تیک‌تاک بمب ساعتی علیه ترامپ؛ چرا زمان به نفع تهران متوقف شده است؟

  چهارشنبه، 05 فروردین 1405 ID  کد خبر 530802
تیک‌تاک بمب ساعتی علیه ترامپ؛ چرا زمان به نفع تهران متوقف شده است؟
ساعدنیوز: صدای مذاکره و آتش‌بس در ظاهر در اردوگاه غرب بلند شده است در حالیکه ایرانی‌ها در ظاهر و باطن عجله‌ای به آتش‌بس ندارند.

به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از فارس، آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد، دیگر با عبارت «افزایش تنش» قابل توضیح نیست. ما با نوعی جنگ جدید روبه‌رو هستیم؛ جنگی که فقط نظامی نیست و در آن فشارهای اقتصادی و سیاسی هم نقش مهمی دارند. در این شرایط، مذاکره و درگیری همزمان پیش می‌روند. به همین دلیل، سؤال اصلی دیگر زمان پایان جنگ نیست، بلکه این است که چه طرفی می‌تواند روند جنگ و شرایط پایان آن را تعیین کند.

در ظاهر، آمریکا اکنون تلاش می‌کند از مسیر دیپلماسی وارد شود. مطرح شدن احتمال دیدار مقامات آمریکایی و ایرانی در رسانه‌های غربی و اسرائیلی هم در همین چارچوب است. این اقدام در نگاه اول نشانه‌ای از تلاش برای کاهش تنش است، اما در واقع نشان می‌دهد که واشنگتن به این نتیجه رسیده که ادامه درگیری هزینه‌های سنگینی برایش دارد. به بیان ساده‌تر، آمریکا بیش از آنکه هدایت‌کننده کاهش تنش باشد، به‌دنبال راهی برای خروج از وضعیت فعلی است.

در اینجا یک واقعیت مهم شکل گرفته است:

ایران سعی می‌کند زمان را به نفع خود مدیریت کند، اما آمریکا درگیر مدیریت بحران شده است.

ایران تلاش دارد درگیری را به‌صورت کنترل‌شده طولانی کند تا از زمان به‌عنوان ابزار فشار استفاده کند. هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، فرصت‌های بیشتری برای چانه‌زنی به‌دست می‌آورد. دقیقا به همین دلیل که مقامات ارشد اسرائیلی به وبگاه عبری وای‌نت گفته‌اند که ایرانی‌ها عجله‌ای برای آتش‌بس ندارند.

در مقابل، آمریکا با مشکل برعکسی مواجه است؛ گذشت زمان هزینه‌هایش را بیشتر می‌کند، بدون اینکه به نتیجه مشخصی برسد. به همین دلیل است که از یک طرف صحبت از کاهش تنش می‌کند و از طرف دیگر برای ادامه درگیری آماده می‌شود.

در این جا است که پرگویی‌های ترامپ معنا پیدا می‌کند، او تلاش دارد (هرچند عمدتا ناشیانه) یک روایت پیروزی بسازد تا آن را به رأی‌دهنده جمهوری‌خواه بفروشد. اندکی بعد تهدید به حمله به زیرساخت‌های انرژی و جنایت جنگی می‌کند تا شاید اینگونه بتواند طرف ایرانی را مهار کند و بتواند بحران را مدیریت کند، وقتی جواب نگرفت تلاش می‌کند موضوع مذاکره را پیش بکشد تا بازهم اوضاع به گونه‌ای را مدیریت کند.

کلیت این این وضعیت بیشتر نشان‌دهنده نبود یک برنامه مشخص است تا یک استراتژی حساب‌شده. نکته اصلی اینجاست که برنامه و پلن ابتدایی یعنی فروپاشی حکومت ایران به شکست منجر شده و اکنون باقی مانورهای رسانه‌ای و تبلیغاتی و نظامی و سیاسی برای مدیریت اوضاع و خروج سریع و البته آبرومندانه از جنگ است.

در طرف مقابل اما، موضع ایران هماهنگ‌تر به نظر می‌رسد. اظهارات مقامات ایرانی که پایان جنگ را به رفع تحریم‌ها و جبران خسارت‌ها مرتبط می‌کند، نشان می‌دهد ایران از جنگ به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کند، نه اینکه جنگ را هدف نهایی بداند.

در سطح منطقه، برخی کشورها تلاش می‌کنند مانع گسترش درگیری شوند. کشورهایی مثل مصر، ترکیه و پاکستان وارد عمل شده‌اند، چون می‌دانند ادامه این وضعیت می‌تواند کل منطقه را دچار تغییرات اساسی کند. گزارش‌ها هم از تماس‌های گسترده میان این کشورها با ایران و آمریکا برای کنترل اوضاع خبر می‌دهند. بنابراین اگر تنش کاهش پیدا کند، احتمالاً نتیجه فشار چند کشور خواهد بود، نه تصمیم یک‌طرفه.

در داخل اسرائیل هم شرایط پیچیده‌تر شده است. فشار در جبهه شمالی افزایش یافته و تهدیدها به مناطق مهم این رژیم رسیده است. این موضوع سیستم بازدارندگی اسرائیل را با چالش جدی روبه‌رو کرده است. علاوه بر این، نشانه‌هایی از نارضایتی و تنش داخلی هم دیده می‌شود که با طولانی شدن جنگ بیشتر می‌شود و می‌تواند تصمیم‌گیری‌ها را سخت‌تر کند.

هم چنین راهبرد امنیتی اسرائیل با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. برتری نظامی و فناوری، به‌تنهایی دیگر برای پیروزی کافی نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که طرف مقابل تاکتیک‌ها و راهبردهای انعطاف‌پذیری دارد و چند جبهه به‌طور همزمان فعال هستند. به همین دلیل، به نظر می‌رسد اسرائیل از هدف «پیروزی سریع و قاطع» فاصله گرفته و به سمت «مدیریت یک درگیری طولانی» حرکت کرده است؛ وضعیتی که آینده آن با ابهام زیادی همراه است.

از نظر اقتصادی، این درگیری فقط محدود به منطقه نیست. حمله به تأسیسات انرژی و ناامنی مسیرهای کشتیرانی می‌تواند باعث اختلال در بازار جهانی و افزایش قیمت‌ها شود. در شرایطی که اقتصاد جهان از قبل هم با مشکلات زنجیره تأمین روبه‌رو است، ادامه این وضعیت می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند.

در مجموع، به نظر می‌رسد نظم قدیمی در منطقه در حال تغییر است. روش‌های قبلی مثل تکیه بر قدرت نظامی یا بازدارندگی یک‌طرفه دیگر به‌تنهایی کارایی ندارند.

آمریکا هنوز از منطقه خارج نشده، اما دیگر مثل گذشته نمی‌تواند به‌تنهایی شرایط را کنترل کند. ایران هم به‌دنبال پیروزی سریع نظامی نیست، بلکه سعی می‌کند به‌تدریج قواعد بازی را تغییر دهد.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها