به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، وقتی شهاب حسینی این بیتها را میخواند: «آری آغاز دوست داشتن است / گرچه پایان راه ناپیداست / من به پایان دگر نیاندیشم / که همین دوست داشتن زیباست»، انگار زمان برای لحظهای میایستد. صدایش پر از احترام به عمق احساس فروغ است؛ نه بیش از حد دراماتیک، نه سرد و دور، بلکه درست به همان اندازه صمیمی و نزدیک که شعر طلب میکند. گویی او هم مثل شاعر، در همان لحظهی لبریز شدن از عشق ایستاده و با ما قسمت میکند که چقدر رها کردن ترس از پایان، میتواند آزادکننده و باشکوه باشد.
این خوانش، بیش از یک دکلمه است؛ یک تجربهی مشترک عاطفی میان فروغ، شهاب حسینی و شنونده. یادآوری میکند که در دنیایی پر از محاسبه و ترس از شکست، هنوز میشود عاشق شد، فقط به خاطر زیبایی خودِ دوست داشتن. و وقتی صدای شهاب در آخرین بیت فرو مینشیند، چیزی در درون آدم آرام میگیرد؛ انگار برای چند دقیقه، فقط همین دوست داشتن کافی بوده است.