به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از فارس،امارات متحده عربی روز سهشنبه به طور رسمی اعلام کرد که از اول ماه مه 2026 از دو سازمان اوپک و اوپکپلاس خارج میشود. این تصمیم که در بیانیه خبرگزاری رسمی امارات (وام) منتشر شد، حاصل «بازنگری در استراتژی تولیدی» و هماهنگ با «چشمانداز اقتصادی بلندمدت» این کشور توصیف شده است.
با این حال، کارشناسان مستقل اقتصادی ریشه اصلی این اقدام را در اختلافات راهبردی دیرینه ابوظبی با ریاض، به ویژه بر سر نظام سهمیهبندی تولید، میدانند.
در حالی که عربستان سعودی به عنوان رهبر عملی اوپک بر حفظ قیمتهای بالای نفت (80 تا 90 دلار) از طریق مدیریت عرضه اصرار دارد، امارات که سرمایهگذاریهای کلانی برای افزایش ظرفیت تولید خود تا 5 میلیون بشکه در روز انجام داده، خواهان سهمیه بیشتر و قیمتهای پایینتر (حدود 50 دلار) است تا بتواند بازده سرمایهگذاریهای خود را سریعتر محقق کند. این تضاد منافع، که مدتها پشت پرده باقی مانده بود، اکنون با خروج امارات از ائتلاف، آشکارا به جهان اعلام شده است.
نوار السعدی، کارشناس اقتصاد بینالملل، در گفتوگو با الجزیره این اقدام را «تحول راهبردی عمیق در ساختار بازار جهانی نفت» توصیف کرده و میگوید: «این فقط یک تصمیم فنی مرتبط با تولید نیست، بلکه بازتابدهنده تمایل ابوظبی برای رهایی از قید سهمیهها و حرکت به سمت حداکثرسازی مستقل ظرفیت تولید است.»
اما السعدی در عین حال تأکید میکند که اثر سیاسی این گام ممکن است بزرگتر از اثر فوری آن بر جریانهای نفتی باشد. وی همچنین هشدار میدهد: «سقف سهمیهها در اوپکپلاس، توانایی امارات برای تبدیل سرمایهگذاریهای عظیمش به تولید واقعی را محدود میکرد، اما خارج شدن از این نظام نیز به معنای موفقیت خودکار نیست.»
از سوی دیگر، مصطفی البزرکان، کارشناس نفتی، تصمیم ابوظبی را «اقتصادی-سیاسی-راهبردی» میخواند و معتقد است امارات در حال تلاش برای تطبیق با «نظام جدید انرژی جهانی» است. اما او نیز اذعان دارد که این تصمیم در حال حاضر ممکن است تأثیر زیادی بر بازار نگذارد و اثرات واقعی آن موکول به آینده است.
تقلای امارات برای کاهش قیمت نفت؛ اما تنگه هرمز و واقعیتهای میدانی مانع اصلی است
یکی از اهداف پنهان اما کلیدی امارات از خروج اوپک، تلاش برای افزایش تولید و در نتیجه کاهش قیمت جهانی نفت است. ابوظبی امیدوار است با پایین آمدن قیمت نفت، هم به رقبای تجاری خود (از جمله عربستان) فشار آورد و هم سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهد. با این حال، چند عامل مهم این راهبرد را با شکست مواجه خواهد کرد:
نخست: بر اساس دادههای اوپک، میانگین سبد نفتی اوپک در ماه مارس به 116.36 دلار در هر بشکه رسیده و خام برنت نیز حدود 99.60 دلار معامله میشود.
این قیمتها به دلیل اختلالات ژئوپلیتیکی از جمله بسته شدن عملاً تنگه هرمز و محاصره آمریکایی بنادر ایران در سطح بالایی تثبیت شده است. تا زمانی که تنگه هرمز (که محل عبور یکسوم نفت دریایی جهان است) ناآرام باقی بماند، هیچ کشوری از جمله امارات نمیتواند با افزایش تولید خود، قیمتها را به سطح دلخواهش کاهش دهد.
دوم: ظرفیت واقعی امارات برای افزایش تولید بیحد و حصر نیست. بر اساس گزارش ماه آوریل اوپک، تولید واقعی امارات در مارس 2026 به تنها 1.908 میلیون بشکه در روز سقوط کرده بود (به دلیل اختلالات منطقهای)، در حالی که این کشور ادعای ظرفیت 4.85 میلیون بشکهای دارد. به عبارت دیگر، شکاف معناداری بین حرف و عمل امارات وجود دارد و حتی اگر ابوظبی بخواهد، به دلیل محدودیتهای لجستیکی ناشی از جنگ و ناامنی در خلیج فارس، قادر به رسیدن به اهداف تولیدی خود نیست.
سوم: خود کارشناسان غربی نیز تأکید دارند که اثر تصمیم امارات بر بازار فعلاً محدود است. السعدی در این باره میگوید: «تأثیر تصمیم امارات ممکن است در کوتاهمدت به دلیل محدودیتهای لجستیکی فعلی در منطقه خلیج فارس، به ویژه در تنگه هرمز، محدود بماند.» البزرکان نیز با صراحت میگوید: «تصمیم امارات در حال حاضر تأثیر زیادی بر بازار نخواهد گذاشت.»
آنچه از جمعبندی نظرات تحلیلگران برمیآید، این است که امارات با خروج از اوپک سه هدف را دنبال میکند:
آزادی عمل کامل در تولید نفت و نادیده گرفتن سهمیهها.
کاهش قیمت نفت برای فشار به رقبا (به ویژه عربستان و روسیه).
جذب سرمایهگذاریهای بیشتر با نشان دادن «استقلال» در سیاست نفتی.
اما به دلایل زیر، هیچ یک از این اهداف محقق نخواهد شد:
اول: نوار السعدی تصریح میکند که خروج امارات «انسجام اوپک را تضعیف میکند اما آن را از بین نمیبرد» و اوپک همچنان 26 تا 30 درصد عرضه جهانی و اوپکپلاس حدود 48 درصد را در اختیار دارد. امارات به تنهایی نمیتواند نظم بازار را بر هم بزند.
دوم: مصطفی البزرکان معتقد است که «کشورهای تولیدکننده نفت و گاز به دلیل تحولات اخیر (جنگ و تعطیلی نسبی هرمز) ناگزیر به بازنگری در موقعیت خود هستند، اما خروج امارات به معنای رسیدن به اهدافش نیست.» وی تأکید دارد که در شرایط فعلی، امارات نمیتواند نفت خود را به راحتی به بازارهای جهانی برساند و اولویت با کشورهایی است که در امنیت نسبی به سر میبرند.
سوم: تجربه تاریخی نشان داده که کشورهای خارجشده از اوپک (مانند قطر، آنگولا، اکوادور و اندونزی) هیچکدام نتوانستند به اهداف کلان خود دست یابند و در نهایت یا بازگشتند یا به حاشیه رانده شدند. اوپک نه تنها از این خروجها دوام آورده، بلکه هر بار جایگزینهای مناسبی پیدا کرده است.
چهارم: مهمترین مانع، قدرت بازدارنده و تأثیرگذار ایران در منطقه است. هرگونه تلاش برای کاهش قیمت نفت از طریق افزایش تولید، در شرایطی که تنگه هرمز تحت تأثیر جنگ قرار دارد و امنیت کشتیرانی به هیچ وجه تضمین شده نیست، عملی بیهوده است. امارات نمیتواند همزمان از یک سو از ناامنی تنگه هرمز (که به نفع قیمتهای بالای نفت است) سود ببرد و از سوی دیگر قصد کاهش قیمت داشته باشد. این دو هدف متناقضاند.
در یک جمله میتوان گفت: خروج امارات از اوپک نشانه ضعف است نه قدرت. این اقدام از سر ناامیدی و عدم موفقیت در کسب امتیاز بیشتر در مذاکرات درونسازمانی صورت گرفته است. ابوظبی که نتوانست عربستان را قانع کند تا سهمیه بیشتری به آن اختصاص دهد، تصمیم گرفته با باجخواهی و خروج، ائتلاف را تهدید کند. اما این تاکتیک نه تنها نتیجه معکوس خواهد داد، بلکه اعتبار امارات را به عنوان یک شریک قابل اعتماد در بازارهای جهانی خدشهدار میکند.
کارشناسانی مانند السعدی هشدار میدهند که «بازار جهانی نفت ممکن است با آغاز فروپاشی تدریجی نظام مدیریت عرضه به رهبری اوپک مواجه شود» اما در ادامه میگوید که این فروپاشی به نفع هیچکس نیست، نه حتی امارات. چراکه بازار آزاد و بدون هماهنگی، به معنای نوسانات شدید، ریسکهای بیشتر و در نهایت ضرر برای همه تولیدکنندگان - بزرگ و کوچک - است.
امارات خیال میکند با خروج از اوپک میتواند قیمت نفت را پایین بیاورد و سهم بیشتری از بازار برباید، اما غافل از اینکه تنگه هرمز و قدرت ایران، خط قرمز هر گونه افزایش بیرویه تولید در خلیج فارس است و تا زمانی که این تنگه پایدار نباشد، هیچ افزایش تولیدی نمیتواند به ثبات یا کاهش قیمت منجر شود.
از این رو، ابوظبی در دامی خودساخته گرفتار آمده است: از یک سو نمیتواند به اهداف تولیدی خود برسد و از سوی دیگر جایگاه خود را در مهمترین ائتلاف نفتی جهان از دست داده است. به قول معروف، «از قضا سه کسره، از بام افتاد و از در هم در ماند.»
به عبارت سادهتر، امارات نه به قیمت پایینتر نفت رسید، نه به افزایش تولید پایدار دست یافت، و نه توانست به عربستان ضربه بزند. تنها کاری که کرد، خودزنی و انزوای سیاسی در حساسترین مقطع ژئوپلیتیکی منطقه بود.
کارشناسان متفقالقول هستند که عاقبت خوشی برای امارات در این ماجرا رقم نخواهد خورد و اکنون نیز کارشناسان بی طرف غربی تأکید میکنند که اثر این تصمیم فعلاً «محدود» و «بسیار کم» است. این یعنی تلاش امارات برای تغییر معادلات نفتی، تا کنون نافرجام بوده و در آینده نزدیک نیز نافرجام خواهد ماند.