به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، فارس نوشت:
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که با دیدن یک خبر یا ویدیو، ناگهان احساس ترس، عصبانیت یا نفرت شدیدی پیدا کنید و بدون اینکه فکر کنید، آن را با دیگران به اشتراک بگذارید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید.
این دقیقاً همان ترفندی است که برخی رسانهها مانند اینترنشنال برای جذب و تأثیرگذاری بر مخاطبان خود از آن استفاده میکنند. اما سوال اینجاست: چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتواند باعث کاهش توانایی تفکر و تعقل در مخاطبان شود؟ برای پاسخ به این سوال، باید نگاهی به ساختار مغز انسان بیندازیم.
مطالعات علوم اعصاب (نورولوژی) نشان میدهد که مغز انسان از دو بخش اصلی تشکیل شده است:
1. مغز اولیه (سیستم یک): این بخش که گاهی به آن "مغز احساسی" یا "مغز بقا محور" هم گفته میشود، وظیفه محافظت از ما در برابر خطرات را بر عهده دارد. این مغز بین انسان و حیوان مشترک است و به صورت خودکار و غریزی عمل میکند. وقتی با یک خطر روبرو میشوید، این مغز است که بدون فکر کردن، فرمان "جنگ یا گریز" را صادر میکند. پردازشهای این مغز بسیار سریع (کمتر از 3 ثانیه) و اغلب احساسی هستند.
2. مغز عقلانی (سیستم دو): این بخش پیشرفتهتر مغز است که با تفکر، تجربه و آموزش رشد میکند. اینجا جایی است که استدلال، تحلیل، تفکر انتقادی و تصمیمگیری منطقی انجام میشود. بر خلاف مغز اولیه، مغز عقلانی کندتر عمل میکند و نیاز به زمان و تمرکز دارد.
رسانههایی مانند اینترنشنال به خوبی میدانند که برای تأثیرگذاری بر مخاطب، نیازی به ارائه استدلالهای منطقی یا حقایق مستند ندارند. کافی است که بتوانند مغز اولیه مخاطب را تحریک کنند. چگونه؟ با ایجاد احساسات قوی مانند ترس، اضطراب، خشم یا نفرت.
وقتی شما یک خبر یا تصویر ترسناک میبینید، مغز اولیه شما بلافاصله فعال میشود و تمام توجه و انرژی مغز را به سمت خود جلب میکند. در این حالت، مغز عقلانی شما عملاً "خاموش" میشود و دیگر توانایی تحلیل منطقی و تفکر انتقادی را ندارد. شما در این لحظه آمادهاید تا هر چیزی را که به شما گفته میشود، بدون چون و چرا بپذیرید، حتی اگر آن چیز یک دروغ بزرگ و غیرقابل باور باشد.
نتیجه این فرآیند چیست؟ مخاطبان این رسانهها به تدریج توانایی تفکر مستقل و انتقادی خود را از دست میدهند. آنها دیگر استدلال نمیکنند، سوال نمیپرسند و به دنبال حقیقت نمیگردند. در عوض، صرفاً آنچه را که رسانه مورد نظرشان به آنها دیکته میکند، تکرار میکنند. به همین دلیل است که شبهات و حرفهای مخاطبان این رسانهها اغلب تکراری و کلیشهای است. آنها مانند ماشینی عمل میکنند که یک نوار تکراری را پخش میکند، بدون اینکه ذرهای از خود خلاقیت یا تفکر نشان دهند.
یکی از نکات کلیدی در این فرآیند، تمایل ذاتی انسان به شنیدن چیزهایی است که با باورها و احساساتش هماهنگ است. رسانهها با تحریک احساسات منفی مانند نفرت از یک فرد، گروه یا ایده، ابتدا یک "دشمن" ساخته و سپس مخاطب را در موقعیتی قرار میدهند که هر حرفی علیه آن دشمن را باور کند، حتی اگر آن حرف کاملاً بیاساس باشد. اینجاست که دروغهای بزرگ و کوچک به راحتی توسط مخاطب پذیرفته میشود.
رشد عقلی و انسانی در گرو تفکر، شنیدن استدلالهای مختلف و به کارگیری تفکر انتقادی است. برای اینکه قربانی این ترفندهای رسانهای نشویم، باید:
- احساسات خود را کنترل کنیم: قبل از اینکه هر خبری را باور کنیم یا به اشتراک بگذاریم، کمی مکث کنیم و از خود بپرسیم: "آیا این خبر باعث تحریک احساسات من شده است؟ آیا من در حالت عادی هم این خبر را باور میکردم؟"
- منبع خبر را بررسی کنیم: ببینیم چه کسی یا چه رسانهای این خبر را منتشر کرده است. آیا این منبع معتبر است؟ آیا سابقه دروغپراکنی دارد؟
- به دنبال استدلال باشیم: سعی کنیم اخبار و اطلاعات را از منابع مختلف و با دیدگاههای گوناگون دنبال کنیم تا بتوانیم تحلیل بهتری از واقعیت داشته باشیم.
در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که رسانهای که به جای استدلال و عقلانیت، بر احساسات منفی تکیه میکند، نه تنها به ما کمک نمیکند تا حقیقت را بفهمیم، بلکه ما را به تدریج از توانایی تفکر و تعقل محروم میکند. پس باید هوشیار باشیم و اجازه ندهیم هیچ رسانهای، مغز عقلانی ما را خاموش کند.