به گزارش سرویس تاریخ و فرهنگ پایگاه خبری ساعدنیوز، نقش برجسته شیر ساسانی، با برجستگی قابل توجه از زمینه جدا شده و شیر را در حالتی پویا و پرصلابت نشان میدهد؛ بدنی عضلانی و قدرتمند، چشمان درشت و نافذ، و یالی پرپیچوخم که با دقت و ظرافت حکاکی شده است. این سبک واقعگرایانه همراه با اغراق نمادین در ویژگیهای حیوان، نشاندهنده زیباییشناسی ساسانی است که در آن طبیعت و قدرت در هم آمیخته میشوند تا مفهومی فراتر از تصویر صرف را منتقل کنند. چنین نقشمایههایی اغلب با رنگآمیزی همراه بودند که امروزه بخش عمده آن از بین رفته، اما همچنان حس زندگی و حرکت را در بیننده برمیانگیزد.

در فرهنگ و ایدئولوژی ساسانی، شیر بیش از یک حیوان وحشی، نمادی چندلایه از قدرت شاهی، شجاعت بیمانند، سلطنت مشروع و حفاظت از نظم کیهانی به شمار میرفت. پادشاهان ساسانی خود را به عنوان شکارچی شیر یا مبارز با آن به تصویر میکشیدند تا اقتدار الهی و توانایی غلبه بر نیروهای آشوب را اثبات کنند؛ بنابراین حضور شیر در تزئینات کاخها و بناهای اشرافی، فراتر از جنبه زیباییشناختی، بخشی از زبان بصری پروپاگاندای سلطنتی بود. این نقشبرجسته احتمالاً در دیوارهای ایوانها یا تالارهای پذیرایی کاخهایی مانند تیسفون، بیشاپور یا فیروزآباد قرار داشته و با دیگر نمادهای شاهی همچون سیمرغ، بز کوهی یا درخت زندگی ترکیب میشده تا فضایی سرشار از نشانههای قدرت و جاودانگی خلق کند.
هنر گچبری ساسانی با استفاده از مادهای انعطافپذیر و ارزان، امکان خلق جزئیات دقیق و حجمهای حجیم را فراهم آورد و به یکی از مهمترین رسانههای هنری این دوره تبدیل شد. نمونههای مشابه نقش شیر در موزههایی مانند لوور (با منشأ احتمالی ایران یا عراق) یا مجموعههای باستانشناسی ایران نگهداری میشوند و گواهی بر تداوم سنتهای تزئینی از دوره اشکانی به ساسانی هستند. این آثار نه تنها شاهکار فنی هنرمندان ایرانی به شمار میروند، بلکه دریچهای به جهانبینی تمدنی هستند که در آن هنر، قدرت سیاسی و باورهای مذهبی در هم تنیده شده و تصویری ماندگار از عظمت ایران باستان به جا گذاشتهاند.