به گزارش سرویس آموزش پایگاه خبری ساعدنیوز، یکی از مهم ترین دلایلی که به وسیله آن می توان نسب فرزند را اثبات نمود ، اقرار به آن است . اقرار به نسب فرزندی در فقه اسلام مورد بررسی قرار گرفته و شرایط مربوط به آن بررسی شده است . به طور کلی ، اقرار عبارت است از اینکه حقی را به نفع دیگری و به ضرر خود مطرح نماییم . نسب فرزندی نیز همین طور است ؛ لذا در در صورتی که مردی اقرار کند که نسب فرزندی از اوست ، اقرار به نسب محقق شده است . از جمله آثار اقرار به نسب فرزندی این است که کلیه حقوق و تکالیف ناشی از نسب بر آن مترتب می شود ؛ مانند اینکه پدر مکلف به پرداخت نفقه به فرزند می شود و رابطه توارث یا ارث بری میان آنها به وجود خواهد آمد .

در ماده 1262 قانون مدنی ، شرایط اقرار به نسب مطرح شده اند که بر اساس آن ، اقرار به نسب در صورتی صحیح است که : اولا تحقق نسب بر حسب عادت و قانون ممکن باشد ؛ ثانیا کسی که به نسب او اقرار شده تصدیق کند ، مگر در مورد صغیری که اقرار به فرزندی او شده به شرط آنکه منازعی در بین نباشد
در قسمت قبل شرایط اقرار به نسب فرزندی مطرح شد . اما سوالی که ممکن است مطرح شود آن است که اگر شخصی به نسب شخص کبیر دیوانه به عنوان فرزند خود اقرار کند و منازع یا مخالفی هم در بین نباشد ، آیا اقرار درست است ؟ با عنایت به قانون مدنی و فقه اسلامی ، اقرار به فرزندی کبیر دیوانه در صورتی که منازع یا مخالفی در بین نباشد ، درست است و تصدیق او شرط نیست . حتی برخی از فقها گفته اند اگر مجنون بعد از اقرار به نسب از جنون بهبود یابد ، و نسب را انکار کند ، این انکار صحیح نیست . اما به نظر می رسد اگر جنون از نوع جنون ادواری باشد نمی تواند دیوانه را در حکم صغیر دانست . زیرا مجنون ادواری می تواند در حالت افاقه یا بهبودی از جنون تصدیق نسب نماید . بنابراین ، تصدیق او در حال افاقه طبق قاعده کلی مندرج در بند دوم ماده 1273 قانون مدنی ، شرط تصدیق نسب است .