به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، فیلم سینمایی نقاب، تصادفی در یکی از خیابان های دوبی منجر به آشنایی و سرانجام ازدواج نگار دختر یک تاجر پولدارایرانی با کامران که در دوبی صاحب یک رستوران است می گردد.بعد از مدتی رفتار کامران با نگار تغییر کرده و بنای ناسازگاری را می گذارد و این واقعه به سبب نزدیکی روحی بیشتر نمیا دوست و شریک کامران اتفاق می افتد و در نتیجه ....
«نقاب» فیلمی است که بر محور «فریب» تماشاگر شکل گرفته است. غافل گیر کردن و به شگفتی واداشتن، نه براساس زمینه ای از کشف و شهود هنری، بلکه در بستری از گیج نمودن مخاطب در فضایی خودگریز و متوحش انجام می شود. زمینه ای که در پایان، جز غفلت زدگی و گریز از حقیقت گرایی درونی (معنوی) و بیرونی (اجتماعی) ثمره دیگری ندارد. لازم نیست که حتما صحنه های پرنو را ترسیم کرد تا فیلم را مستهجن نامید، بلکه می توان با قرینه سازی و حذف برخی تصاویر، تخیل بیننده فیلم را به بازی گرفت و او را بی اختیار به دام شیطان کشاند. به همین دلیل «نقاب» نه فقط از جنبه شکستن قواعد و هنجارهای اخلاقی، که به لحاظ روانشناختی نیز فیلمی آسیب زاست.با دقت در روایت و نحوه روی دادن اتفاقات، که توسط پیمان قاسم خانی بافته شده اند، این نکته عیان است که طرح و چارچوب فیلمنامه، شبیه به تخیلات روان نژند و عقده های فرو خفته نوجوانان تازه بالغ است. و کاظم راست گفتار هم به عنوان کارگردان، تا توانسته بر غلظت آن افزوده.یک ایرانی مقیم دبی روزی تصادف می کند و از قضا طرف، دختر است و اتفاقا یک ایرانی پولدار. همه مسایل به طور اتفاقی پیش می روند تا آن دو با هم وصلت کنند و در ادامه ناگهان و بدون هیچ علت موجهی مرد سر به جنون می گذارد و با عکس العمل هایی دیوانه وار زنش را کتک می زند و به او فحاشی می کند و تا نهایت ممکن همسر بسیار مهربانش را بی هیچ دلیلی مورد بدترین آزار و اذیت ها قرار می دهد.تا این که رفیق صمیمی مرد که برخلاف شوهر، بسیار مهربان و دوست داشتنی است خود را به زن نزدیک می کند و آنچه نباید پیش بیاید، می آید!اما همه این ها یک بازی بوده است، چون آن دو مرد دستشان در یک کاسه برای وارد کردن دخترهای پولدار به یک حیله نا جوانمردانه و بهره کشی اقتصادی از آنان است. غافل از این که اتفاقا زن هم در حال فریب آنان برای گرفتن انتقام خواهرش که پیش از این قربانی آن ها شده بوده است.همان طور که از این خلاصه روایت مشخص است، اتفاقات به شدت اغراق آمیز و غیرعادی روی می دهند و عدم منطق موجود در فیلم و درجه بالای آن، جاذبه ای کاذب را پرورانده است.مشخص نیست که اگر زن با نقشه خود را به مرد رسانده است، پس چرا آن ها تصادفی با یکدیگر برخورد می کنند؟ در کدام فیلم ساختارمند در سطح اول سینمای جهان، نقشه از قبل طراحی شده، با اتفاق آغاز می شود؟چطور حیله شوم دو پسر در طول سه سال عینا شبیه هم پیش رفته به طوری که در تمام موارد، کنش ها و واکنش ها دقیقا مثل هم رخ داده اند؟ مگر نه این که انسان ها به لحاظ ویژگی های روحی و روانی با یکدیگر متفاوتند، پس با چه توجیهی تمام دختران برخوردی یکسان داشته اند و بی هیچ تفاوتی، حتی در شکل، فریب خورده اند؟ چگونه زن انتقام جوی فیلم نیز به صورت تضاربی نقشه خود را اجرا می کند، بی آنکه حتی کوچک ترین دست اندازی پیش رویش به وجود آید؟!فیلم پر از تقطیع سکانس است و با بازگشت و برگشت به زمان گذشته و حال درهم و برهم شده است.هر چند لحظه یک بار با عبارات دو هفته بعد، دو روز بعد، یک ماه بعد، سه سال قبل! و... زمان و مکان فیلم تغییر می یابد و این کار ساختار فیلم را ناهمگون و نامتعادل نموده است. فیلم علاوه بر این شاخصه های فرمی، به لحاظ محتوایی به شدت فقیری است. یک فیلم از سر بی دردی که آمار آثار فاقد مضمون تأثیرگذار را در سینمای ایران افزایش داده است. یک فیلم تابوشکن که بر جریان فرهنگی و هنری جامعه ما اثری منفی و تضعیف کننده می گذارد. سینما، هنر- صنعت و رسانه ای قدرتمند است که به راحتی می تواند در مناسبات فرهنگی و معرفتی یک جامعه جریان سازی کند. به همین دلیل، تابوشکنی در فیلم های سینمایی، رفته رفته موجب کمرنگ شدن خط قرمزها و جابه جا کردن ارزش ها می شود.برداشت نماهای فیلم هدفی کاملا سودجویانه و آفت وار دارند. به گونه ای که بی هیچ الزام دراماتیک و ساختاری و با وسواس تمام بر صحنه هایی که موجب شرمساری هر انسان با وجدانی می شود تمرکز می کند. نحوه دکوپاژ نیز به همین ترتیب است. به خصوص تمهیداتی که برای به نمایش درآوردن صحنه های غیراخلاقی تلویزیون امارات، یا تأکید بر بازنمایی صحنه های سانسور شده (نسخه موجود در ایران) فیلم کازابلانکا به کار برده شده است.عجیب این که این صحنه های فیلم از زیردست «اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی» در رفته است. »!به طور طبیعی در چنین زمینه ای است که پرداختن به معضلات اخلاقی، نه تنها موجب درس آموزی مردم، بلکه به بدآموزی و گسترش موضوع مورد نظر فیلم می انجامد. نقاب یک فیلم هنجارشکن درباره نوع خاص عشق های مثلثی، روابط نامشروع، آن هم با زن متأهل است که باعث از بین بردن قبح چنین مسئله ای می شود.نکته تأسف بار دیگر جنبه تبلیغاتی فیلم است. درست در دوره ای که برخی دولت های حقیر با پشتیبانی ابرقدرت ها دم از خلیج عربی(!) می زنند و با اینکه تا همین چند سال پیش نامی در نقشه ها نداشتند مدعی تصاحب بخشی از خاک عزیزمان هستند! آن وقت گروه فیلمسازی که قدر فرصت ها را می دانند، دوربین خود را به خدمت آن ها درمی آورد به همین دلیل نقاب یک فیلم ضد ایرانی است که علاوه بر تبلیغی یک ساعت و نیمه برای شرکت های اقتصادی وابسته به آمریکا و صهیونیست دبی، به هویت و ساختار اخلاقی جامعه حمله می کند.اد.
کاظم راست گفتار کارگردان سینما و تلویزیون ایران است. از مهم ترین آثار کاظم راست گفتار می توان به کارگردانی فیلم زنان ونوسی٬مردان مریخی، فیلم آشوب و سریال آشوب اشاره کرد.کاظم راست گفتار کار حرفه ای خود را از سینما آغاز کرد و سال 1381 در فیلم عروس خوش قدم به عنوان کارگردان فعالیت داشته است. گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند فیلم زنان ونوسی٬مردان مریخی، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای کاظم راست گفتار محسوب می شود و همکاری با هنرمندانی همچون ماهایا پطروسیان، پارسا پیروزفر، محمدرضا شریفی نیا و امین حیایی را تجربه کرد.
امین حیایی، پارسا پیروزفر، سارا خوئینی ها، گوهر خیراندیش، ماه چهره خلیلی، محمدرضا شریفی نیا، محمد ربانی
مشاور کارگردان :محمدرضا شریفی نیا ، نویسنده: کاظم راست گفتار، انتخاب بازیگر: محمدرضا شریفی نیا، مشاور تولید: محمدرضا شریفی نیا، طرح اولیه داستان: پیمان قاسم خانی، مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست، تدوین: مهدی حسینی وند، طراح صحنه: مهرزاد ظرابیان، طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری، صدابردار: اصغر شاهوردی، صداگزار: اسحاق خانزادی
ژانر :درام، معمایی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 6.1 از 10