینههای سنگین جنگ منجر به افزایش کسری بودجه و کاهش رشد اقتصادی خواهد شد. بسیج نیروهای ذخیره و افزایش هزینههای نظامی فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد کرده است. پیشبینی میشود بدهی عمومی به شدت افزایش یابد.
مخالفان کابینه نتانیاهو او را به سوءاستفاده از فضای جنگ برای پیشبرد اهداف سیاسی، تثبیت ائتلاف و تأمین بودجههای اضافی (از جمله برای نهادهای حریدی و شهرکسازی) متهم میکنند. این موضوع شکافهای سیاسی را تشدید کرده است.
از آغاز تنش در منطقه در 28 فوریه 2026، اسرائیل نظارت سختگیرانهای بر اطلاعات اعمال کرده است. انتشار مکان دقیق حملات، جزئیات خسارات و آمار تلفات ممنوع اعلام شده است. این سانسور شامل رسانههای داخلی و خارجی نیز میشود. با اینحال، با تکیه بر دو منبع رسمی اسرائیلی میتوان بخشی از خسارات را برآورد کرد:
1. پایگاه داده وزارت مالیات: تعداد درخواستهای جبران خسارت شهروندان که وسعت خسارات مادی به زیرساختهای غیرنظامی را نشان میدهد. تا 1 مارس 2026، اداره مالیات اسرائیل آمار روزانه درخواستهای جبران خسارت را منتشر میکرد، اما پس از آن انتشار این آمارها نیز شامل سانسور شد، اما اطلاعات بهدست آمده نشان میدهد تا 10 مارس 2026، مجموع این درخواستها به 9٬115 پرونده رسیده است.
این آمار رسمی برخلاف سانسور اطلاعاتی، واقعیت خسارات مادی گسترده به زیرساختهای شهری را تأیید میکند. اما نکته مهم اینجاست که این آمار تنها خسارت به شهرها را نشان میدهد و رژیم از دادن هرگونه اطلاعات درباره خسارات وارده به مراکز نظامی و استراتژیک خودداری میکند.


2. آمار رسمی مصدومیت بیمارستانی: پلتفرم رسمی وزارت بهداشت از آغاز تنشها 10 مارس تعداد 2٬656 مصدوم و زخمی را ثبت کرده است. از این تعداد، 141 مورد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدهاند که نشاندهنده شدت جراحات واردشده است.
این آمار رسمی وزارت بهداشت، تنها خسارتهای انسانی در شهرها را آن هم با ملاحظات بسیار نشان نشان میدهد و شامل تلفات انسانی و مجروحیتهای بخشهای نظامی و امنیتی نمیشود که همین هم نشاندهنده تأثیر مستقیم حملات ایران و حزبالله بر پیکره رژیم صهیونیستی است.
روزنامه «یسرائیل هیوم» در گزارشی نه تنها به ادامه روند حملات موشکی ایران در کنار ادامه حملات حزبالله به سرزمینهای اشغالی، علیرغم گذشت بیش از 15 روز از آغاز جنگ خبر میدهد، بلکه با تعجب و شگفتی از تشدید این حملات سخن میگوید. همراستا با این گزارش، «معاریو» نسبت به یک خطر راهبردی هشدار میدهد: «ترس سران اسرائیلی از گذشت زمان و تثبیت مفهوم جنگ فرسایشی؛ امری که نتیجهای دقیقاً معکوس با اهداف اولیه آغاز جنگ برای اسرائیل دارد.»
معاریو میافزاید، نتانیاهویی که به دنبال پیروزی سریع بود، اکنون در تلهای گرفتار شده که هر روزِ آن، هزینهای غیرقابل جبران بر امنیت رژیمش تحمیل میکند. اسرائیل که با اتکا به حمایتهای ترامپ به دنبال نبردی برقآسا بود، اکنون در بنبستی قرار گرفته که خروج از آن هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی دارد.
وبسایت الخنادق نیز در گزارشی درباره سانسور سیستماتیک و مهندسی اخبار توسط رژیم مینویسد که همچون جنگها و تنشهای گذشته، دستگاههای سیاسی و نظامی صهیونیستی این بار نیز بر سانسور اخبار تمرکز بسیاری دارند، با این تقاوت که برای مدیریت افکار عمومی، علاوه بر سانسور شدید، بر استراتژی «تأخیر و ابهام» در اعلام تلفات نیز تمرکز کردهاند. ارتش با بزرگنمایی پیروزیهای کوچک تاکتیکی، سعی در انحراف افکار عمومی از ناکامیهای راهبردی دارد. این پنهانکاری که با هدف حفظ روحیه انجام میشود، اکنون با افشای آمارهای متناقض بیمارستانی، با بحران جدی اعتبار روبرو شده است.
با تداوم حملات و نفوذ تصاویر عملیاتها به شبکههای اجتماعی، انحصار روایتگری شکسته شده است. حتی رسانههای عبری اکنون به منتقدان جدی ادعاهای سخنگوی ارتش تبدیل شدهاند. این شکاف میان «ادعاهای حکومتی» و «تجربیات میدانی»، منجر به سقوط تابآوری اجتماعی و تشدید تنشهای سیاسی در کابینه شده است.
ترکیب «ناترازی پدافندی»، «فرار سرمایهها»، «جیرهبندی» و «بحران درمانی»، نشان میدهد که مدیریت هوشمندانه «هزینه-فایده» این ائتلاف را در بنبستی تاریخی قرار داده است. واقعیت میدانی ثابت میکند که حملات نه فقط ساختمانها، بلکه توان حیات طبیعی را هدف گرفتهاند که هنوز تبعات اقتصادی، اجتماعی و نظامی جنگ را بر دوش میکشد.
این شواهد تصویری و گزارشهای میدانی، برخلاف سانسور، نشان میدهند که:
1. ایران به اهداف استراتژیک در عمق منطقه دست یافته است
2. همکاری منطقهای به اهداف ارتباطی و زیرساختی آسیب زده است
3. آمار تلفات نشاندهنده تأثیر قابلتوجه حملات است
4. جنگ همچنان ادامه دارد و نشانهای از کاهش تنش یا مذاکره دیده نمیشود
این تصاویر و دادهها، نقاب را از چهره واقعی تنش کنار میزنند و نشان میدهند که تنش ایران تأثیر ملموسی داشته است.