متن آهنگ فراری از رضا یزدانی
فراریم فراریم فراری از لباس سبز فراری از چکمه سفید فراری از حصار و مرز فراریم فراریم فراری از نفرت و جنگ فراری از تیر و کلاه خود و تفنگ فراری از اسم شب و ترس نگهبان و فریب فراری از ماشه ی رژه شلوارایی با شش تا جیب دوس ندارم پا بکوبم مقابل ستاره ها این پادگان جهنمه خسته ام از دوباره ها سیم خادار من و از فرار نمیترسونه تیر اخطار من و از فرار نمیترسونه نمیخوام رژه برم با یه تفنگ کوله به پشت یا بدون که دشنم و با چندتا گلوله میشه کشت امشب شب فرارمه تو که نگهبان شبی نترسونم از غصب یه مشت ستاره حلبی من و بزن نشون بده یه سرباز نمونه ای اسم شب و ازم نپرس تو ناجی شبونه ای من و بزن من و بزن که مرگ من نجاتمه گاهی یه مرگ باشکوه به زندگی مقدمه سیم خادار من و از فرار نمیترسونه تیر اخطار من و از فرار نمیترسونه سیم خادار من و از فرار نمیترسونه تیر اخطار من و از فرار نمیترسونه