آموزش انگلیسی برای نوآموزان (شغل‌ها در زبان انگلیسی)

  سه شنبه، 23 فروردین 1401   زمان مطالعه 6 دقیقه
آموزش انگلیسی برای نوآموزان (شغل‌ها در زبان انگلیسی)
ساعدنیوز: در این درس با مجموعه ای واژه ها و اصطلاحات در رابطه با شغل ها آشنا می شویم. در جدول زیر با لیست واژه های جدید و معنای آنها به همراه نحوه تلفظ آشنا می شویم

به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، در این مطلب قصد داریم شما را با موضوع شغل در زبان انگلیسی آشنا کنیم در ادامه با ما همراه باشید.

شغل های مدیریتی

معنی

شغل

معنی

شغل

معاون رئیس جمهور

Vice president

رئیس جمهور

President

نخست وزیر

Prime minister

وزیر امور خارجه

Ministry of Foreign Affairs

بازرس

Inspector

مدیر

Manager

مدیر بازاریابی

Marketing manager

مدیر فروش

Sales manager

شغل های بانکداری و مالی

حسابدار

accountant

بانکدار

Banker

کارمند بانک

Bank clerk

صندوقدار

Cashier

سرمایه گذار

Investor

کارشناس امور مالی

Financier

خزانه دار

Treasurer

دفتر دار

Book keeper

کارگزار بورس

Stockbroker

حامی مالی

Sponsor

حسابرس

auditor

مامور مالیات

Tax collector

اقتصاددان

Economist

شغل های مربوط به فروش و فروشگاه ها

مدیر فروش

Sales manager

نماینده فروش

Sales representative

فروشنده آقا

Salesman

فروشنده

Salesperson

فروشنده دختر

Salesgirl

فروشنده خانم

Saleswoman

(مغازه) فروشنده

Salesclerk

فروشنده پسر

Sales boy

بازرگان، تاجر

Merchant

صندوقدار

Cashier

خرده فروش

Retailer

عمده فروش

Wholesaler

توزیع کننده

Distributor

مامور تبلیغ

Advertising agent

خواروبار فروش، بقال

Grocer

گل فروش

Florist

نانوا

Baker

سبزی فروش، میوه فروش

Greengrocer

قصاب

Butcher

تخصص های پزشکی

معنی

شغل

معنی

شغل

پزشک خانواده

Family doctor

دکتر

Doctor

جراح

Surgeon

پزشک عمومی

General practitioner

متخصص قلب

Cardiologist

چشم پزشک

Ophthalmologist

روان پزشک

Psychiatrist

پزشک اطفال

Pediatrician

دکتر پوست

Dermatologist

متخصص بی هوشی

Anesthesiologist

پزشک زنان

Gynecologist

متخصص غدد

Endocrinologist

پزشک متخصص زایمان

Obstetrician

متخصص اعصاب

Neurologist

پرتوشناس، رادیولوژیست

Radiologist

جراح پلاستیک

Plastic Surgeon

روانشناس

Psychologist

روانکاو

Psychoanalyst

شغل های مربوط به مدرسه و دانشگاه

معنی

شغل

معنی

شغل

رئیس دانشکده

Dean

مدیر مدرسه

Principal

معلم

Teacher

پروفسور

Professor

استاد دانشگاه

College teacher*

معلم مدرسه

Schoolteacher

معلم خصوصی

Tutor

استاد دانشگاه

University teacher*

معلم ریاضی

math teacher

مشاور

Counselor (*BrE: counsellor)

شاگرد خصوصی

Pupil

دانش آموز

Student

*به طور کلی کسی که در دانشگاه در مقطع کارشناسی تدریس می کند College teacher نامیده می شود ولی کسی که در مقطع کارشناسی ارشد تدرسی می کند University teacher نامیده می شود.

*BrE مخفف British English است.

مشاغل مربوط به علوم

معنی

شغل

معنی

شغل

محقق

Researcher

دانشمند

Scientist

ریاضی دان

Mathematician

مخترع

Inventor

شیمی دان

Chemist

فیزیک دان

Physicist

گیاه شناس

Botanist

زیست شناس

Biologist

تاریخ دان

Historian

جانور شناس

Zoologist

جغرافی دان

Geographer

باستان شناس

Archaeologist

روان شناس

Psychologist

زمین شناس

Geologist

جامعه شناس

Sociologist

اقتصاد دان

Economist

فیلسوف

Philosopher

زبان شناس

Linguist

مشاغل مربوط به هنر و کارهای خلاق

معنی

شغل

معنی

شغل

نقاش

Painter

هنرمند

Artist

معمار

Architect

مجسمه ساز، پیکر تراش

Sculptor

رهبر (ارکستر)

Conductor

آهنگساز

Composer

خواننده

Singer

موسیقی دان

Musician

تهیه کننده

Producer

کارگردان

Film director

نویسنده

Writer

فیلم بردار

Cameraman

مولف

Author

شاعر

Poet

نمایش نامه نویس

Dramatist

ناشر

Publisher

گزارشگر

Reporter

روزنامه نگار

Journalist

طراح

Designer

عکاس

Photographer

مشاغل مربوط به ساختمان، تعمیر کاری و نگهداری

معنی

شغل

معنی

شغل

مهندس

Engineer

کارگر ساختمان

Construction worker

تعمیر کار برق

Electrician

مکانیک، تعمیر کار

Mechanic

نجار

Carpenter

جوشکار

Welder

نقاش

Painter

لوله کش

Plumber

سرایدار

Caretaker

تعمیر کار

Repairer

خدمتکار (زن)

Housekeeper

نظافت چی زن

Cleaning woman

شغل های مربوط به کلیه وسایل نقلیه

معنی

شغل

معنی

شغل

مهندس پرواز

Flight engineer

خلبان

Pilot

راننده

Driver

مهماندار پرواز

Flight attendant

راننده تاکسی

Taxi driver

راننده (خصوصی)

Chauffeur

ملوان

Sailor

راننده اتوبوس

Bus driver

مشاغل مربوط به قانون

معنی

شغل

معنی

شغل

وکیل

Lawyer

قاضی

Judge

افسر پلیس

Police office

مشاور قانونی

Legal advisor

مامور ترافیک

Traffic officer

مامور پلیس

Policeman

نگهبان، پاسدار

Guard

کارآگاه

Detective

رئیس زندان

warden

محافظ شخصی

Bodyguard

نگهبان زندان

Prison guard

شغل های مربوط به آشپزی

معنی

شغل

معنی

شغل

آشپز

Cook

سرآشپز

Chef

شغل های مربوط به فناوری اطلاعات (IT)

معنی

شغل

معنی

شغل

متصدی کامپیوتر

Computer operator

برنامه نویس کامپیوتر

Computer programmer

توسع دهنده وب

Web developer

متخصص نرم افزار

Software specialist

برنامه نویس اندروید

Android programmer

برنامه نویس وب

Web programmer

طراح وب

Web designer

شغل های ورزشی

معنی

شغل

معنی

شغل

فوتبالیست

Soccer player

مربی

Coach

کشتی گیر

Wrestler

(کمان) تیرانداز

Archer

کمک داور

Assistant referee

داور

Referee

روزنامه نگار

Journalist

شغل های متفرقه

معنی

شغل

معنی

شغل

خیاط

Tailor

آتش نشان

Firefighter

پستچی

Postman

خیاط زن

Seamstress

سیاستمدار

Politician

مدل

Model

مترجم

Translator

ویراستار

Editor

کتابدار

Librarian

مترجم

Interpreter*

معدنچی

Miner

جواهر فروش

Jeweler (BrE: Jeweller)

ماهیگیر

Fisherman

کشاورز

Farmer

جنگلبان

Forester

صیاد

Hunter

آرایشگر

Hair stylist

باغبان

Gardener

کشیش

Priest

مشاور

Consultant

شغل

جملات و عبارات مفید در مورد شغل ها به انگلیسی

  • What do you do شغلت چیه؟

  • I’m a teacher من یک معلم هستم

  • I work as a teacherمن به عنوان یک معلم کار می کنم

  • to look for a jobدنبال کار گشتن

  • to find a job کار پیدا کردن

  • to apply for a job درخواست کار کردن

  • to offer a job کاری را (به کسی) پیشنهاد کردن

  • to hire استخدام کردن

  • to be hired استخدام شدن

  • to fire اخراج کردن

  • to be fired اخراج شدن

  • to lose one’s job شغل خود را از دست دادن

  • to quit ترک کردن

  • to quit one’s job شغل خود را ترک کردن

  • to resign استعفا دادن

  • to retire بازنشسته شدن

  • He gets twelve dollars an hour او ساعتی 12 دلار می گیرد

  • He is paid twelve dollars an hour به او 12 دلار در ساعت داده می شود

  • His hourly pay is twelve dollars دستمزد ساعتی او 12 دلار است

  • He gets five thousand dollars a month او ماهانه پنج هزار دلار می گیرد

  • They get twenty thousand dollars a year آنها سالانه 20 هزار دلار می گیرند

  • His salary is 30 thousand dollars a year حقوق او سالانه 30 هزار دلار است

سوال کردن در مورد شغل و پاسخ دادن

برای سوال کردن در مورد شغل یک فعل می توانید از جمله “What is your job?” یا “What do you do?” استفاده کنید. در جواب هم شغل خود را بعد از عبارت “I am a …” قرار می دهید. به مثال های زیر توجه کنید؟

  • What do you do (کار تو چیست؟)

  • I’m a doctor (من یک پزشک هستم.)

  • What is your job Peter (شغل تو چیست، پیتر؟)

  • I’m a salesclerk (من یک فروشنده هستم.)

  • What do you do Marry (کار تو چیست، ماری؟)

  • I’m a hairdresser (من یک آرایشگر هستم.)

اطلاعات بیشتر در مورد شغل ها

واژه انگلیسی

توضیحات

doctor

مانند فارسی در زبان انگلیسی هم واژه دکتر دو معنای دارد. دکتر هم می تواند به کسی که مدرک تحصیلی PHD گرفته است گفته شود و هم کسی که پزشک است. دکتر می تواند برای زن و مرد استفاده شود.

teacher

از واژه teacher برای معلمی که به صورت عمومی درس می دهد (در مدرسه، دبیرستان، آموزشگاه و …) استفاده می شود. برای معلم خصوصی و مدرس ورزشی (و گاهی معلم هنر) از واژه های دیگری استفاده می شود که بعدا یاد میگیریم.

lawyer

در آمریکا برای اشاره به وکیل از واژه attorney هم استفاده می شود.

mechanic

مانند فارسی در انگلیسی هم منظور از مکانیک معمولا مکانیک خودرو است. گاهی برای تاکید بیشتر از واژه auto mechanic یعنی مکانیک خودرو هم استفاده می شود.

secretary

واژه secretary معمولا به معنای منشی است. اما اگر به فردی در کابینه اشاره کند سمتی مشابه وزیر در ایران را نشان می دهد. مثلا در آمریکا به وزیر دفاع Secretary of Defense گفته می شود. از همین واژه برای اشاره به اعضای دیگری از کابینه مانند وزیر کشور، وزیر خزانه داری و … استفاده می شود. (secretary می تواند برای زن و مرد استفاده شود.)

salesclerk

از واژه salesclerk بیشتر برای فروشنده های فروشگاه استفاده می شود. برای فروشنده ماشین، خانه و … یا فروشنده هایی که در دفتر کار می کنند از واژه salesperson (برای مرد salesman و برای زن saleswoman) استفاده می شود.

hairdresser

واژه hairdresser به معنای آرایشگر است. شغل آرایشگری کمی با سلمانی متفاوت است. در یک آرایشگاه جدا از کوتاه کردن مو، موها را رنگ می کنند و به آن شکل می دهند. برای سلمانی معمولا از واژه barber استفاده می شود که به معنای کسی است که مو را کوتاه می کند (معمولا برای مردان). به جای hairdresser ممکن است از hairstylist هم استفاده شود. این دو واژه هم معنا هستند.


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها