کشف گورستان «هخامنشی» در استان سمنان؛ زنی که با تجهیزات «اسب» دفن شده است

  شنبه، 15 فروردین 1405
کشف گورستان «هخامنشی» در استان سمنان؛ زنی که با تجهیزات «اسب» دفن شده است
ساعدنیوز: یک گورستان مربوط به دوره هخامنشی که در استان سمنان کشف شده، تصویری کم‌سابقه و نزدیک از زندگی و مرگ مردم عادی در یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان باستان ارائه می‌دهد.

به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز، این گورستان که «مرسین» نام دارد و در یک دهۀ اخیر در نزدیکی روستای تلاجیم استان سمنان مورد کاوش گرفته، در موقعیتی طبیعی و چشمگیر قرار گرفته است: بر روی برآمدگی‌ای مشرف به سفیدرود، جایی که کوه‌های البرز به تدریج در گستره بی‌پایان کویر دشت کویر محو می‌شوند. این موقعیت تصادفی نبوده، بلکه به‌عنوان گذرگاهی برای رفت‌وآمد عمل می‌کرده و جوامع داخلی را به شبکه‌های منطقه‌ای وسیع‌تر متصل می‌ساخته است.

باستان‌شناسان نخستین‌بار در جریان کاوش‌های نجات‌بخش مرتبط با ساخت یک سد به این محوطه برخوردند. آنچه ابتدا یک عملیات اضطراری بود، به‌سرعت به یکی از مهم‌ترین کشفیات دوره هخامنشی در این منطقه تبدیل شد.

ب

برخی از ظروف سفالی که در گورها یافت شده است

در فاصله سال‌های 2014 تا 2024، در چندین فصل کاوش، 34 گور کشف شد که بسیاری از آن‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی سالم باقی مانده بودند. تاریخ‌گذاری رادیوکربن نشان می‌دهد این گورستان بین سال‌های 519 تا 358 پیش از میلاد مورد استفاده بوده، یعنی دقیقاً در قلب دوره هخامنشی.

اما نکته جالب فقط قدمت آن نیست، بلکه یکنواختی قابل‌توجه آن است.

در نگاه اول، تدفین‌ها بسیار استاندارد به نظر می‌رسند. اجساد در گودال‌های مستطیلی، معمولاً با جهت شمال‌غربی به جنوب‌شرقی، به حالت طاق‌باز قرار داده شده‌اند. در بسیاری از گورها، سنگ‌هایی در قسمت سر و پا قرار گرفته و پوشش گورها از خاک ساده تا تخته‌سنگ‌ها یا الوارهای چوبی متغیر بوده است.

این تکرار نشان‌دهنده جامعه‌ای منسجم با قواعد تدفینی مشترک است که احتمالاً فقط برای یک یا دو نسل از این گورستان استفاده کرده‌اند.

اما در دل این یکنواختی، تفاوت‌هایی ظریف و حساب‌شده دیده می‌شود. برخی گورها کاملاً فاقد اشیا هستند، در حالی که برخی دیگر با ظروف سفالی، زیورآلات یا سلاح‌ها غنی شده‌اند. این تفاوت‌ها تصادفی نیستند، بلکه بازتابی از نقش‌های اجتماعی، هویت‌های جنسیتی و جایگاه افراد در جامعه‌اند.

ت

برخی زیورآلات کشف شده در گورها

تقریباً در همه گورهای دارای اشیا، ظروف سفالی دیده می‌شود و می‌توان گفت سفال پایه اصلی آیین تدفین بوده است. کاسه‌ها، کوزه‌ها و ظروف لوله‌دار بارها تکرار می‌شوند و نوعی «بسته استاندارد» تدفینی را شکل می‌دهند. اما فراتر از این الگوی پایه، تفاوت‌ها نمایان می‌شوند.

زیورهای شخصی مانند دستبند، گوشواره و مهره‌ها در حدود یک‌سوم گورها دیده می‌شوند، در حالی که سلاح‌های آهنی مانند تیغه‌ها و سرنیزه‌ها در حدود یک‌چهارم آن‌ها یافت شده‌اند. این اشیا بیش از آنکه نشانه ثروت باشند، بیانگر هویت فردی هستند.

یکی از جزئیات جالب، دستبندهایی با سر حیوانات است. این طرح‌ها یادآور فلزکاری اشرافی هخامنشی هستند، اما در اینجا به‌جای فلزات گران‌بها، از مفرغ ساخته شده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد صنعتگران محلی سبک‌های امپراتوری را با زبان مادی خود بازتفسیر کرده‌اند. به بیان دیگر، این تقلید صرف نیست، بلکه نوعی ترجمه فرهنگی است.

این گورستان همچنین نگاهی کم‌نظیر به نحوه بازنمایی جنسیت در آیین‌های تدفین ارائه می‌دهد. گورهایی که به زنان نسبت داده شده‌اند، معمولاً غنی‌تر هستند و شامل زیورآلات، مهره‌ها و دوک‌های نخ‌ریسی (ابزار تولید پارچه) می‌شوند. در مقابل، گورهای منتسب به مردان بیشتر شامل سلاح‌های آهنی هستند، اما در مجموع ساده‌ترند.

با این حال، یک گور از این الگو خارج است: تنها گوری که تجهیزات مهار اسب در آن یافت شده، به یک زن تعلق دارد. این ترکیب غیرمنتظره نشان می‌دهد نقش‌های اجتماعی همیشه با تصورات امروزی از جنسیت همخوان نیستند. چنین مواردی از انعطاف‌پذیری و سیال بودن هویت در این جامعه حکایت دارند.

علیرغم وجود سلاح‌ها، این گورستان نشانه‌ای از یک جامعه نظامی نیست. باستان‌شناسان این اشیا را بیشتر به‌عنوان نماد قدرت یا نقش اجتماعی تفسیر می‌کنند، نه شواهدی از جنگ.

ضمنا هیچ نشانه روشنی از سکونتگاه مرتبط در نزدیکی این گورستان یافت نشده و برخی شاخص‌های مادی طبقات اشرافی هخامنشی—مانند سفال‌های مثلثی—در اینجا وجود ندارند. این امر نشان می‌دهد این جامعه در سطحی میانی از ساختار امپراتوری قرار داشته؛ نه کاملاً اشرافی و نه منزوی.

اهمیت اصلی گورستان مرسین در موقعیت آن نهفته است؛ یعنی دور از مراکز قدرتی مانند تخت‌جمشید یا پاسارگاد. چنین محوطه‌هایی به‌ویژه در شمال‌شرق دنیای هخامنشی بسیار نادرند.

در اینجا، داده‌های باستان‌شناسی چیزی را ثبت کرده‌اند که اغلب در تاریخ‌های امپراتوری نادیده گرفته می‌شود: تجربه زیسته مردم عادی.

به نظر می‌رسد مردمان این گورستان، به‌جای پذیرش کامل فرهنگ امپراتوری، عناصر آن—مانند سبک زیورآلات یا برخی اشیا—را به‌صورت گزینشی در سنت‌های محلی خود ادغام کرده‌اند. نتیجه، چشم‌اندازی فرهنگی است که نه از تحمیل، بلکه از تعامل و سازگاری شکل گرفته است.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها