جبرانگاری تکنولوژیکی: آری یا نه؟

  چهارشنبه، 23 مهر 1399   کد خبر 107109
دکتر مصطفی تقوی : جبرانگاری تکنولوژیکی: آری یا نه؟
پرسش از تکنولوژی یکی از ویژگی های اساسی معرفتی دنیای معاصر خصوصاً کشورهای صنعتی و پیشرفته غربی است. اما حوالت کشورهایی که واردکننده تکنولوژی هستند چیست؟ آیا پرسش از تکنولوژی فقط اختصاص به کسانی دارد که دنیای تکنولوژیک را ساخته اند. دکتر مصطفی تقوی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف در مصاحبه ای اختصاصی با ساعد نیوز به این پرسش ها پاسخ گفته اند.

تکنولوژی به طرز خیره ­کننده ­ای زندگی ما را دستخوش تغییرات کرده است. باورداشت­ها و عملکرد ما تحت تأثیر توسعه تکنولوژی، تغییرات شگرفی را پذیرفته است. در این میان سؤالات متعددی گریبان کسانی را می­گیرد که در مورد زندگی آغشته به تکنیک عمیق­تر می­اندیشند. ساعد نیوز برخی از این سؤالات را با دکتر مصطفی تقوی در میان گذاشت تا پاسخ­های ایشان را بشنویم. او عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف است. تخصص ایشان فلسفه علم است و در زمینه فلسفه تکنولوژی استادی پیشرو به حساب می ­آید. او در سال 84 برای اولین بار در ایران، در دانشگاه صنعتی شریف، درس فلسفه تکنولوژی را ارائه کرد و سال­ها است که در زمینه فلسفه علم و تکنولوژی به تدریس، پژوهش و تربیت دانشجو مشغول است.

تصویر

ساعد نیوز: آیا پرسش از تکنولوژی فقط در بستر جوامع تکنولوژیک میسر است یا این که ذات تکنولوژی به گونه ای است که لاجرم هر جا که پای تکنولوژی باز شود، پرسش از تکنولوژی در معنای فلسفی کلمه طرح می شود؟

دکتر مصطفی تقوی: به نظر می­رسد که یکی از ویژگی­های برخی جوامع به لحاظ فلسفی، تأمل فلسفی در خصوص مسائل مورد ابتلا است؛ توجه فلسفی به تکنولوژی در غرب، به­ خصوص بعد از جنگ­های جهانی، به طور فزاینده­ای گسترش یافت. فلسفه تکنولوژی عملاً در جوامعی پا گرفت که در توسعه تکنولوژی پیشتاز بودند. در آثار فیلسوفان کلاسیک تکنولوژی، مثل هایدگر، مامفورد، الول و ... به طور واضح دیده می­شود که مسئله فلسفی­شان را از متن جامعه می­گیرند. همین ویژگی را شما در فیسلوفان تکنولوژی امریکایی هم می­بینید: آیده، فینبرگ، بورگمن، وینر و .... این فیلسوفان که فلسفه تکنولوژی پس از چرخش تجربی را بنا نهادند، نه تنها به طور واضح دغدغه مسائل مورد ابتلا جامعه خود را داشتند، بلکه بر اساس رویکرد تجربی به موردکاوی­ های متعددی در زمینه تکنولوژی پرداخته ­اند؛ ویژگی­ ای که کمتر در فیلسوفان تکنولوژی کلاسیک دیده می­شود. در واقع با توسعه فلسفه تکنولوژی و ورود فیلسوفان تکنولوژی امریکایی شاهد درهم ­تنیدگی بیشتر فلسفه تکنولوژی با مسائل اجتماعی هستیم. بعد از شتاب گرفتن جریان فلسفه تکنولوژی در امریکا شاهد داغ­ تر شدن این مباحث توسط فیلسوفان هلندی هستیم که می­توان نام آن را جریان هلندی گذاشت. این جریان دستاوردهای پیشینیان خود را مطالعه کرد و مباحث فلسفه تکنولوژی را چند گام به جلو برد. این جریان، هم به دستاوردهای فلسفه قاره­ای و هم به رویکرد تحلیلی در مباحث فلسفی مربوط به تکنولوژی توجه کرد. همچنین آنها به فیسلوفان کلاسیک تکنولوژی و نیز به دستاوردهای چرخش تجربی در این زمینه توجه کردند. بخش قابل توجهی از مباحث فلسفه تکنولوژی، حتی از دوره فلسفه کلاسیک تکنولوژی، مباحث مربوط به اخلاق تکنولوژی و تفلسف در خصوص هنجارهای مرتبط با توسعه تکنولوژی است. در دهه ­های اخیر شاهد پررنگ­تر شدن بحث­های هنجاری و اخلاقی در فلسفه تکنولوژی هستیم. طراحی حساس به ارزش که از دغدغه­ های جدی جریان هلندی به حساب می­ آید، مؤید این مدعاست.

اما درباره ایران عرض کنم؛ درست است که ایران به لحاظ تاریخی پیشتاز در توسعه تکنولوژی مدرن نبوده است، ولی متفکران ایرانی در خصوص تکنولوژی سکوت اختیار نکرده ­اند. در ایران معاصر، سید حسین نصر، اصغر طاهرزاده، عبدالکریم سروش، سید محمدمهدی میرباقری و دیگرانی که باید سر فرصت به آرای آنها پرداخت تکنولوژی را جدی گرفته­اند و دربارة آن با رویکرد فلسفی و نیز دینی و اخلاقی تأمل کرده ­اند. بسیاری از این متفکران، تکنولوژی را به لحاظ ارزشی و هنجاری خنثی نمی­دانند و یکی از مسائل اصلی­شان مواجهه فرهنگ بومی با فرهنگ تکنولوژیکی است که ارمغان تمدن غربی است. اکنون تعداد قابل توجهی از جوانان محقق در حوزه و دانشگاه در خصوص ابعاد فلسفی، اخلاقی، دینی و اجتماعی تکنولوژی در حال پژوهش هستند، در حالی که بیست سال پیش چنین علاقه ­ای در محیط­های پژوهشی دیده نمی­شد. این نشان می­دهد که در ایران پرسش­گری درباره تکنولوژی در حال رشد است.

تصویر

ساعد نیوز: آیا به اثر ذات تکنولوژی قائل هستید؟

دکتر مصطفی تقوی: معنای «ذات» تا درجاتی وابسته با ساختار نظری­ای است که این کلمه در آن جا خوش کرده است. اول باید معنای واژه ذات را تنقیح کنیم و بعد از آن استفاده کنیم. یکی از فیلسوفانی که از نظر بسیاری از فیلسوفان تکنولوژی در این زمینه ذات­گرا به حساب می آید هایدگر است. این کار زمان مفصلی را می­طلبد و از حوصله این مصاحبه خارج است. هم­اکنون درسی را در دانشگاه صنعتی شریف با عنوان فلسفه تکنولوژی ارائه می­دهم که در آن جلساتی را به این موضوع پرداخته و خواهم پرداخت. فقط نکته مختصری را عرض کنم: بنده به جبرانگاری تکنولوژیک قائل نیستم. این گونه نیست که تکنولوژی امری خودمختار است و با منطق مستقل خود جامعه و پدیده ­های اجتماعی را برمی­ سازد. این انسان و جامعه انسانی است که دارد به توسعه تکنولوژی می­پردازد، اما باید توجه کرد پس از توسعه تکنولوژی توسط انسان و جامعه انسانی، بخصوص در جوامع تکنولوژیک امروزی، نمی­توان مدعی بود که سخت­ افزارها و نرم­افزارهای پدید آمده، اثری در جامعه و پدیده­های انسانی و اجتماعی ندارند. توسعه تکنولوژی نه تنها پیامدهای انسانی و اجتماعی بسیار گسترده­ای دارد، بلکه این پیامدها در بسیاری موارد ناخواسته و خارج از محاسبات و پیش­بینی ­ها است. در یک کلام بین جامعه و تکنولوژی تعامل وجود دارد؛ تعاملی که در موارد بسیاری از دایره محاسبات و پیش­بینی کسانی که به نحوی با تکنولوژی سروکار دارند، (مهندسان، و مدیران و سیاست­گذاران تکنولوژی و حتی کاربران تکنولوژی) تجاوز می­کند.

تصویر

ساعد نیوز: آیا تأملات فلسفی در خصوص تکنولوژی در سیاست­گذاری تکنولوژی اثر دارد؟

دکتر مصطفی تقوی: ابتدا باید پرسشی اساسی ­تر را پاسخ دهیم: آیا در مقام شکل­ گیری تکنولوژی و نیز در مقام توسعه آن، عاملان انسانی می­توانند به نحو دیگری عمل کنند؟ به عبارت دیگر آیا در مقام شکل­ گیری تکنولوژی و در مقام توسعه آن، پیش روی عاملان و تصمیم­ گیران انسانی گزینه ­های بدیل وجود دارد؟ اگر این گزینه ­های بدیل پیش روی عاملان و تصمیم­گیران وجود داشته باشد، می­توان این پرسش را طرح کرد که آیا دستاورهای فلسفه تکنولوژی می­تواند در انتخاب یکی از آن گزینه­ ها و وانهادن بقیه نقشی ایفا کند؟ در پاسخ باید گفت اکثر فیلسوفان تکنولوژی امروزه، تکنولوژی و توسعه آن را امری ارزش­ بار تلقی می­کنند. این یعنی علی ­الاصول ممکن است عاملان و تصمیم­ گیران عرصه تکنولوژی، با گزینه­ های مختلفی برای خلق و توسعه تکنولوژی مواجه باشند. این یعنی علی­ الاصول تأملات فیلسوفان تکنولوژی که بخشی از آن مربوط به مباحث هنجاری تکنولوژی است، ممکن است در خلق تکنولوژی و سیاست­گذاری مربوط به آن نقش بیافرید. اما باید تأکید کنم این نکته نظری ممکن است فرسنگ­ها با مقام عمل از جنبه ­های گوناگون فاصله داشته باشد: ممکن است مثلاً ارزش­های سرمایه­ داری حاکم بر جوامع اجازه مطرح شدن بسیار از گزینه ­ها را ندهد، چون دیگر گزینه ­ها کمتر می­توانند ارزش­های سرمایه­ داری را ارضا کنند. همچنین ممکن است که تکنولوژیست­ها و سیاست­گذاران تکنولوژی به هیچ وجه باور نداشته باشند که تکنولوژی و شیوه­ های توسعه آن ممکن است بدیل بپذیرد، در این صورت چرا باید به گزینه­ های ممکن دیگر بیندیشند. همچنین ممکن است در فضای تکنیکی موجود هزینه طرح و اجرای گزینه­ های دیگر بسیار زیاد باشد. باید توجه داشته باشیم که تکنولوژی بر اساس زیرساختارهای تکنیکی و اجتماعی امکان بروز و توسعه پیدا می­کند. کاملاً قابل تصور است که در بسترها و زیرساختارهای مربوط به خلق و توسعه تکنولوژی، هزینه برخی گزینه­ ها چندان زیاد باشد که عملاً فکر کردن به گزینه مطلوب ناممکن شود. همچنین در موارد متعددی در مقام خلق و توسعه تکنولوژی نمی­توان براحتی گزینه­های مختلف قابل تصور را قضاوت و ارزیابی کرد. پیامدهای ناخواسته خلق و توسعه تکنولوژی یکی از معضلات جدی نظری و عملی پیش روی ارزیابی گزینه ­های مختلف است. این فهرست را می­توان ادامه داد. به این ترتیب فاصله فلسفه تا سیاست­گذاری مسیری سهل­ العبور نیست، لیکن اثر فلسفه بر سیاست­گذاری علی­ الاصول ممکن است. در واقع فیلسوف، بخصوص فیلسوف تکنولوژی، برای اثرگذاری در عرصه عمل دست کم باید مجهز به بازوی ترویجی قدرتمند باشد. عرض کردم «دست کم»، منظورم این است که فقط بازوی ترویجی کافی نیست و مثلاً اقدام برای اصلاح زیرساختارها هم لازم است که معمولاً جزء وظایف فیسلوف تعریف نمی­شود. اما سهل­ العبور نبودن مسیر فلسفه و حکمت تا سیاست­گذاری نباید باعث شود فعالیت فلسفی را تعطیل کنیم. این مسیر سهل ­العبور نیست ولی ضروری است که طی شود.

تصویر

ساعد نیوز: آیا به لحاظ فلسفی مجازیم که از صفت اسلامی برای وصف تکنولوژی و نیز فلسفه تکنولوژی استفاده کنیم؟ به عبارت دیگر، آیا ممکن است که از زاویه دید اسلامی در پی تکنولوژی و فلسفه تکنولوژی برویم، و تکنولوژی اسلامی و فلسفه تکنولوژی اسلامی به وجود آوریم؟

دکتر مصطفی تقوی: نمی­دانم در مصاحبه­ای مختصر چگونه می­توان به مصاف پرسشی رفت که پاسخی بسیار مفصل می­طلبد. در زمان اندک مجبور هستم که به بیان چند نکته مختصر اکتفا کنم:

  1. کسی که امکان و معناداری تکنولوژی دینی را قبول می­کند، باید از قبل قبول کرده باشد که تکنولوژی امری بدیل پذیر است. اما این نکته ابهاماتی دارد که باید رفع شود: اولاً باید معنای خود تکنولوژی تنقیح شود. آیا تکنولوژی سخت ­افزار است یا نوعی فعالیت انسانی به حساب می­ آید؟ یا خیر، تکنولوژی نوعی سیستم اجتماعی-تکنیکی است؟ و ... بر اساس تعریفی که انتخاب می­کنیم، بحث تکنولوژی دینی و امکان و معناداری آن تا حدی به شیوه­ای متفاوت پیش خواهد رفت. ثانیاً باید پرسید که تکنولوژی در چه مقامی بدیل ­پذیر است؟ آیا در مقام بیرون کشیدن قوای علی از دل طبیعت که اساس تکنولوژی به حساب می­ آید، می­توان به بدیل­ها اندیشید؟ آیا در مقام ترکیب این قوای علیِ بیرون کشیده شده از دل طبیعت که منجر به شکل ­گیری تکنولوژی می­شود می­توان به بدیل­ها اندیشید؟ آیا تکنولوژی در ابعاد اجتماعی یا به اصطلاح نرم خود بدیل­پذیر است؟ آیا تکنولوژی در مقام چگونگی رواج یافتن در جامعه بدیل می­پذیرد؟ و ... ثالثاً در معنای خود بدیل باید تأمل کرد: بدیل یک چیز یعنی چه؟ وقتی در خصوص تکنولوژی به بدیل می ­اندیشیم، یعنی به چه چیزی فکر می­کنیم؟ با گفتن تکنولوژی بدیل قبول کرده ­ایم که آن نوعی تکنولوژی است. دراین صورت باید پرسید بدیل بودن آن به چیست؟ تکنولوژی نوع الف و تکنولوژی نوع ب که بدیل هم به حساب می­آیند در چه مؤلفه­ای با هم تفاوت دارند که بدیل هم شده ­اند.
  2. اگر قبول کردیم که تکنولوژی امری بدیل­پذیر است باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا دین در خصوص تکنولوژی چه موضعی دارد؟ سه حالت قابل تصور است: یک. دین توسعه تکنولوژی به­ ماهو تکنولوژی را ممنوع می­داند، مستقل از اینکه کدام یک از بدیل­ها مد نظر باشد، دو. دین همه انواع تکنولوژی یا همه بدیل­های آن را تأیید می­کند، سه. دین برخی از بدیل­ها را می­پذیرد و برخی را رد می­کند.
  3. یک پرسش راهبردی در این بحث این است: آیا دین در شکل­ گیری تکنولوژی بدیل مورد تأییدش، می­تواند مؤلفه ­ای ارائه دهد که اختصاصی دین باشد؟ یعنی مؤلفه ­ای ارائه دهد که هیچ منبع یا مرجع دیگری نتواند آن را ارائه دهد؟ یا خیر مؤلفه احتمالی­ای که دین در شکل­ گیری تکنولوژی ارائه می­دهد اختصاصی دین نیست؟
  4. اگر فرض کنیم که دین می­تواند در شکل­ گرفتن تکنولوژی، مؤلفه­ یا مؤلفه­هایی اختصاصی یا غیر اختصاصی ارائه دهد، آیا همین مقدار کافی است که از امکان تکنولوژی دینی سخن بگوییم یا خیر، در این صورت فقط می­توانیم از تکنولوژی متأثر از دین سخن بگوییم؟

قبل از ارائه یک پاسخ مناسب و شایسته برای پرسش شما، ابتدا باید به پرسش­هایی که بیان شد پاسخ دهیم و این قطعاً از حوصله این مصاحبه خارج است، اما بدون دقت نظرهای فلسفی اشاره شده، می­توان مسامحتاً پاسخی کوتاه به پرسش شما داد: بسیاری از فلاسفه تکنولوژی، تکنولوژی را امری ارزش ­بار می­دانند و این یعنی ممکن است تکنولوژی از زمینه ­ای که در آن خلق می­شود و به کار می­آید تأثیر بپذیرد. به عنوان مثالی از تکنولوژی­های ساده می­توان به کوبه­ های درهای قدیمی اشاره کرد که نمونه ­های آن در جامعه ما فراوان بود. دو نوع کوبه روی درها نصب می­کردند که یکی صدای زیر و آن دیگری صدای بم تولید می­کرد و صاحب­خانه متوجه می­شد آنکه پشت در است زن است یا مرد تا شخص متناسبی به استقبال کوبنده درب برود. در این مثال دیده می­شود که چگونه فرهنگ دینی در شکل­ گیری تکنولوژی نقش ایفا کرده است. بله، می­توان قبول کرد که تکنولوژی از زمینه تأثیر می­ پذیرد، لذا تکنولوژی متأثر از فرهنگ دینی را می­توان مورد تأیید قرار داد، اما دفاع از تکنولوژی دینی با این استدلال به نظر می­آید که ممکن نیست و مقدمات نظری فراوانی را می­طلبد که به برخی از آنها اشاره کردم. توجه بفرمایید که بین دو مفهوم تفکیک قائل شدیم: «تکنولوژی دینی» و «تکنولوژی متأثر از دین». برای بررسی عمیق­تر مفهوم تکنولوژی دینی علاوه بر یافتن پاسخ پرسش­هایی که پیشتر طرح کردم، به یک نظریه تمدن نیز نیاز داریم که شرح لزوم این نظریه و نقش آن در پاسخ به مسئله فرصتی فراخ می ­طلبد.

اما برویم سراغ مفهوم «فلسفه تکنولوژی اسلامی»: ابتدا باید معنای این اصطلاح را مشخص کنیم. شاید منظور شما از این اصطلاح که طرح کردید این باشد که از موضعی الاهیاتی، مانند جهان­بینی اسلامی، به تفکر در خصوص تکنولوژی بپردازیم. به عبارت دیگر شاید منظور شما از این اصطلاح همان الاهیات تکنولوژی باشد؛ یعنی با عینک یک سنت الاهیاتی پرسش­های مطرح در فلسفه تکنولوژی را تا جایی که می­توانیم پاسخ دهیم یا پرسش­های مورد علاقه فلسفه تکنولوژی که از این زاویه دید قابل طرح است را طرح کرده و پاسخ دهیم. خب این مفهوم در مطبوعات جهانی مربوط به فلسفه تکنولوژی مطرح شده، ولی رشد قابل توجهی نداشته است. البته به نظر می­آید که الاهیات تکنولوژی پتانسیل­های خوبی برای رشد دارد. از منظر جهان­بینی دینی می­توان برخی پرسش­ها و مسائل را بررسی کرد. به عنوان نمونه: ریشه بحران محیط زیست در عصر مدرن چیست؟ آیا ارزش­های دینی با توسعه تکنولوژی سازگار است؟ آیا دین جایگزینی برای تکنوکراسی ارائه می­دهد؟ چگونه؟ چارچوب شناختی-هنجاری دینی برای توسعه تکنولوژی قابل ارائه است؟ این چارچوب چه مؤلفه­هایی دارد؟ آیا اگر دینداران متولی ساختن نظام تکنیکی باشند، نظام متفاوتی را نسبت به آنچه که الان شکل گرفته، شکل خواهند داد؟ و پرسش­های دیگر. البته ممکن است شما معنای دیگری از اصطلاح «فلسفه تکنولوژی اسلامی» مورد نظر داشته­اید که در این صورت باید آن را مشخص کنید.

تصویر

ساعد نیوز: تکنولوژی کل نهادهای اجتماعی و فردی را متحول ساخته است، در ظاهر این تحول رنگ واحدی دارد، آیا حضور تکنولوژی در کشورهای مختلف با فرهنگ های مختلف، با تحولات متفاوتی همراه است، یا این که فهم افراد از تکنولوژی است که به این تحولات، ماهیت متفاوت می دهد؟

دکتر مصطفی تقوی: اینجا باید بحث را از دو منظر فلسفی و جامعه­ شناختی پیش برد: از منظر فلسفی، در فلسفه تکنولوژی، برای پاسخ به این پرسش می­توان اشاره کرد به آرای دان آیده که در این خصوص نظریه­ پردازی کرده است. او بر اساس فلسفه پساپدیدارشناختی خود، معتقد است که ممکن است ادراک­های مختلفی از یک پدیده برای انسان­های مختلف رخ دهد که این ادراک­ها متأثر از ویژگی­های آن پدیده و نگاه­های انسانی است. او از این نکته رهنمون می­شود به مفهومی در فلسفه تکنولوژی با عنوان تقرّر چندگانه (Multistability) که بر این دلالت می­کند که آنچه تکنولوژی نامیده می­شود، وجوه مبهمی دارد که با ورود آن به جوامع مختلف و نحوه مواجهه انسان­ها با آن، مبتنی بر تعبیر و تفسیری که از آن دارند، رفع می­شود. در واقع آنچه تکنولوژی نامیده می­­شود، ممکن است به انحای مختلف بر جوامع انسانی ظهور و بروز داشته باشد و همین باعث شود که تکنولوژی به شیوه­های مختلف در جوامع گوناگون استقرار یابد و تا درجاتی کارکردهای مختلفی از آن اخذ گردد. به این ترتیب آیده جبرانگاری اجتماعی و جبرانگاری تکنولوژیکی را رد می­کند و طعنه به ذات ­انگاران تکنولوژی هم می­زند. تحلیل پساپدیدارشناختی آیده از تکنولوژی پخته ­تر از موضع برساخت­گرایان اجتماعی تکنولوژی به نظر می­رسد. آیده برای روشن شدن مطلب، مثال­هایی می آورد: او اشاره می­کند به قوطی­های بیضی­ شکل ساردین. این قوطی­ها که توسط استرالیایی­ ها به جا گذاشته می­شد، توسط مردم گینه نو، به عنوان اشیائی با ارزش، در آراستن نوعی کلاه، برای شرکت در موقیعت­های خاص، مورد استفاده قرار می­گرفت. پس بر اساس این نظریه مختار، یعنی نظریه آیده، می­توان به این نتیجه رسید که تکنولوژی با وجوه مبهمی که دارد، وقتی وارد جامعه­ای خاص می­شود، ممکن است تحت تأثیر ارزش­های آن جامعه استقراری متفاوت بیابد. اما آیا آن جامعه خاص می­تواند تکنولوژی را به هر شکلی که می­خواهد درآورد؟ در اینجا آیده می­گوید تکنولوژی­ها کم و بیش دارای نوعی چغری هستند که مانع این امر می­شود. بنابراین تکنولوژی وقتی وارد جامعه ای می­ شود، ممکن است تحت تأثیر ارزش­های آن جامعه تغییراتی را بپذیرد، ولی این گونه نیست که لزوماً هر تغییری را بپذیرد.

اما اینجا باید پرسشی را مطرح کرد: وقتی یک تکنولوژی مانند اینترنت وارد یک کشوری با فرهنگ اسلامی می­شود، لزوماً آن جامعه می­تواند آن تکنولوژی را آن­گونه­ که ارزش­هایش ایجاب می­کند تغییر دهد؟ طبق نظر آیده، باید گفت ممکن است ارزش­های مثلاً اسلامی منجر به تغییراتی در اینترنت شود، ولی این بدان معنا نیست که لزوماً این جامعه خواهد توانست هر تغییری که می­پسندد را در این تکنولوژی اعمال کند. چرا لزوماً نخواهد توانست این کار را به انجام برساند؟ برای اینکه تکنولوژی وجوه چغری دارد که ممکن است تغییر نپذیرد. در اینجا نکته­ای را نباید فراموش کرد: مسیر ارزش­های موجود در جامعه تا نقش­آفرینی آنها در تغییر تکنولوژی ممکن است سهل­العبور نباشد و عوامل و علل مختلفی مانع این شود که ارزش­های یک جامعه خاص در بومی کردن یک تکنولوژی نقش ممکن و لازم را ایفا کند. یکی از این علل غفلت عوامل انسانی-اجتماعی تأثرگذار است. لنگدون وینر، فیلسوف تکنولوژی امریکایی، همین دغدغه را دارد. او به این نکته توجه می­کند که ممکن است غفلت مردم و عوامل انسانی-اجتماعی تأثیرگذار، باعت این شود که تکنولوژی به­راحتی ارزش­های مطلوب را تضعیف و ارزش­های نامطلوب را تقویت کند، اما اگر این عوامل غفلت نمی­کردند و برای حفظ ارزش­هایی که لازم است محافظت شود، اقدامات لازم را به انجام می­رساندند این اتفاق، دست کم با این شدت، رخ نمی­داد.

در این بحث دو پرسش خودنمایی می­کند: یک) کدام وجوه یک تکنولوژی خاص چغر است و در مقابل تغییری که برخی ارزش­ها می ­طلبند مقاومت می­کند؟، دو) کدام علل و عوامل منجر به سهل­ العبورتر شدن یا صعب ­العبورتر شدن مسیر «ارزش­های موجود» تا «نقش ­آفرینی آنها در تغییر تکنولوژی» می­شود؟ پاسخ این هر دو پرسش، بسته به نوع تکنولوژی و نوع جامعه فرق خواهد کرد و با رویکردی تجربی و جامعه­ شناختی می­توان به آنها پاسخ داد. و این تحقیق جامعه­ شناختی تمهیدی لازم برای سیاست­گذاری موفق است.

تصویر

اما مثالی که عیان است و تقریباً عموم مردم با آن سروکار دارند، تکنولوژی­های اطلاعاتی و ارتباطاتی است که وقتی وارد جامعه­ای می­شود، از جمله جامعه ما، سبک زندگی مردم را دستخوش تغییراتی می­کند که در مواردی با ارزش­های بومی ما سر ناسازگاری دارد. اینکه چه وجوهی از این تکنولوژی­ها چغر نیست و بر اساس ارزش­های بومی قابل جرح و تعدیل است و اینکه چه سیاست­هایی برای حفاظت از ارزش­های بومی باید اخذ شود، محل بحث و پژوهش است. متأسفانه شورای عالی فضای مجازی هم در این سال­ها اثر دلگرم­ کننده­ای از خود بر جای نگذاشته است. البته اینترنت و تکنولوژی­های وابسته به آن در سطح بین­المللی مورد نقد قرار گرفته و گاه صحبت از بازاختراع اینترنت می­شود. سیاست­گذاران ما بهتر است هوشمندانه عمل کنند. ما در مواجهه با تکنولوژی وارداتی، عملاً وارد یک رقابت در حیطه ارزش­ها می­شویم؛ نه ما، بلکه هر جامعه­ واردکننده تکنولوژی که ارزش­هایش با ارزش­های جامعه مبدأ تکنولوژی فرق دارد، حین ورود تکنولوژی ممکن است شاهد این رقابت باشد.

جوانانی که پیام ­رسان ایرانی سروش را طراحی کرده، و در حال توسعه آن بودند، تحت تأثیر رواج وسیع تلگرام در ایران مجبور شدند تا درجاتی طراحی سروش را تغییر دهند. طرح اولیه سروش مبتنی بر نوعی سیاست حریم خصوصی بود که طبق آن شماره ارسال ­کننده ناشناس پیام، برای گیرنده قابل مشاهده بود. اما توسعه ­دهندگان سروش، طی یک فشار مطبوعاتی که نوع طراحی تلگرام در شکل­ گیری آن نقش ایفا می­کرد، مجبور شدند از این سیاست حریم خصوصی که می­توانست جلوی برخی بداخلاقی­ها و جرائم اینترنتی را بگیرد، دست بردارند. در اینجا از جناب آقای مرتضی رحیمی، مدیر عامل محترم پیام­رسان سروش، تشکر می­کنم که این مثال را مدیون ایشان هستم.

بد نیست اینجا یادی از آندرو فینبرگ کنم. او نئومارکسیستی است که به نظام تکنیکی جاری معترض است و معتقد است که این نظام بر اساس ارزش­های سرمایه­داری شکل گرفته و باید نظام متفاوتی شکل بگیرد تا با ارزش­های دموکراتیک سازگار باشد. او به تصریح خودش نمی­خواهد مانع چرخیدن چرخ تکنولوژی شود یا حتی چرخش آن را کُند کند، او می­گوید که به دنبال مدرنیته بدیل است. هر جامعه ­ای بر اساس ارزش­های خود می­تواند مدرنیته بدیلی به وجود آورد. علی­ الاصول اندیشه او ترکیب «مدرنیته اسلامی» را، مشابه مدرنیته ژاپنی و ...، بر­می­تابد. زمانی برای اطمینان خاطر از ایشان پرسیدم که آیا فلسفه شما این مفهوم را بر می­تابد؟ در جواب گفت: «بله، ولی به گمانم برای ایران دیر شده است». او بعد از دو بار سفر به ایران در همین سال­های اخیر این جمله را اظهار کرد. من مفهوم «مدرنیته اسلامی» که در بستر فلسفه فینبرگ معنا می­یابد را مناقشه ­آمیز می­دانم و معتقدم مبنای فکری ایشان، نمی­تواند آن گونه که جهان­بینی اسلامی ایجاب می­کند، نسبت بین اسلام و تکنولوژی، و در نتیجه ترکیبی مانند مدرنیته اسلامی، را به نحوی شایسته تبیین کند، لیکن برای من این جالب بود که به گمان ایشان سیاست­گذاران ایرانی بند را آب داده ­اند.


دیدگاه ها