به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، قضیه از جایی شروع شد که فلاشتانک طبقه سوم برای سومین بار در یک هفته خراب شد و نخ آن برای همیشه گم شد. مشکل اینجاست که مسئول خوابگاه گفته بود «تا دو هفته دیگه تعمیر میشه» و دو هفته در فرهنگ خوابگاهی یعنی «حداقل دو سال». اینجا بود که مغز متفکر گروه با جدیت گفت: «ما مهندس نرمافزار نیستیم؟ پس سختافزار هم باید هک کنیم.»

عملیات «ماوستک» آغاز شد. ماوس گیمینگ RGB علی (که نورش بیشتر از لامپ راهرو بود) قربانی شد. سیم ماوس با دقت جراحیگونه از بدنه جدا گردید، چون «طولش دقیقاً به اندازه فاصله دست تا فلاشتانک بود و این یعنی destiny». بعد با یک گره مهندسیشده (گرهای که در هیچ کتاب data structureای پیدا نمیشود) سیم را به اهرم فلاشتانک بستند. تست اولیه فاجعهبار بود: با یک کلیک چپ، هم چراغ کیبورد چشمک زد، هم صدای آب آمد، هم علی داد زد «دابلکلیک نزن لعنتی، تککلیکه!» اما نسخه 2.0 با موفقیتآمیزترین باگفیکس تاریخ خوابگاه همراه بود: حالا با یک کلیک راستِ محکم، آب میریخت و با چرخ اسکرول میشد شدت جریان را تنظیم کرد.
از آن شب به بعد، هر بار که کسی میرفت دستشویی، بقیه از اتاق داد میزدند: «اسکرول رو آروم بکش داداش، overflow میکنه!» یا «کلیک چپ نزن هنوز دیتابیس آب جمع نشده!» ماوس RGB بیچاره روی دیوار نصب شد و به «دکمه افتخار» معروف شد. حتی یکی از بچهها رزومهاش نوشته بود: «تجربه توسعه سیستم کنترل توالت real-time با latency زیر 200 میلیثانیه». حماسه ماوستک نه تنها مشکل طبقه سوم را برای یک ترم کامل حل کرد، بلکه به ما ثابت کرد که وقتی debug واقعی زندگی شروع میشود، بهترین framework همان «هر چی دم دستته بچسبون به هم» است.