به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، در این ویدئوی پربازدید که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، فضای سنگین و خستهکننده کلاس شیمی در ساعتهای پایانی به تصویر کشیده شده است. ماجرا از این قرار است که استاد پس از حل کردن یک مسئله طولانی و پیچیده استوکیومتری که تمام تخته را پر کرده، منتظر بازخورد دانشجویان است. در این میان، یکی از دانشجوها با لحنی کاملاً جدی و چهرهای که انگار در عمق فلسفه غرق شده، میگوید: «یک سوالی دارم که خیلی رویش مکث کردم، چون واقعاً برام سواله...»؛ اما درست زمانی که همه منتظر یک پرسش علمی عمیق هستند، او سوالی میپرسد که هیچ ربطی به آن 3 متر راهحل پیچیده روی تخته ندارد و کل ابهت کلاس و درس را زیر سوال میبرد.
این ویدئو به خوبی توانسته پارادوکس میان تلاش اساتید برای انتقال مفاهیم دشوار و ذهن خسته دانشجویان در ساعات پایانی کلاس را نشان دهد. از نظر تحلیلی، این طنز بر پایه «تضاد انتظارات» شکل گرفته است؛ جایی که مخاطب و استاد انتظار یک چالش ذهنی بزرگ را دارند، اما با یک بنبست فکری ساده و خندهدار روبهرو میشوند. این موقعیت برای تمام کسانی که تجربه حضور در کلاسهای دشوار مهندسی یا علوم پایه را داشتهاند، همزادپنداری عجیبی ایجاد میکند و نشاندهنده این واقعیت است که گاهی حجم مطالب آموزشی به قدری از توان پردازش دانشجو فراتر میرود که مغز برای فرار از فشار، به سادهترین و بیربطترین مسائل پناه میبرد.