سفر منطقه ای بن سلمان، یک سفر کاری نیست بلکه یک سفر نمایشی است

  چهارشنبه، 01 تیر 1401   کد خبر 210403
سفر منطقه ای بن سلمان، یک سفر کاری نیست بلکه یک سفر نمایشی است
بن سلمان یک سفر منطقه ای جنجالی را در آستانه سفر جو بایدن به عربستان کلید زده است. این سفر با حواشی متعددی روبروست. استقبال گرم سیسی از بن سلمان و آماده شدن ترکیه برای استقبال از قاتل خاشقچی در ترکیه! برای بررسی اهداف سفر بن سلمان ولیعهد عربستان به سراغ دکتر سید جعفر قنادباشی تحلیلگر مسائل خاورمیانه رفته ایم.

این سفر، یک سفر کاری نیست بلکه یک سفر نمایشی است. زمینه سازی برای حضور سران این سه کشور در اجلاس ریاض به هنگام حضور بایدن در عربستان جهت احیای جایگاه آمریکا در منطقه و جهان. دولت آمریکا بعد از ترک افغانستان به لحاظ نظامی دیگر آن سلطه گذشته را در منطقه ندارد.

ساعدنیوز: بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی تور سفر منطقه ای خودش را آغاز کرده و در اولین گام، دیروز در مصر مورد استقبال گرم رئیس جمهور مصر قرار گرفت و قرار است که به اردن و ترکیه نیز سفر کند. اهداف مختلفی برای این سفر منطقه ای عنوان می شود. به نظر حضرتعالی چه موضوعاتی و مسائلی سبب این سفر منطقه ای بن سلمان شده است؟

دکتر سید جعفر قنادباشی: تحلیلگران مسائل منطقه چه در غرب و چه در رسانه های منطقه، مطالبی را درباره اهداف سفر منطقه ای بن سلمان مطرح می کنند و خود بن سلمان هم درباره اهداف سفرش مطالبی را مطرح ساخته است. اما من معتقدم که این سفر پشت صحنه دیگری دارد. در واقع بن سلمان از این سفر منطقه ای دو هدف عمده دارد. البته در نهایت هر دو این اهداف قابل تحویل به یک هدف است.

یکی از اهداف اصلی بن سلمان مربوط به سفر آتی جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به ریاض است. بن سلمان در تلاش است تا مقامات سه کشور مصر، اردن و ترکیه را متقاعد سازد تا به هنگام سفر بایدن به ریاض به عربستان سفر کنند و در اجلاس ریاض شرکت کنند. به نوعی بن سلمان در تلاش است تا از این طریق به دولت بایدن کمک کند تا همان اتفاقی رقم بخورد که به هنگام سفر آقای ترامپ به ریاض رخ داد. مقامات 50 کشور را در ریاض جمع کردند و تمام تلاش ها در این اجلاس، بر برجسته کردن موقعیت آمریکا در جهان به عنوان یک ابرقدرت متمرکز بود و در نهایت با یک بیانیه تند و تهاجمی این اجلاس به کار خود پایان داد. هدف دوم بن سلمان در واقع تحکیم پایه های حکومت سعودی و نیز تثبیت جایگاه خودش به عنوان پادشاه آینده عربستان است.

بنابراین، اهداف بن سلمان در این سفر، ملی نیست و حول منافع ملی عربستان نیست. منافع ملی عربستان در مرتبه بعد قرار دارند. لذا من معتقدم که این سفر، یک سفر کاری نیست بلکه یک سفر نمایشی است. زمینه سازی برای حضور سران این سه کشور در اجلاس ریاض به هنگام حضور بایدن در عربستان جهت احیای جایگاه آمریکا در منطقه و جهان. دولت آمریکا بعد از ترک افغانستان به لحاظ نظامی دیگر آن سلطه گذشته را در منطقه ندارد. بایدن می خواهد با فضاسازی بار دیگر، آمریکا را به عنوان یک کشور مسلط در منطقه نفت خیر مطرح سازد. از سوی دیگر، دموکرات ها به هنگام انتخابات همیشه برنامه هایی را برای جذب دلارهای نفتی از منطقه سامان می دهند. بنابراین، سفر به کشورهای دلارخیز همیشه در صدر برنامه های دموکرات ها به هنگام انتخابات است.

اما گذشته از این دو موضوع نباید حضور اسرائیل در پشت صحنه این ماجرا را نادیده بگیریم. بن سلمان عملاً در زمین اسرائیل بازی می کند. و همه این مسائل، به نوعی زمینه سازی برای کلید زدن پروسه عادی سازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی است. این سفر به عنوان زمینه سازی برای تحویل دو جزیره استراتژیک صنافیر و تیران در دریای سرخ به عربستان تحلیل می شود. البته پیشتر دادگاه اضطراری حکم به نفع عربستان داده بود. اما چون این جزایر در نزدیکی سرزمین فلسطین اشغالی قرار دارد، و با اشاره به این که نام این جزایر در معاهده صلح میان اسرائیل و مصر آمده، می خواهند نظر مثبت رژیم صهیونیستی را نیز به عنوان بخشی از این موضوع دخیل کنند.

بنابراین، همان طور که در اجلاس پیشین ریاض در دوره ترامپ، هدف حمایت از منافع استراتژیک اسرائیل در منطقه بود، این بار نیز هدف همان است. در بیانیه ای که در زمان ترامپ در این اجلاس صادر شد، کشورهای منطقه به دو دسته تقسیم شدند. کشورهایی که در اجلاس ریاض حضور داشتند و کشورهای مقابل این جبهه. اعلام شد که این کشورهای حاضر در اجلاس ریاض با چهار گروه افراطی و تروریستی مبارزه کنند؛ داعش، ایران، اخوان و حزب الله! در اینجا اصلاً نامی از اسرائیل نبود ولی همه صحنه سازی ها و آرایش منطقه ای به نفع اسرائیل صورت می گرفت. با قرار دادن نام داعش در کنار ایران و حزب الله یا اخوان تلاش کردند تا با ابزارهای رسانه ای هر چهار جبهه را تروریستی معرفی کنند.

لذا همان طور که عرض کردم، بن سلمان در زمین اسرائیل بازی می کند. هرچند بیانیه ریاض نمی تواند خمیرمایه یک تهاجم سیاسی و نظامی را فراهم کند ولی می تواند فضاسازی مد نظر بن سلمان و متحدانش را تأمین کند. زمانی دموکرات ها در زمان کلینتون بر روی تغییر نظام سیاسی عربستان تأکید داشتند و درباره استقرار دکوکراسی در این کشور و تثبیت نظام سیاسی مد نظر دموکرات ها صحبت می کردند. اما امروز با بحران انرژی ای که در پی جنگ اوکراین در دنیا پدیدار شده است، دیگر حتی فکر تغییر نظام عربستان هم به ذهن دموکرات ها خطور نمی کند، چرا که به شدت به دلارهای نفتی و نفت عربستان نیاز دارند.

تصویر

سیسی با استقبال گرم از بن سلمان، خوش خدمتی های عربستان به او را جبران می کند. سه بار با بن سلمان روبوسی کرد و این صحنه یک خفت برای سیسی است و تمام تلاش بر این بود تا مردم مصر این صحنه را نبینند.

ساعدنیوز: مصری ها از بن سلمان استقبال بسیار گرم و تاریخی داشتند. آقای سیسی رئیس جمهور مصر تا پای هواپیما شخصاً آمد و بن سلمان را در آغوش گرفت و این نوع استقبال در عرف بین الملل از شخصی مانند بن سلمان که به لحاظ رسمی هنوز پادشاه عربستان هم نشده، جای بحث دارد. این استقبال گرم از بن سلمان به اعتقاد حضرتعالی چه پیامی را مخابره می کند؟

دکتر سید جعفر قنادباشی: آقای سیسی حیات سیاسی خودش را مدیون عربستان سعودی است. سیسی رئیس رکن دو ارتش مبارک بود و مورد خشم مردم مصر قرار داشت و باید او نیز به همراه مبارک دادگاهی می شد ولی این اتفاق رخ نداد. عربستان سعودی در این موضوع نقش مهمی ایفا کرد و با کمک عربستان او به مقام ریاست جمهوری مصر رسید. عربستان در زمان حکومت یک ساله اخوان و مُرسی بر مصر، سرمایه گذاری های خودش در این کشور را متوقف کرد و عملاً تمام تلاش خودش را بر ساقط کردن حکومت مُرسی متمرکز ساخت.

دقیقاً کودتایی مانند کودتای 28 مرداد ایران در مصر رخ داد. گروهی از الواط را در میدان التحریر جمع کردند و گفتند که ما باید انقلاب دوم (الثوره الثانی) را رقم بزنیم. و همین طور هم شد. دولت مُرسی ساقط شد و عربستان و وهابیت با هزینه کردن پول های هنگفت در رسانه های جهان، سیسی را به عنوان ناجی اقتصاد مصر معرفی کرد. رسانه های مشهور دنیا مثل مجله تایم، عکس سیسی را منتشر کردند و درباره او مطلب نوشتند. چنان فضاسازی رسانه ای در دنیا صورت گرفت که دیگر کسی فکر نکند که سیسی منتخب مردم مصر نیست. پیشتر البرادعی مسئول پیشین آژانس بین المللی اتمی هوای حضور در صحنه سیاسی مصر را داشت و حتی حزب قانون اساسی را تشکیل داد و در ایران هم از او به عنوان جانشین مبارک یاد می شد ولی وقتی آمد، و خودش از نزدیک دید که چه پروژه ای در حال اجرا است، کنار کشید.

سیسی با استقبال گرم از بن سلمان، خوش خدمتی های عربستان به او را جبران می کند. سه بار با بن سلمان روبوسی کرد و این صحنه یک خفت برای سیسی است و تمام تلاش بر این بود تا مردم مصر این صحنه را نبینند. چون مردم مصر مخالف بن سلمان هستند. دو جزیره صنافیر و تیران هم به عربستان داده خواهد شد و همان طور که گفتم، همه این ها صحنه سازی و زمینه سازی برای عادی کردن روابط عربستان و رژیم صهیونیستی است. البته همان طور که سودان با عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی جهت خروج از فهرست به اصطلاح تروریستی غرب، به نتیجه نرسید و عملاً کلید انقلاب در این کشور زده شد، عربستان هم نمیتواند کاری از پیش ببرد. دولت سیسی در جنگ یمن کل ارتش مصر را به عنوان پرجمعیت ترین کشور عربی در اختیار عربستان قرار داده است. هر زمان ارتش مصر مانووری اجرا می کند، ارتش عربستان هم در کنار این ارتش هست و این نشان از عمق سرسپردگی دولت مصر به ریاض دارد.

تصویر

آقای اردوغان در داخل با مشکلات بسیار زیادی مواجه است. جنگ اوکراین باعث شده است که شرایط به مراتب سخت تر هم شود. بنابراین ترکیه نیاز شدید به بهبود روابط با کشور دلارخیزی مانند عربستان دارد.

ساعدنیوز: سفر بن سلمان به آنکارا به مراتب جنجالی تر است. بعد از قتل خاشقچی در کنسولگری عربستان در استانبول عملاً اردوغان مواضع بسیار تندی علیه شخص بن سلمان گرفت و هیچ کس باور نمی کرد که روزی برسد که اردوغان بخواهد از بن سلمان در آنکارا استقبال کند. ولی این اتفاق قرار است رخ دهد. چرا اردوغان علیرغم مواضع تندی که در زمان قتل خاشقچی گرفت، امروز ننگ دیدار با بن سلمان را به جان می خرد؟

دکتر سید جعفر قنادباشی: اولین مسأله ای که به آن باید اشاره کنیم، عضویت ترکیه در ناتو است و همین عضویت خطوط قرمزی را برای آقای اردوغان تعریف می کند. با دادن یک پایگاه هوایی به آمریکا ماجرا تمام نمی شود. ترکیه مجبور است تا خطوط ترسیم شده و جبهه بندی ها را رعایت کند. عربستان و ترکیه هر دو متحد آمریکا هستند و یک کشور وهابی و یک کشور اخوانی با همدیگر نوکری آمریکا را می کنند. طبیعتاً با بحران اوکراین درشرق اروپا و بروز هر چه بیشتر اقتدار ایران در منطقه، باعث می شود که آمریکا در پی تشکیل جبهه واحد در منطقه بر علیه ایران و روسیه باشد.

پیشتر، آمریکا مخالف نزدیکی عربستان و ترکیه بود. اساساً جدایی عثمانی و اعراب با تلاش آمریکا رقم خورد ولی امروز این نزدیکی به سود منافع آمریکا است. درد مشترک بود که جبهه عبری-عربی را شکل داد، امروز هم همین درد مشترک باعث تشکیل جبهه ترکی-عربی می شود.

از طرف دیگر، وضعیت اقتصادی ترکیه بسیار اسفناک است و آقای اردوغان در داخل با مشکلات بسیار زیادی مواجه است. جنگ اوکراین باعث شده است که شرایط به مراتب سخت تر هم شود. بنابراین ترکیه نیاز شدید به بهبود روابط با کشور دلارخیزی مانند عربستان دارد. در داخل ترکیه هم مردم دو دسته اند. یک دسته که فقط به پول اهمیت می دهند و همین ها هستند که جایی مثل آنتالیا را در یک کشور اسلامی به وجود می آورند و دسته دیگر، که این مسائل را قبول ندارند. به هر صورت، اردوغان با فراموشی قتل خاشقچی امروز قرار است میزبان بن سلمان و لابی صهیونیستی باشد و این به خوبی نشان می دهد که اردوغان خودش را گم کرده است.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/
/
/