به گزارش سرویس مجله خانواده پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز،بچه ها خیلی با هم رقابت می کنند و در دوران دبستان این رقابت شدیدتر است. بچه ها معمولاً در محیط خانه، مدرسه و کلاسشان با یکدیگر رقابت می کنند.اگر رقابت میان بچه ها سالم و درست باشد، خیلی خوب است. بچه ها می توانند با رقابت سالم بهتر درس بخوانند و موفق تر باشند. بعضی از بچه ها نسبت به بچه های دیگر روحیۀ رقابت طلبی بیشتری دارند.
مثلاً بچه های کوچکتر سعی می کنند به خواهر یا برادر بزرگترشان برسند و با آنها رقابت می کنند. آنها در کارهای مختلف از کارهای مدرسه گرفته تا هنرهای دستی و بازی و کارهای خانه با یکدیگر رقابت می کنند.بچه های کوچکتر بیشتر از خواهر یا برادرشان تلاش می کنند و در بیشتر مواقع به خاطر سن و سالشان با شکست رو به رو می شوند.
. نیازهای در حال تکامل
طبیعی است که نیازها، اضطرابها و هویتهای گوناگون بچهها بر نحوه ارتباط آنها با یکدیگر تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، کودکان نوپا که به تازگی راه رفتن کودک را شروع کرده به طور طبیعی از اسباب بازیها و وسایل خود محافظت میکند و در حال یادگیری حس مالکیت است.
بنابراین اگر یک خواهر یا برادر کودک کوچکتر، اسباب بازی او را بردارد، کودک بزرگتر ممکن است واکنش تهاجمی نشان دهد. بچههای سنین مدرسه اغلب مفهوم نیرومندی از انصاف و برابری دارند، بنابراین ممکن است درک نکنند که چرا با خواهر و برادر او که در سنین پایین تری قرار دارد، متفاوت رفتار میشود. در این شرایط ممکن است کودک نوپا احساس کند که کودک دیگر برای والدین در اولویت قرار دارد.
از طرف دیگر، نوجوانان در حال شکلگیری احساس فردیت و استقلال هستند و ممکن است از اینکه مجبور باشند در مسئولیتهای خانه کمک کنند و یا مراقب خواهر و برادر کوچکتر بوده یا حتی مجبور به گذراندن وقت با یکدیگر باشند، ناراحت میشوند. همه این اختلافات و رقابت در کودکان میتواند در نحوه رقابت فرزندان با درگیری آنها با یکدیگر تأثیر بگذارد.
2. خلق و خوی فردی فرزندان
نوع خلق و خو، توانایی سازگاری و شخصیت منحصر به فرد فرزندان نقش بسزایی در کنار آمدن آنها با یکدیگر دارد. به عنوان مثال، ممکن است کودکی که بیشتر به پدر و مادر وابسته و چسبیده است به راحتی عشق بیشتری از پدر و مادر دریافت کند و در عوض سایر فرزندان که همان مقدار محبت و توجه را میخواهند اما مستقلتر هستند از کودک وابسته کینه به دل بگیرند. همچنین انضباط در کودکان می تواند یکی از علل تغییر خلق و خو بر اثر قابت باشد.
اضطرابها و هویتهای گوناگون بچهها بر نحوه ارتباط آنها با یکدیگر تأثیر میگذارد.
3. نیازهای ویژه بچه های بیمار
گاهی اوقات، بعضی از کودکان به دلیل نیازهای ویژه مانند بیماری یا مشکلات ذهنی عاطفی ممکن است بیشتر از سایر فرزندان به کمک و توجه والدین نیاز داشته باشند. بچههای دیگر ممکن است این اختلاف در توجه و محبت را ببینند و برای جلب توجه والدین رفتارهایی را انجام دهند.
4. الگو برداری کودکان از والدین
اینکه والدین چگونه مشکلات و اختلافات بین خود را حل میکنند، الگویی قوی برای کودکان است. بنابراین اگر شما و همسرتان در هنگام مشکلات به گونه ای محترمانه، مثمر ثمر و دوستانه برخورد نمایید، احتمال اینکه فرزندانتان در حین روبرویی با مشکلات از این روشها استفاده کنند بسیار بیشتر میشود.
افراط در حس رقابت میتواند به کودکان آسیب بزند. به همین دلیل تشخیص مفرط بودن حس رقابت در کودکان بسیار مهم است. میتوان مفرط بودن این رقابت را از رفتارهای مختلف کودکان تشخیص داد؛ از جمله اینکه این کودکان نسبت به خود انتقادهای منفی دارند، در مواجهه با فرصتهای زندگی ادعا و لاف میزنند، برای برنده شدن تقلب را بد نمیدانند، به همردههای خود احترام و ارزش نمیگذارند و برای رسیدن به موفقیت هر کاری انجام میدهند. علاوه بر این، این کودکان در صورت مواجهه با شکست بدخلق میشوند.
اگرچه ممکن است دعوای خواهر و برادر مسئلهای عادی باشد، اما مطمئناً مشاهده این رفتارها، برای هیچکس در خانه خوشایند نیست. هرگز با شروع هر دعوایی بین کودکان بلافاصله در آن مداخله نکنید. فقط در صورت خطر آسیب جسمی وارد عمل شوید.
اگر همیشه در بین دعوای فرزندان مداخله کنید، ممکن است مشکلات دیگری ایجاد کنید. بچهها ممکن است در این شرایط عادت کنند که شما مشکلات را حل کنید و خودشان تلاشی برای حل مشکل انجام ندهند. همچنین این خطر وجود دارد که شما ناخواسته به سایر فرزندان نشان دهید که یکی از فرزندان تحت محافظت بیشتری قرار دارد که این موضوع میتواند باعث کینه بیشتر شود.
اقدامات لازم در هنگام شروع دعوای بین کودکان
بهتر است والدین با زبان نرم و استفاده از کلمات مناسب بچهها را به سوی آرامش سوق دهند که این روش بسیار موثرتر از مداخله فیزیکی و جدا کردن بچهها است. همواره کودکان را تشویق کنید تا خودشان بحران را حل کنند. اگر وارد عمل شدید، سعی کنید مشکلات موجود را با همکاری فرزندان حل کنید. در هنگام درگیر شدن فرزندان و رقابت در کودکان خود، چند مرحله وجود دارد که باید در نظر بگیرید:
بچه ها را از هم جدا کنید تا آرام شوند. گاهی اوقات بهتر است فقط کمی به آنها فضا بدهید در غیر این صورت، جنگ میتواند دوباره تشدید شود.
اگر میخواهید این کار را به یک تجربه یادگیری تبدیل کنید، منتظر بمانید تا احساسات شدید آنها فروکش کند.
تمرکز زیادی روی این مسئله نگذارید که بفهمید کدام کودک مقصر است. بهتر است اینگونه در نظر گرفته شود که هرکسی که درگیر شده است تا حدی مسئول است.
در مرحله بعدی، سعی کنید وضعیت “برد – برد” را بین کودکان بوجود آورید. تلاش کنید که هر کودک در این میان چیزی بدست آورد. مثلا وقتی هردو اسباب بازی یکسانی میخواهند، شاید بازی دیگری وجود داشته باشد که بدون آن اسباب بازی بتوان انجام داد.
به یاد داشته باشید، هنگامی که بچه ها با اختلافات بینشان کنار میآیند، در حقیقت مهارتهای مهمی را نیز میآموزند که در طول زندگی برای آنها مفید خواهد بود. مانند چگونگی ارزش دادن به دیدگاه فرد دیگر، نحوه سازش، مذاکره و همچنین کنترل انگیزههای تهاجمی نسبت به دیگران را یاد خواهند گرفت.
کارهای ساده ای که میتوانید هر روز برای جلوگیری از جنگ و رقابت فرزندان انجام دهید شامل موارد زیر است:
برای رفتار قابل قبول قوانین اساسی تعیین کنید.
به بچهها بگویید که تحت هر شرایطی فحش دادن، فریاد زدن، کتک زدن کودکان دیگران قابل قبول نیست. برای مواقعی که این قوانین نقض شود تنبیهی را در نظر گرفته و آن را عملی کنید. این روش به بچهها میآموزد که فارغ از شرایط و احساسات تحریک شده، آنها مسئول اعمال خود هستند و هر عمل عکس العملی دارد.
هیچوقت همهچیز “منصفانه” و “برابر” نیست.
گاهی اوقات یک بچه بیش از دیگران نیاز به توجه و کمک دارد. اجازه ندهید بچهها این فکر را به شما القا کنند که همهچیز همیشه باید “منصفانه” و “برابر” باشد.
به علایق کودک توجه کنید.
همواره در توجه تک به تک فرزندان و رسیدگی به علایق و نیازهای آنها، پیش قدم باشید. به عنوان مثال، اگر کسی دوست دارد به بیرون از منزل برود، با او به پیادهروی بروید و اگر کودک دیگری دوست دارد بنشیند و کتاب بخواند، برای آن هم وقت بگذارید.
موارد مختلفی هستند که میتواند باعث دعوای خواهر و برادران شود. بیشتر خواهران و برادران تا حدی حسادت یا رقابت را تجربه می کنند، و این میتواند به مشاجره و دعوای منجر شود. اما عوامل دیگر نیز ممکن است بر میزان درگیری کودکان و شدت دعوای آنها تأثیر بگذارد. از جمله
برای موارد اشتراکی برنامه و قوانین خاصی در جلوگیری از رقابت کودکان تنظیم کنید.
برای کودک خود حریم شخصی مشخص کنید.
به بچه ها فضا و زمان خودشان را اختصاص دهید تا کارهای مورد علاقه خودشان را انجام دهند و در این زمان های مشخص اجازه ورود خواهر یا برادر دیگر به حریم آنها را ندهید. اجازه دهید که بچه ها گاهی به فعالیتهای جداگانه ای مشغول شوند. هنگامی که یک کودک مشغول انجام یک بازی مورد علاقه است میتوانید زمان مفیدی را با کودک دیگر سپری کنید.
بیان گرم با کودک خود داشته باشید.
عشق و علاقه خود را به فرزندان نشان دهید و بگویید که عشق شما چیزی نیست که محدودیت داشته باشد. به آنها بگویید که همگی مهم و دوست داشتنی هستند. به عنوان یک خانواده با هم سرگرم شوید. بهتر است والدین راهی صلح آمیز برای گذران وقت فرزندانتان با یکدیگر تنظیم کنند. اینکار میتواند به کاهش تنش بین آنها کمک کند. از آنجا که توجه والدین، موضوعی است که بسیاری از بچه ها بر سر آن رقابت دارند، انجام فعالیتهای سرگرم کننده خانوادگی میتواند به کاهش تعارض و رقابت فرزندان کمک کند.
برای موارد اشتراکی برنامه و قوانین خاصی تنظیم کنید.
اگر فرزندانتان مرتباً بر سر همان موارد مانند بازی های ویدیویی یا داشتن ریموت تلویزیون درگیر میشوند، برنامهای تنظیم کنید که نشان میدهد کودک در چه ساعاتی از هفته “مالک آن” وسیله است. اگر درگیری و رقابت فرزندان شما مکرر است ، جلسات خانوادگی هفتگی برگزار کنید که در آن قوانین مربوط به جنگ و درگیری را تکرار کنید و موفقیت های گذشته در کاهش درگیری ها را مرور کنید.
در نهایت به خاطر داشته باشید که بعضی اوقات بچه ها برای جلب توجه والدین دعوا مینند. در این صورت بهتر است بیشتر با فرزندان خود وقت بگذرانید.

رقابت در کودکان میتواند هم مثبت و هم منفی بر یادگیری آنها تأثیر بگذارد. رقابت سالم باعث میشود کودکان تلاش بیشتری برای پیشرفت و یادگیری مهارتهای جدید داشته باشند و انگیزهشان افزایش یابد، اما رقابت مفرط و افراطی میتواند استرس، اضطراب و کاهش تمرکز ایجاد کند و از کیفیت یادگیری بکاهد. کودکانی که بیش از حد رقابتجو هستند، ممکن است برای برنده شدن هر کاری انجام دهند، به همسالان خود احترام نگذارند و نسبت به شکستها حساس و بدخلق شوند، که این رفتارها نه تنها رشد اجتماعی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه فرآیند یادگیری و لذت بردن از آن را نیز کاهش میدهد.
این نکته را در ذهن داشته باشید که رقابت به خودی خود، چیز بدی نیست، بلکه شیوه رفتار افراد با رقابت است که موجب ناسالم شدن آن می شود. به عبارت دیگر اگر تنها هدف، برنده شدن باشد و نه آموختن، کودک پس از باختن، قطعاً دچار ناامیدی خواهد شد. اما اگر والدین و مربیان بدانند چگونه با بازنده و برنده رفتار کنند، کودک از بسیاری از آفت های رقابت، دور خواهد ماند.
شما به عنوان والدین، قدرت این را دارید که به کودک کمک کنید تا درباره رقابت مثبت بیاندیشد.
رقابت سالم رقابتی است که کودک به واسطه آن دریابد رقابت تنها برد و باخت نیست. باید به کودک خود بفهمانید که رقابت یعنی تعیین هدف و تلاش برای رسیدن به آن. به عبارت دیگر، به جای تمرکز بر بردن، باید کودک بر عملکرد خود متمرکز باشد. مثلاً در بازی بسکتبال، باید به کودک بیاموزید که تمام توان و تمرکزش را صرف انداختن توپ در سبد نماید. در پایان رقابت نیز او را متوجه عملکردش نمایید و سعی کنید برد و باخت را برایش کم اهمیت جلوه دهید. در پایان باید کودک هدفی را که برای خود ترسیم کرده، ارزیابی کند و نه برد و باخت را.
البته لازم است والدین در کنار فرزند خود باشند تا در پیمودن این مسیر به او کمک کنند. باید به کودک بیاموزید اگر تمام تلاشش را بکند، حتی در صورتی که به ظاهر بازنده باشد، باز هم برنده است. چرا که اولاً تلاش کرده و و ثانیاً از شکست کلی چیز آموخته است.
کودک باید بیاموزد رقابت اصلی در درون خود او در حال انجام است و باید تلاش کند هر روز از دیروزش جلو بزند. ذر ادامه به برخی راهبردهای سالم سازی رقابت برای کودک اشاره می کنیم.
در برخی موقعیت های رقابتی، هدف اصلی از رقابت، اساساً برنده شدن است. هر چند که طرف برنده ممکن است شرایط خوبی داشته باشد، اما بالاخره یک طرف این رقابت، فرد بازنده است. اگر برنده شدن تنها هدف رقابت باشد، باید بگوییم که این رقابت، سالم نیست.
چه بچه ها در مسابقه ورزشی شرکت می کنند و چه قرار است در یک المپیاد علمی به رقابت بپردازند، در هر حال باید انجام یک رقابت سالم را به خوبی بیاموزند. در این شرایط باید به کودک بیاموزید به جای اینکه تمرکز خود را بر برنده شدنی که در واقع تحت کنترل و اختیار آن ها نیست، معطوف دارند، به فکر عملکرد خود باشند و سعی کنند تمام تلاش خود را به کار بندند. بنابراین در این موقعیت ها باید به کودک کمک کنید تا بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارد.
به عنوان مثال، شرایط را برای مطالعه او فراهم کنید. برای مدیریت زمان به او کمک کنید و امکانات لازم را در اختیارش قرار دهید.
یادتان باشد شکست بخشی جدایی ناپذیر در هر رقابت است. وقتی به کودک اجازه شکست می دهیم، کودک می آموزد حتی از شکست هم می توان آموخت و برای موفقیت های بیشتر تلاش نمود.
متأسفانه این روزها، بیشتر بچه ها از شکست می هراسند. بسیاری از کودکان امروزی از اینکه بقیه به آن ها زور بگویند و برایشان قلدری کنند، می ترسند. همین ترس از شکست است که مانع تلاش و سخت کوشی کودک می شود. وقتی کودک به خاطر ترس، از شرکت در رقابت های مختلف دوری کند، در واقع فرصت های موفقیت را از خود سلب کرده است.