تأملاتی درباره فال حافظ و درستی یا نادرستی آن

  شنبه، 10 آبان 1399   کد خبر 110659
دکتر علی عباسعلی زاده : تأملاتی درباره فال حافظ و درستی یا نادرستی آن
مردم ایران در هر گوشه ای از این مرز و بوم دیوان حافظ را قدر می دانند و بر صدر منازلشان می نشانند. هر کس که مطلبی در دل دارد و نمی تواند آن را با کسی بازگو کند، پاسخش را از دیوان حافظ می جوید. دکتر علی عباسعلی زاده استادیار ادبیات فارسی در دانشگاه فسا صحت و سقم فال حافظ را طی یادداشتی اختصاصی برای ساعد نیوز مورد تأمل و سنجش قرار داده است.

دکتر علی عباسعلی زاده فارغ التحصیل دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. وی رساله دکتری خویش را زیر نظر یکی از حافظ پژوهان بزرگ ایران یعنی استاد محمد رضا شفیعی کدکنی نوشته است. مقالات متعددی در مجلات علمی پژوهشی ممتاز از دکتر عباسعلی زاده در زمینه های مختلف ادب پژوهی منتشر شده است. ایشان عضو هیئت علمی دانشگاه فسا استان فارس دیار حافظ شیرازی هستند. فال حافظ یکی از جذابیت های فرهنگی ایران است و هر کس که در این مرز و بوم با حافظ آشنا است، تجربه ای در زمینه فال حافظ دارد. ولی پرسش این است: عیار درستی فال حافظ چقدر است؟ چه اندازه می توان به لسان الغیب شیرازی و سخنانش تکیه کرد؟ آیا دوای درد دل ما به راستی با سخن حافظ گره خورده است؟ اینها پرسش هایی است که دکتر عباسعلی زاده طی یادداشتی اختصاصی برای ساعد نیوز به آنها پاسخ داده است:

تصویر

به جرأت می توان گفت دیوان حافظ تنها کتابی است که در تمام خانه های ایرانی و شاید در بیشتر خانه های فارسی زبانان دنیا پیدا شود، تا آنجا که بسیاری او را قرآن فارسی نامیده اند، جدا از درستی و نادرستی این مطلب، وجود این نامگذاری بی شک خود گویاترین دلیل برای اهمیت و جایگاه مقدس این دیوان در نزد ایرانیان و فارسی زبانان است. ملقب کردن حافظ به عنوان “لسان الغیب” نیز خود تأیید دیگری بر این مطلب است. تفأل به دیوان حافظ برای کسب امید یا آگاه شدن از آینده و….سالیانی است که به یکی از رفتارهای فرهنگی ما ایرانیان تبدیل شده است، به عنوان مثال فال زدن و خواندن شعر حافظ یکی از رسوم جدایی ناپذیر شب یلداست و یا بسیاری حتی برای گرفتن فال قائل به رعایت آداب و مراسمی نیز هستند؛ از وضو گرفتن، قسم دادن حافظ به شاخ نبات تا گفتن: ای حافظ شیرازی تو کاشف هر رازی … همچنین شنیده ایم که حتی برخی از بزرگان نیز به دیوان او تفأل زده اند، مانند شهریار؛ که در انتخاب تخلصش از شعر حافظ مدد گرفته است. همه ی اینها نمونه هایی است که گویای جایگاه ویژه حافظ در فرهنگ ما ایرانی ها و فارسی زبانان است. قبل از آنکه بخواهیم به صورت تخصصی به این مطلب بپردازیم و گوشه ای از راز این ماجرا را آشکار سازیم، گفتن چند نکته ضرورت دارد:

تصویر
  1. در همین ابتدای سخن لازم است بیان کنم که هدف از این بحث، تأیید و تشویق و یا بازداری مردم از انجام این رفتار نیست بلکه می خواهیم به عنوان پدیده ای اجتماعی آن را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم و پاسخ این سوال را دریابیم که چرا میان این همه شاعر ما تنها به دیوان حافظ شیراز تفأل می زنیم، و دیگر اینکه چرا عده ای حتی به این باور رسیده اند که حافظ پاسخشان را داده است؟
  2. نکته دیگری نیز که باید توضیح داده شود این است که این پدیده دارای دو ساحت است: یکی ساحت اعتقادی و قلبی و دیگری ساحت صورت و فرم آن (البته فرم در معنای گسترده آن)؛ این نکته بدیهی را همین ابتدا می گویم که جنبه اعتقادی و قلبی این مطلب را نمی توان و نمی شود مورد بررسی قرار داد، چرا که مربوط به ساحت درونی آدمی است، و راهی جهت شناخت آن وجود ندارد، بنابراین قابل بررسی و صدق و کذب نیست و ما را با آن کاری نیست، فقط می ماند بررسی جنبه ی دوم این مسأله. در ادامه به اندازه دانش خود کوشش خواهم کرد از لحاظ بررسی صورت و شکل شعر حافظ پاسخی به پرسش های گفته شده داده شود.
تصویر

دکتر شمیسا در کتاب سبک شناسی شعر، حافظ را جزء شاعران گروه تلفیق قرار داده است؛ اگر بخواهم به زبان ساده داستان این گروه را بیان کنم به شرح زیر است:

غزل و قصیده در ادبیات فارسی دارای دو رودخانه اصلی و مهم است؛ یکی همان شعرهای ابتدایی فارسی که با رودکی و فرخی و …شروع شد و در قرن هفتم با شعر سعدی به کمال خود رسید، دیگری شعرهایی که رنگ و بوی عرفانی دارند، یا به عبارت دیگر عارف_شاعرانی که مفاهیم عارفانه خود را به زبان شعر بیان کردند؛ که این جریان با سنایی شروع شد و با عطار ادامه مسیر داد و به وسیله مولانا در قرن هفتم به اوج زیبایی خود رسید. آری چنانکه می دانیم ما در قرن هفتم دو قله رفیع داریم یکی سعدی، پیروز شعر عاشقانه! و دیگری مولانا، فاتح شعر عارفانه! حقیقتا در قرن هفتم شعر فارسی به اوج تکامل هنری خود رسیده و دچار بن بست شده بود، در این میان تنها رفتار رندانه، که به شعر فارسی جانی دوباره بخشید تلفیق این دو جریان در یکدیگر بود؛ به عبارت دیگر شاعران این گروه(گروه تلفیق)، شعر عاشقانه را از سعدی و شعر عارفانه را از عطار و مولوی گرفتند و در یکدیگر ادغام کردند وحاصل شعری شد گه رنگ و بوی هر دو گرایش را داشت و مشخص است کاربردی ترین آرایه ادبی، که بیشترین کمک برای رسیدن به این هدف می کرد، آرایه ی”ایهام” بود. مگر نه این است که هدف از ایهام به “وهم افکندن” مخاطب و رسیدن به لذت ادبی که از رهگذر این کوشش برای کشف معنای واقعی به دست می آید. آری این شاعران که سرآمد آنان حافظ است به گونه ای شعر سرودند که هم می توان برداشت عارفانه کرد و هم عاشقانه و چنانچه می دانیم حافظ استاد بلامنازع و خداوندگار بکارگیری آرایه ایهام در شعر فارسی است. رفتار رندانه دیگری که این شاعران انجام دادند آوردن مفاهیم موجود در قصاید و مثنوی ها به عرصه غزلیات بود؛ مانند مدح پادشاهان و مفاهیم اجتماعی _ انتقادی و دینی.

تصویر

بنابر آنچه گفته شد، با یک حساب ساده می توان فهمید چرا احتمال پاسخ دادن شعر حافظ به کسی که فال می زند بیشتر از بقیه شاعران است. به عنوان نمونه، سعدی یا مولانا وقتی غزلی ۱۰ بیتی می سرایند تمام این ۱۰ بیت حول یک موضوع می گردد، عاشقانه است یا عارفانه، اما وقتی حافظ غزلی ۱۰ بیتی می سراید، تمام ابیات در مورد یک مطلب نیست به قول خودش نظمش پریشان است؛ یعنی هم عاشقانه است، هم عارفانه، هم سیاسی و انتقادی و هم مدح پادشاه، گاهی نقد مذهب و بیان ریا و گاهی نگاه خیام وار به زندگی … و جدا از فراوانی و گوناگونی مفاهیم مختلف در یک غزل، حساب کنید گردی از ایهام نیز بر آن می افکند و همه را مسحور گفته های ناگفته خود می کند؛ حال بنگرید چتر معنایی شعر حافظ تا چه اندازه می تواند گسترده شود و چه مفاهیمی گسترده و متنوعی را می تواند زیر پوشش خود درآورد. آری به راحتی می توان دانست که احتمال یافتن پاسخ از شعر حافظ بسیار بسیار بیشتر از شعر سعدی یا مولاناست که تنها در باب یک موضوع سروده شده است. البته می توان از طریق آنچه “یاکوبسن” ذیل تمایز ساخت استعاره بنیاد و ساخت مجاز بنیاد نام می برد نیز به این مسأله نگاه کرد و مورد ارزیابی و بررسی قرار داد، به امید خدا در نوشتاری دیگر از آن منظر نیز به این مسأله خواهیم پرداخت.


23 دیدگاه
  دیدگاه ها
نظر خود را به اشتراک بگذارید
بی نام به نام حافظ
4 هفته پیش

در راستای سخن استاد باید اضافه کنم خود حضرت حافظ میگوید : به نا امیدی ازین در مرو بزن فالی . یا : کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب تا سر زلف عروسان سخن را به قلم شانه زدند. و با توجه به قانون جذب و تمرکز بر نیت خصوصا که با خواندن سوره حمد و توحيد و درخواست راهگشايي از خداوند حتما و حتما به صفحه مورد نظر خواهید رسید. و نکته ای دیگر اینکه شعری که حافظ سروده با توجه و علم بر احوالات انسان بر حسب گردش در فکر و احساس و عمل انسان و الطاف الهی نوشته و مانند روانشناسی زبده پیش بینی از عمل ما میکند.
هما
4 هفته پیش

با سلام و عرض ادب ضمن تشکر از متن پربار زیباتون باید عرض کنم بنده همیشه عاشق ادبیات و به طور ویژه غزلیات حافظ بوده و هستم و به مقام و مرتبه داناییتون در این زمینه غبطه میخورم بنده بااینکه فارغ التحصیل رشته حقوق دانشگاه تهرانم ولی همیشه یکی از اهدافم این بوده و هست که رشته ادبیات رو هم حتما ریشه ای و عمیق بخونم به امید اون روز.
طاهره
4 هفته پیش

👌🏼👌🏼👌🏼چقدر جامع و کامل بود.
جواد
4 هفته پیش

خیلی عالی بود
ماریا
4 هفته پیش

عالی بود سپاسگزارم🥰🥰
بازدیدکننده
4 هفته پیش

آفرین
کورش کشان عالم
4 هفته پیش

فقط اون داستان خاک سپاریش خیلی جالبه که موقع خاک سپاری حضرت حافظ یه عده میریزن داخل. قبرستان و میگن نه این نباید اینجا دفن بشه و..... بعد به تصمیم میرسند و میگن که یه فال از کتاب خودش بزنیم ببینیم جواب چی میاد نوشته بوده قدم دریغ مدار از جنازه حافظ گرچه قرق گناه هست به بهشت میرود.
حمیدمرادی درده دلفانی
4 هفته پیش

ازبابت این نوشته بسیار سپاسگزارم وامیداست مفصل تر بازهم چنین نوشته های آموزنده ای را ببینیم وباکمال میل بخوانیم. سپاس
بازدیدکننده
4 هفته پیش

فقط کتاب قرآن همتا نداره وکسی هم نمی تونی یه آیه مثل اون بیاره
حمیدمرادی درده
4 هفته پیش

منم به نوبه خودم از این نوشته جناب دکترعباسعلیزاده بسیار مسرورشدم وبالذت کامل خواندمش و دیدگاهم نسبت به قبل . ازحافظ وفال او عوض شد وصدالبته بهترشد .ممنونم
بازدیدکننده
4 هفته پیش

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
بازدیدکننده
4 هفته پیش

بسیار درست و زیبا و عالی
بازدیدکننده
4 هفته پیش

چه مطلب زیبایی سپاسگزارم 🌹🌹🌹
هاویل پوریا
4 هفته پیش

باید سینه سوخته وبامعرفت باشی تاشعر حافظ رودرک کنی.
هانيه
4 هفته پیش

عالي و بسيار زيبا 🌺🌺😍😍
بازدیدکننده
4 هفته پیش

سلام من به فال حافظ ایمان دارم البته با مقدماتی از جمله فاتحه سوره یاسین والرحمن برای حافظ وشاخه نبات حافظ وخواندن دورکعت نماز برای حافظ وشاخه نبات حافظ در شب جمعه یا روز جمعه با خلوص نیت بعد ببینید که چقدر درست فال می گیره
بازدیدکننده
4 هفته پیش

چقدر خوبه که من شاگرد این استاد بودم.واقعا دکتر عباسعلیزاده به معنای واقعی استاد و عاشق ادبیات هستن.
هادی
4 هفته پیش

عالی بود
خادمیان
4 هفته پیش

عشقت رسد به فریاد ارخود بسان حافظ قرآن زبر بخوانی با چارده روایت. وقتی حافظ را حافظ قرآن با چهارده روایت می‌دانیم، یعنی اینکه حافظ با قرآن مأنوس بوده و قرآن در زندگی او حضوری دائمی داشته و بی شک موقعی که شعر می‌سروده الهامات قرآنی خمیرمایه اشعارش می‌شده. گاهی به صراحت آیات قرآن و یا مضامین آنها را بیان میکرده مثل یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور و یا اینکه در بسیاری از ابیات گوشه چشمی به آیات قرآن داشته است. در هر صورت باتوجه به اینکه اشعار حافظ جامع الاطراف است اشاره ای به مراد مخاطب می‌کن
س
4 هفته پیش

بله بنطر من دیوان حافط همتا نداره وقابل قیاس با هیچ کتابی نیست
محمد
4 هفته پیش

بگو که در همه آسمانها و زمین جز خدا کسی از علم غیب آگاه نیست سوره نمل
حامد
4 هفته پیش

بسیار عالی ❤️❤️
حسین
4 هفته پیش

مقاله جالب و کاملی بود بسیار عالی♥♥
دیدگاه خود را ثبت نمایید