نام:حمید رضا
نام خانوادگی :پگاه
پیشه:بازیگر
تاریخ تولد:11/10/1350
محل تولد:تهران

حمیدرضا پگاه متولد 11 دی 1350 در تهران، بازیگر است، وی ورزشکاری بود که با مصدومیت از دنیای حرفه ای ورزش کنار رفت.
سه خواهر و یک برادر دارد، پدرش کارمند بازنشسته و مادرش خانه دار است. خودش فرزند دوم خانواده است. بچه خیابان دلگشای پیروزی تهران است و تا کلاس چهارم ابتدایی در این محله زندگی می کردند. در مدرسه شیطنتش تمامی نداشت و بیشتر برای دیگران اسم انتخاب می کرد.بسیار خانواده دوست است و وقت خود را به بطالت نمی گذراند، در اوقات فراغت به طور کامل در خدمت خانواده است. قبل ترها در شرق تهران زندگی می کرد و در حال حاضر در غرب تهران. صدای خوبی دارد و چند بار پیشنهاد کار مجری گری هم به او شده اما تا به حال نپذیرفته است. بیشتر به دلیل کنجکاوی سمت بازیگری آمد

فارغ التحصیل لیسانس رشته بازیگری از دانشگاه آزاد است.
حمیدرضا پگاه با نغمه نادری کارگردان تئاتر ازدواج کرده است این زوح هنرمند صاحب یک دختر بنام حنا می باشد.

حمیدرضا پگاه (متولد 11 دی ماه 1350 در تهران) در تلویزیون با سریال «با من بمان» به کارگردانی حمید لبخنده و «تفنگ سر پر» چهره شد و مردم او را شناختند.قبل از اینکه وارد عرصه بازیگری شود در شبکه دو سیما دستیار تهیه کننده بود و مسعود فروتن به او پیشنهاد بازی در مجموعه «ضلع ششم» را داد. در فیلم «چند تار مو» به کارگردانی ایرج کریمی هم افتخاری و رایگان بازی کرد. قرار بود در مجموعه «کلاه پهلوی» بازی کند، ولی چون زمان تولید این مجموعه مشخص نبود قراردادش را فسخ کرد. . تا به حال در آثاری چون «ضلع ششم»، «شبی از شب ها»، «تا رهایی»، «یک روز قبل»، «تفنگ سر پر»، «شن های کف رودخانه»، «این زن حرف نمی زند»، «عاشق مترسک»، «پرونده هاوانا»، «برخورد خیلی نزدیک» و… ایفای نقش کرده است.در پرونده هنری اش فیلم یا نقشی وجود دارد که دوست دارد از ذهنش حذفش کند و دوست ندارد راجع به آن حرف بزند. بیشتر ایفاگر نقش های مثبت است. بسیار شخصیت آرامی دارد و خودش می گوید شاید به نوع تربیت من بستگی داشته است. تفاوتی برایش ندارد که در سینما فعالیت کند یا تلویزیون، مهم نقش است و اینکه مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. خیلی دوست دارد نقش «جیمز باند» را بازی کند. کسی از رفاقت با او احساس بدی نمی کند. سعی می کند آهسته و پیوسته قدم بردارد و حضورش در هر کاری ارزشمند باشد. یک دوره فن بیان را نزد زنده یاد فهیمه راستکار گذرانده است.
اولین کار تلویزیونی اش حضور در مجموعه «ضلع ششم» در سال 72 بود. مدتی در کلاس های گلاب آدینه حضور داشته است. با اینکه سالیان سال است در این عرصه حضور دارد اما حاشیه ای از او دیده و شنیده نشده است.
به فوتبال علاقه خاصی دارد و در دوران کودکی عضو تیم نونهالان راه آهن سپس نوجوانان پاس و جوانان پرسپولیس بود. در سیزده سالگی به تیم فوتبال پرسپولیس رفت و تست دروازه بانی داد، آن زمان ضیاء عربشاهی و کاظم سید علیخانی به دروازه شوت می زدند و وحید قلیچ خانی انتخاب می کرد. حمیدرضا تست داد و انتخاب شد. دو سه هفته هم به تمرینات ادامه داد، اما چون راه خانه تا محل تمرین دور بود، دیگر ادامه نداد. آن موقع تمرینات پرسپولیس در داوودیه انجام می شد. همیشه در مدرسه و کوچه با بچه ها مشغول بازی فوتبال بود و تا پایان دبیرستان هم بازی می کرد و بعد که سربازی رفت آن را کنار گذاشت و از آن به بعد دیگر تفننی بازی می کرد. . فوتبال باشگاه های انگلیس را دنبال می کند، اسطوره دروازه بانی او در ایامی که فوتبال بازی می کرد «سپ مایر» بود. یک شناگر تمام عیار هم هست و در بین رشته های این ورزش فقط پروانه آن را بلد نیست. حمید درخشان الگوی او در فوتبال بود.
فیلم های سینمایی
این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
عاشق مترسک (مهدی نوربخش، 1382)
چند تار مو (ایرج کریمی، 1382)
مواجهه (سعید ابراهیمی فر، 1383)
شبانه (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، 1383)
صحنه جرم، ورود ممنوع! (ابراهیم شیبانی، 1384)
پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، 1384)
جای او دیگر خالی نیست (مهرداد خوشبخت، 1384)
شبانه روز (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، 1387)
برخورد خیلی نزدیک (اسماعیل میهن دوست، 1387)
قلاده های طلا (ابوالقاسم طالبی، 1390)
یکی می خواد باهات حرف بزنه(منوچهر هادی، 1390)
فرزند خوانده (وحید نیکخواه آزاد، 1390)
ساعت یک نیمه شب (شاهین باباپور، 1391)
گیلدا (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، 1395)
رقص پا (مزدک میرعابدینی، 1395)
دیدن این فیلم جرم است! ( رضا زهتابچیان، 1397)
فیلم های تلویزیونی
پیش پرده (بیژن صمصامی و رضا حامدی خواه، 1382)
چکمه های استاین (بیژن صمصامی و رضا حامدی، 1382)
ازشنبه تا پنج شنبه (حجت قاسم زاده اصل، 1384)
جای او دیگر خالی نیست(مهرداد خوشبخت، 1384)
همیشه مادر (شاهد احمدلو، 1385)
زائر (مسعود آب پرور، 1386)
نامادری (اصغر نعیمی، 1386)
گامی در تاریکی (آرش معیریان، 1386)
زهر و پادزهر (آرش معیریان، 1386)
این پرونده مختومه نیست (مهرداد خوشبخت، 1386)
نیرنگ (مهرداد خوشبخت، 1387)
مرد زیبا (بهمن زرین پور، 1387)
انتقال (علیرضا بذرافشان، 1387)
من و شیطان (علیرضا طالب زاده، 1387)
عملیات پایتخت (محمدرضا آهنج، 1388)
حباب (بیژن شکرریز، 1388)
مهر بی پایان (محسن منشی زاده، 1388)
سایه های بلند گناه (شهرام شاه حسینی، 1388)
مادرانه (محمدعلی سعیدی، 1388)
بدل (مسعود آبپرور، 1388)
هشت (محمد رسولی، 1388)
دو روز در جاده (شاهین باباپور، 1389)
دو راهی (شاهین باباپور، 1390)
حرفه ای (فلورا سام، 1390)
ساعت صفر(محمد آهنگرانی، 1393)
مجموعه های تلویزیونی
ضلع ششم (مسعود فروتن، 1372)
به سوی زندگی (مسعود فروتن، 1374)
شن های کف رودخانه (یوسف سیدمهدوی، 1376)
تفنگ سرپر (امرالله احمدجو، 1377)
مثل باران (سیدحسن موسویان، 1378)
با من بمان[2] (حمید لبخنده، 1379)
شبی از شب ها (رضا کریمی، 1383)
آخرین گناه (حسین سهیلی زاده، 1385)
تا رهایی (حسین تبریزی، 1388)
یک روز قبل (صادق کرمیار، 1389)
پیدا و پنهان (شهرام شاه حسینی، 1390)
حیرانی (امید بنکدار، 1390)
نیلی تراز مهتاب (سید محسن یوسفی، 1392)
آوای باران (حسین سهیلی زاده، 1392)
زاویه هفتم (محمود معظمی، 1393)
عاشقانه (منوچهر هادی، 1395)
گیله وا (اردلان عاشوری، 1396)
هست و نیست (حسین سهیلی زاده، 1396)
رقص روی شیشه (مهدی گلستانه، 1397)
هیچ جایزه و افتخاری تاکنون به این نام ثبت نشده است.







