به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، در شرایطی که مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحلهای حساس شده، هر نشانهای از هماهنگی میان نهادهای دیپلماتیک و ساختارهای نظامی، معمولاً حامل پیامهای چندلایه برای طرف مقابل و بازیگران منطقهای است. دور اخیر گفتوگوها پس از تنشهای نظامی و حملات به تأسیسات هستهای ایران برگزار شده و به گفته منابع خبری، هنوز درباره ادامه مسیر گفتوگوها اختلافها و ابهامهایی وجود دارد.
همزمان، گزارشها نشان میدهد که در نگاه برخی تحلیلگران، سیاست خارجی ایران معمولاً ترکیبی از «پیام مذاکره» و «نمایش قدرت میدانی» بوده است؛ یعنی تلاش برای پیشبرد گفتوگو در کنار تأکید بر توان نظامی و بازدارندگی. در همین راستا عراقچی امروز میزبان فرمانده کل ارتش و برخی از فرماندهان ارشد این نهاد نظامی بود:

دیدار سید عباس عراقچی با فرماندهان ارشد ارتش در آستانه دور جدید گفتوگوها با آمریکا را اگر در بستر تحولات اخیر مذاکرات نگاه کنیم، بیشتر از یک دیدار تشریفاتی به نظر میرسد. در خبرهای منتشرشده تأکید شده که او میزبان فرماندهان ارتش بوده و این موضوع «ورود قدرتمندتر به عرصه دیپلماسی با پشتوانه اقتدار نیروهای مسلح» را برجسته میکند؛ یعنی پیامی که فراتر از فضای داخلی، مخاطب خارجی هم دارد.
در فضای فعلی مذاکرات هم نشانههایی از سخت شدن خطوط قرمز ایران دیده میشود. برای مثال عراقچی صراحتاً اعلام کرده که «غنیسازی صفر» برای ایران قابل پذیرش نیست و اصل غنیسازی باید حفظ شود؛ موضعی که نشان میدهد تهران تلاش میکند مذاکرات را از موضع حفظ توان راهبردی جلو ببرد، نه صرفاً امتیازدهی اقتصادی یا رفع فشار کوتاهمدت.
از طرف دیگر، روند گفتوگوها هنوز در مرحله شکلگیری چارچوب است. طبق گزارشها، مذاکرات اخیر با آمریکا در مسقط با توافق برای ادامه گفتوگو و مشورت با پایتختها پایان یافته و هنوز وارد فاز توافق نهایی نشده است. این یعنی هر سیگنال قدرت یا انسجام داخلی میتواند روی فضای چانهزنی دورهای بعدی اثر بگذارد.
در این چارچوب، دیدار با فرماندهان ارتش چند کارکرد همزمان دارد. اول اینکه در داخل ساختار قدرت ایران، پیام هماهنگی «میدان و دیپلماسی» را تقویت میکند. تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان داده که در پروندههای حساس امنیتی، اگر دستگاه دیپلماسی پشتوانه امنیتی و نظامی نداشته باشد، دست مذاکرهکننده در تعیین خطوط قرمز ضعیفتر میشود. این نوع جلسات معمولاً برای همترازسازی ارزیابی تهدید، خطوط تحمل ریسک و سناریوهای واکنش طراحی میشود؛ یعنی دیپلمات میداند تا کجا میتواند امتیاز بدهد بدون اینکه موازنه امنیتی بههم بخورد.
دومین اثر، جنبه بازدارندگی روانی برای طرف مقابل است. در مذاکرات پیچیده، طرفها فقط با متن حقوقی کار نمیکنند؛ بلکه دائماً سیگنال قدرت و انسجام طرف مقابل را هم میسنجند. وقتی در آستانه مذاکره، چنین تصویری از هماهنگی بین سیاست خارجی و نیروهای مسلح نمایش داده میشود، پیام غیرمستقیم این است که توافق باید واقعبینانه باشد و بر فرض ضعف یا شکاف داخلی ایران بنا نشود. بهخصوص در شرایطی که خود عراقچی هم بر ادامه مذاکرات اما بدون عبور از اصول راهبردی تأکید دارد، این تصویر میتواند وزن چانهزنی را بالا ببرد.
از زاویه دیگر، این اقدام میتواند مدیریت ریسک داخلی مذاکرات هم باشد. هر توافق احتمالی در نهایت باید در ساختار تصمیمگیری امنیتی ایران پذیرفته شود. بنابراین اگر هماهنگی از قبل شکل گرفته باشد، احتمال شکاف داخلی یا توقف توافق در مراحل بعدی کمتر میشود. در مذاکرات قبلی ایران با غرب هم دیده شده که اختلاف برداشت بین نهادهای امنیتی و دیپلماتیک میتواند اجرای توافق را پیچیده کند.
در سطح منطقهای هم این دیدار پیام دارد. در شرایطی که موضوعات مذاکرات ایران و آمریکا فقط هستهای نیست و به مسائل امنیت منطقه، حضور نظامی آمریکا و توازن بازدارندگی هم گره خورده، نمایش پیوند ارتش و دیپلماسی میتواند به بازیگران منطقهای هم این پیام را بدهد که مذاکرات لزوماً به معنای کاهش نقش امنیتی ایران نیست.
در مجموع، اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، چنین دیداری احتمالاً بیشتر از آنکه نشانه «نظامی شدن دیپلماسی» باشد، نشانه تلاش برای یکپارچه کردن ابزارهای قدرت ملی در آستانه یک مرحله حساس مذاکرات است. یعنی مذاکره ادامه دارد، اما با این پیشفرض که توافق باید در چارچوب حفظ ظرفیتهای راهبردی و توازن قدرت تعریف شود، نه صرفاً کاهش تنش به هر قیمت.