به گزارش سرویس علم و فناوری پایگاه خبری ساعدنیوز، دکتر پیترسون معتقد است که ماندن در منطقهٔ امن – چه خانوادهٔ گرم و آشنا باشد، چه عادتهای قدیمی و بدون چالش – مانع از بلوغ روانشناختی میشود. پیترسون اغلب از استعارهٔ خروج از بهشتِ ناخودآگاه کودکی سخن میگوید؛ جایی که فرد باید شجاعت به خرج دهد و با دنیای واقعی، پر از ناهمواری و خطر، روبهرو شود. به عقیدهٔ او، بزرگترین گامها دقیقاً از همان لحظهای آغاز میشوند که انسان تصمیم میگیرد آسایش لحظهای را رها کند تا به نسخهٔ قویتر و مستقلتر خود برسد.
این متن زیبا که ارائه شده، بهخوبی با آموزههای پیترسون همخوانی دارد؛ جایی که تنهاییِ پس از جدایی را نه یک نقص، بلکه فرصتی برای تقویت عضلههای روان میداند. پیترسون تأکید میکند که مسئولیتپذیری داوطلبانه – انتخاب کردن، اشتباه کردن، یادگیری از شکستها و ایستادن در برابر سختیها – همان چیزی است که به زندگی معنا میبخشد. او میگوید معنای واقعی نه در لذتهای زودگذر و راحتیهای بیدردسر، بلکه در تحمل بار سنگین وجود و تبدیل رنج به چیزی سازنده نهفته است. تنهاییهای پررنگ در این مسیر، بهجای نابود کردن، انسان را وادار به خوداتکایی میکنند و او را از وابستگیهای نابالغ رها میسازند.
در نهایت، پیام پیترسون این است که پرواز واقعی نیازمند باور به تواناییهای درونی، حتی وقتی ابرهای تردید و ترس دید را میبندند. او انسان را تشویق میکند که مسیر رشد را نه با اجتناب از درد، بلکه با رویارویی شجاعانه با آن بپیماید. این دقیقاً همان چیزی است که متن توصیف میکند: قیمت استقلال، درد جدایی است، اما پاداش آن آزادی، قدرت و نسخهای آزادتر از خود است. سخنان پیترسون به ما یادآوری میکند که زندگی بدون چالش، زندگی بدون عمق است و تنها با قدم گذاشتن در ناشناختهها میتوان به نسخهٔ کاملتری از خویشتن رسید.