به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، 40 روز از فتنه 18 و 19 دی ماه 1404 گذشت؛ دو شبی که دشمنان قسمخورده جمهوری اسلامی ایران، با بهرهبرداری از نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی، تلاش کردند با فراخوانهای هماهنگشده از سوی رضا پهلوی، شبکههای اپوزیسیون، سلطنتطلبان و گروهکهای تروریستی وابسته، کشور را به آشوب و ناامنی بکشانند. اما هوشیاری نیروهای امنیتی و انتظامی، همراه با بصیرت و آگاهی مردم ولایتمدار، این توطئه را در نطفه خفه کرد و آرامش و امنیت را به میهن اسلامی بازگرداند. در همان لحظات اولیه فتنه، با قطع موقت اینترنت برای جلوگیری از هماهنگی اغتشاشگران و جلوگیری از سرایت آتش فتنه، جنگ شهری تمامعیاری به راه افتاد؛ جنگی که طراحان آن در اتاقهای فکر واشنگتن، لندن و تلآویو نشسته بودند و مجریان آن، رسانههای معاند و وابسته به دلارهای آمریکایی - صهیونیستی بودند. بیبیسی فارسی، ایراناینترنشنال، منوتو، صدای آمریکا، رادیو فردا، کیهان لندن و صدها کانال تلگرامی، اینستاگرامی و توییتر وابسته به اپوزیسیون فراری، با بمباران هماهنگ و سازمانیافته، موجی از اخبار جعلی را راه انداختند تا تصویر «نسلکشی» و «کشتارجمعی» از جمهوری اسلامی بسازند و افکار عمومی داخل و خارج را تحریک کنند.
اولین موج، ادعای «40 هزار کشته» و سپس «60 هزار کشته» بود. این ارقام وحشتناک در کمتر از 24 ساعت به ترند جهانی تبدیل شد. اما 40 روز گذشت و هنوز حتی یک سند معتبر، یک لیست کامل نام و نامخانوادگی مستقل یا حتی یک فهرست از سوی خود اپوزیسیون و سازمانهای حقوق بشری دستنشاندهشان (مانند عفو بینالملل یا هرانا) منتشر نشده است. در مقابل، جمهوری اسلامی با شفافیت بیسابقه در تاریخ اعتراضات، آمار رسمی حدود 3117 شهید و مجروح را با ذکر نام، نامخانوادگی، سن و محل حادثه برای بیش از 2986 نفر منتشر کرد و کمکهای مالی و درمانی به خانوادههای داغدار رساند. این تفاوت، خود بهترین سند برای افشای دروغ بزرگ است.
روایت دوم، داستان «تیرخلاص زدن نیروهای امنیتی به مجروحان» بود. کلیپهای قدیمی، فیلمهای مونتاژشده و عکسهای جعلی بهسرعت پخش شد. اما پس از 40 روز، هیچ گزارش پزشکی قانونی مستقل، هیچ فیلم واضح و بدونشکی از دوربینهای مداربسته بیمارستانها و هیچ سند قضایی معتبری برای این ادعا وجود ندارد. در مقابل، گزارشهای متعدد و مستند از تیراندازی مستقیم افراد مسلح وابسته به گروهکهای تروریستی (مانند منافقین و کومله) به نیروهای حافظ امنیت و حتی به مردم عادی منتشر شده است.
شایعه سوم، «ربودن صدها مجروح از تخت بیمارستان» بود. ادعا شد که نیروهای امنیتی بیماران را مستقیماً از بیمارستانها بازداشت میکنند. اما واقعیت این است که تنها موارد محدودی از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها برای شناسایی و بازداشت عاملان اصلی آشوب (افرادی که سلاح سردوگرم همراه داشتند یا در آتشزدن اموال عمومی دست داشتند) گزارش شد و همه این موارد کاملاً قانونی و با حکم قضایی بوده است. هیچ فیلم مستند، لیست بازداشتی یا گزارش قضایی که نشاندهنده «دستگیری سیستماتیک بیماران بیگناه» باشد، تا امروز منتشر نشده است.
این ادعا نیز یکی از تناقضهای آشکار اپوزیسیون بود. ابتدا گفتند «مردم خودجوش هستند»، بعد برای مظلومنمایی ادعا کردند که «حکومت پول داده». اما هیچ سند بانکی، هیچ رسید تراکنش، هیچ شاهد معتبر و حتی یک اعتراف علنی در این زمینه وجود ندارد.
این دقیقاً الگوی کلاسیک جنگ شناختی (Cognitive Warfare) است؛ جنگی که هدف آن نهفقط تغییر واقعیت، بلکه تغییر ادراک مردم از واقعیت است. تکنیکهای مورداستفاده:
بزرگنمایی اغراقآمیز برای ایجاد حس ترس و ناامیدی
تکرار مداوم دروغ تا تبدیل شدن به «حقیقت» (تکنیک گوئبلس)
استفاده از شبکههای اجتماعی الگوریتممحور برای ایجاد اکوچمبر (اتاق پژواک)
هماهنگی با لابیهای ضدایرانی در کنگره آمریکا و پارلمان اروپا
هدفگیری نسل جوان با محتوای احساسی و بدون سند
این جنگ رسانهای بخشی از پروژه بزرگتر «براندازی نرم» و «فتنه جدید» است که از سال 1388 آغاز شده و در سالهای 1396، 1398 و 1401 تکرار شده است. هدف نهایی تضعیف اراده ملی، ایجاد شکاف بین مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی، فراهمکردن زمینه برای تحریمهای بیشتر و در نهایت دخالت نظامی است. اما ملت بیدار ایران، باتجربه تلخ فتنههای قبلی، این بار هم فریب نخورد. مردم بهخوبی میدانستند که مشکلات اقتصادی وجود دارد، اما راهحل آن اغتشاش و آتشزدن اموال عمومی نیست، بلکه تقویت تولید داخلی، مبارزه با فساد و حمایت از دولت مردمی است.
منبع: فرهیختگان