به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، اینکه دنیای پس از جنگ با ایران، جهانی متفاوت با دنیای کنونی خواهد بود، مورد اذعان بسیاری از کارشناسان قرار دارد. دورانی که در آن آمریکا بسیاری از مظاهر قدرت خود را از دست داده است.دیپلماسی ناوهای جنگی که در دهه شصت و هفتاد میلادی به کثرت توسط آمریکاییها اعمال میشد، بازگشت کم فروغی توسط ترامپ داشت. او که زمزمههای جنگ با ایران را با ارسال ناو آبراهام لینکلن آغاز کرده بود، با خروج این ناو از شرایط عملیاتی در اولین رویارویی با ایران، جنگ را حداقل از حیث پایان افسانه ناوهای هواپیمابر باخته است.
شناورهای پر سروصدا اما آسیب پذیرآمریکا برای تهدید ایران، مشخصا دو ناو هواپیمابر را به منطقه اعزام کرده بود؛ آبراهام لینکلن که تبلیغ زیادی روی آن صورت گرفته بود و جرالد فورد به عنوان بزرگترین شناور جنگی جهان با بیش از چهار هزار خدمه که به تازگی خبر رسیده بر اثر آتش سوزی حداقل یک هفته در تعمیرگاه خواهد بود.در روزهای اولیه جنگ و پس از آنکه ناو آبراهام لینکلن مورد اصابت پهپادها و موشکهای ایران قرار گرفت و حداقل هزار کیلومتر از سواحل ایران دور شد، خبرگزاری اسپوتنیک با عنوان «افسانه مرد» نوشت: «آبراهام لینکلن آمد تا تهدید کند اما به عنوان تلی از ضایعات برمیگردد.»در 23 اسفند ماه بود که سردار شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح اعلام کرد که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بر اثر ضرباتی که از نیروهای مسلح ایران دریافت کرده، فعلا از دور عملیاتی خارج شده است.به تازگی نیز ارتش جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه شماره 32 خود خبر داد که ناو آبراهام لینکن دوباره با موشکهای نیروی دریایی ارتش مورد حمله قرار گرفته و از منطقه فرار کرده است.
اولین درگیری با لینکلن در روز دوم جنگ ماجرای اولین درگیری با ناو آبراهام لینکلن به روز دوم جنگ برمیگردد که روابط عمومی سپاه اعلام کرد این ناو با چهار موشک بالستیک مورد حمله قرار گرفته است.در روزهای بعد نیز چند اصابت پهپادی و موشکی زمین به دریا (از سوی نیروی دریایی ارتش) به ناو آبراهام لینکلن مخابره شده. اما خبری از این ناو نبود تا اینکه آمریکایی رسما از خروج آبراهام لینکلن از میدان درگیری خبر دادند. در همین خصوص رئیس مجلس در ایکس نوشت: «این عروس تعریفی در اولین مواجهه با موشکها و پهپادهای ایرانی صحنه نبرد را ترک کرد و عقب نشست.»

مظهر قدرت آمریکا روی آبهاتا دهه هفتاد و هشتاد میلادی مرسوم بود که اگر آمریکا بخواهد حکومتی را در کشوری سرنگون کند، کافی است جهت ناوهای هواپیمابر خود را به سمت آن کشور تغییر دهد. این نوع نگاه هرچند اغراق آمیز، حداقل تا چند دهه پیرامون این شناورهای غول پیکر وجود داشت.پس از دو جنگ طولانی آمریکا در عراق و افغانستان، به نظر میرسید ایالاتمتحده از دیپلماسی ناوهای جنگی فاصله گرفت. در واقع عصر ناوهای جنگی بدون آنکه تمام شود، فعلا کنار گذاشته شده بود.کاری که ترامپ انجام داد، رجوع دوباره به کتاب ناوهای جنگی در کتابخانه جنگهای آمریکا بود. او در یک سال اول ریاست جمهوریاش ابتدا ناوهایش را به کارائیب برد. بدون آنکه درگیر شود، صیدی در ونزوئلا کرد و سپس به سمت ایران آمد. جایی که فکر میکرد "دژهای تسخیر ناپذیرش" عملکرد کارائیب را تکرار خواهند کرد.اما با شکست فضاحت بار آبراهام لینکن از نیروی دریایی سپاه و ارتش، خیلی طول نکشید که سیانان نوشت: «چگونه است که یک دارایی 13 میلیارد دلاری میتواند به این سرعت از کار انداخته شود.»

به تازگی آمریکاییها تایید کردهاند که دومین ناو هواپیمابر آنها یعنی جرالد فورد نیز به دلیل آتش سوزی احتمالا «عمدی» داخلی از دور عملیاتی خارج شده و برای تعمیر به یک جزیره یونانی برده میشود. به این ترتیب آمریکا در عرض دو هفته اول جنگ با ایران فعلا دو ناوش را از دست داده است. شاید قول رویترز درست باشد که دوران ناوهای هواپیمابر به پایان خود نزدیک شده است. این رسانه نوشته است: «ایران ثابت کرده است که ناوهای هواپیمابر دیگر دژهای تسخیر ناپذیر نیستند، بلکه اهدافی بزرگ و گرانقیمت هستند».