به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، خط خبری که از عصر امروز توسط ایراناینترنشنال و اکانتهای وابسته به سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی به صورت هماهنگ منتشر شد، سناریوی تازهای در پروسه تلاش برای ترور سردار مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، محسوب میشود.
این شیوه، روش کلاسیک سرویسهای جاسوسی برای عملیاتهای هدفمند است: با پخش یک روایت دروغین از "غیبت" یا "ضعف" یک فرمانده، منتظر میمانند تا هدف — از طریق تکذیب، تغییر در الگوی حضور یا موضعگیری رسمی — واکنش نشان دهد. همین واکنش به سرنخی برای تکمیل پازل رهگیری و شناسایی مسیرها و زمانهای حضور میدانی تبدیل میشود.
پیش از هر چیز، این هجمهی هماهنگ رسانهای، خود گواه روشنی بر عمق ضربات سختی است که این فرمانده و نیروهای تحت امرش بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کردهاند. آنها که از مقابله میدانی عاجزند، ناچار به مقدمهچینی برای ترور شخصیت و ترور فیزیکی برای حذف نمادهای مقاومت روی آوردهاند.
در عین حال، این تلاشهای مذبوحانه، حاکی از شکست رژیم تروریست اسراییل در ردیابی این سردار سرافراز اسلام است.
در عین حال این رسانهها و سرویسهای پشت پردهشان از درک واقعیات موجود در میدان عاجزند.
فرماندهانی چون سردار موسوی در ساختاری تعریف شدهاند که تا هفت رده جایگزین مشخص دارد. تجربه ثابت کرده فقدان احتمالی افراد در ساختارهایی مثل سپاه نه تنها خللی در قدرت بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه نیروهای تازهنفس عرصه را بر دشمن تنگتر خواهند کرد، مشابه وضعیتی که بعد از ترور شهید حاجی زاده با آن مواجه شدند.
همچنین این رژیم کودک کش و رسانه های تروریستی آن از درک تفاوت در مبانی هستی شناسی خود و سپاه اسلام نیز عاجزند.
قرآن کریم از بنیاسرائیل تعبیر «أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاهٍ» را به کار برده؛ همانان که گفتند اگر هزار سال هم عمر کنیم باز هم نمیخواهیم بمیریم. این نگاه، زندگی را محدود به همین دنیای مادی میبیند و از همین جاست که وحشت از مرگ، آنها را به سمت تاکتیکهای پنهانکارانه و ترور سوق میدهد.
در سوی مقابل، منطق شهادت، مرگ را پایان راه نمیداند. در این نگاه، رزمندگان ما به سوی شهادت پرواز میکنند. و هیچ واقعه و پدیده ای را خارج از اراده الهی نمی دانند . برای همین است که باور داریم در راه او چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم. این دوگانگی، مبنای اصلی ناتوانی دشمن در پیشبینی رفتار جبهه مقاومت است.
آنها که تنها به زندگی مادی دل بستهاند، حتی اگر از مرگ فیزیکی بگریزند، به تعبیری به سمت پوچی، افسردگی، خودکشی یا پایان تلخ در پانسیونها و خانههای سالمندان میروند. وعده الهی برای کسانی که به دنیای دیگر باور ندارند، پایان خوشی نیست.
اما بدبختی حقیقی، نه در این دنیا که در جهان پس از مرگ، در انتظار کسانی است که با تکیه بر جنایت، ترور و دروغ، گمان میکردند میتوانند اراده الهی را به نفع خود تغییر دهند.
خلاصه آنکه بازی رسانهای امروز اینترنشنال نه تنها به واکنش موردنظرشان منجر نشد، بلکه بار دیگر نشان داد تقابل در این میدان، تقابل دو منطق متفاوت از حیات و ممات است؛ منطقی که دشمن در برابر آن هیچ ابزاری جز آدمکشی، ترور و بزک رسانهای جنایتهایش ندارد در مقابل مکتبی که برای رسیدن به اهداف مقدسش به خود اجازه نمیدهد از هر روش ناصوابی استفاده کند.