تاکسیدرمی؛ کمدی که رضا پهلوی باید ببیند تا عاقبتِ وابستگی را در سرنوشت عمویش تماشا کند!+فیلم

  شنبه، 12 اردیبهشت 1405
تاکسیدرمی؛ کمدی که رضا پهلوی باید ببیند تا عاقبتِ وابستگی را در سرنوشت عمویش تماشا کند!+فیلم
ساعدنیوز: تاریخ تکرار می‌شود؛ فیلم تاکسیدرمی با کالبدشکافی شخصیت عبدالرضا پهلوی، پرده از حقیقتی برمی‌دارد. این اثر با نمایش حقارت شاهزاده‌ای که برای یک ویزای خروج، میراث ملی ایران را به حراج موساد می‌گذارد، آینه‌ای تمام‌نما مقابل ربع پهلوی قرار داده است.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز به نقل از فارس، در روزگاری که سینمای کمدی ایران عمدتاً بر مدار کلیشه‌های تکراری و تضادهای مذهبی-سکولار می‌چرخد، ظهور اثری که لبه تیز نقد خود را به سمت لایه‌های پنهان تاریخ معاصر بگیرد، اتفاقی قابل تامل است. فیلم تاکسیدرمی به کارگردانی محمد پایدار و تهیه‌کنندگی محمدجواد موحد که این روزها مورد توجه محافل هنری قرار گرفته، با عبور از دوگانه‌های مرسوم، به سراغ سوژه‌ای بکر در خاندان پهلوی رفته است: «عبدالرضا پهلوی» و جنون رسیدن به قدرت.

این اثر که در اتمسفر دهه‌های 50 و 60 روایت می‌شود، برداشتی آزاد از یک واقعیت تاریخی است. داستان حول محور برادر ناتنی محمدرضا پهلوی می‌چرخد؛ مردی که شیفتگی‌اش به شکار و تاکسیدرمی و جنونی برای رسیدن به قدرت با حمایت صهیونیست‌ها، در روزهای پایانی حکومت، به یک تاراج ملی بدل شد: بخشیدن «گوزن زرد ایرانی» به رژیم اشغالگر قدس. اما فیلم تنها به روایت تاریخ بسنده نمی‌کند، بلکه با استفاده از استعاره‌ای گزنده، پیوندی میان گذشته و وضعیت امروز ربع پهلوی برقرار می‌سازد.

«تاکسیدرمی» از روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم در دی ماه 1357 کلید می‌خورد در حالی که عبدالرضا برادر ناتنی‌اش در حال جمع کردن وسایل خود برای سفر به مصر است. شروع مناسبی که شوخی خوبی هم با تکیه بر حیوانات تاکسیدرمی شده داخل کاخ داشته و خیلی زود هم به نقطه عطف نخست می‌رسد. جایی که عبدالرضا برای اخذ ویزای کشورهای مختلف به سفارتخانه‌ها رفته و دست خالی برمی‌گردد. در حالی که همسر و فرزندش از ایران رفته و خود برای رفتن از ایران به هر دری می‌زند.

همراه شدن او با خلبانی پیر و فرتوت برای پرواز با هواپیمای ملخی رضاشاهی، شوخی‌های بامزه‌ای را شکل داده و خنده‌ای بر لبان تماشاگران فیلم می‌نشاند. برخورد عبدالرضا با مردم انقلابی و نجات او توسط 2 مامور موساد، قصه را وارد فاز تازه‌ای کرده و داستانکی را با محوریت ماموریت موساد برای شکار گوزن زرد ایرانی و بردن آن به اسرائیل خلق می‌کند. داستانکی که گره مربوط به ویزا ندادن به عبدالرضا را باز کرده و دسیسه‌ شکل گرفته نیز با توجه به فضای کلی فیلم، متقاعدکننده به نظر می‌رسد.

استعاره تاکسیدرمی: فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه جریانی که روح ملی ندارد، به کالبدی بی‌اراده و ملعبه دست بیگانگان تبدیل می‌شود؛ پیوندی معنادار میان «عبدالرضا» و «ربع پهلوی».

پایانِ مهره‌گی: فیلم به خوبی تصویر می‌کند که قدرت‌های خارجی (آمریکا و صهیونیسم) تنها تا پایان تاریخ مصرف مهره‌ها با آن‌ها می‌مانند و سپس آن‌ها را مانند زباله دور می‌اندازند.

این کمدی، بیش از آنکه بخنداند که موفق هم بوده است، با نمایش «حقارتِ وابستگی»، نقدی تند و گزنده به تلاش‌های نافرجام برای پهلوی ارائه می‌دهد.

تاکسیدرمی سیاسی؛ کالبدی بدون روح

نقطه قوت فیلم‌نامه در صورت‌بندی نمادین واژه «تاکسیدرمی» نهفته است. فیلم با ظرافت، خط محتوایی خود را خواسته یا ناخواسته به سمت شخصیت «ربع پهلوی» سوق می‌دهد. در اینجا، تاکسیدرمی دیگر یک فن هنری برای حفظ کالبد حیوانات نیست، بلکه استعاره‌ای از جریانی است که نه جسمی از خود دارد و نه روحی؛ موجودیتی که تنها به دست دیگران پنبه‌دوزی شده و ملعبه‌ای برای نمایش است. این رویکرد، فیلم را به اثری پیشرو در حوزه «مبارزه با تطهیر (بزک) پهلوی» تبدیل کرده است.

البته رفت‌و‌برگشت در این اثر، گاه ذهن مخاطب را از روند اصلی داستان عقب می‌اندازد، تا جایی که می‌پرسد: «چی شد الان؟» منطق داستانی خطی نیست و همین موضوع مخاطب را اذیت می‌کند؛ هرچند این ویژگی در لحظاتی هم می‌تواند حسن باشد و هم عیب.

هندسه بازیگری

در بخش اجرا، شاهد یک توازن هستیم. حضور همزمان مجید صالحی، حسن معجونی و هادی کاظمی، موتور محرک فیلم است.

تقسیم وزن: برخلاف بسیاری از کمدی‌ها که بر دوش یک ستاره می‌چرخند، در اینجا بازی‌ها به درستی میان این سه نفر تقسیم شده است.

دیالوگ در برابر موقعیت: اگرچه فیلم در برخی سکانس‌ها در استفاده از الفاظ بی‌پروا عمل کرده و نیازمند صیقل بیشتری بود، اما ترکیب کمدی دیالوگ‌محور و موقعیت‌محور توانسته مخاطب را تا انتها با خود همراه کند.

فانتزی در طراحی صحنه

فیلم از نظر بصری، به خوبی توانسته گرد و غبار دهه 50 را از چهره تاریخ کنار بزند. طراحی صحنه و گریم‌های دقیق، رئال است و نه یک کمدی فانتزی، فضایی غیرمنتظره خلق کرده است. منطق علت و معلولی فیلم‌نامه به گونه‌ای چیده شده که مخاطب در میانه یک کمدی فانتزی، ناگهان با واقعیتی عریان و گزنده روبرو می‌شود که او را به فکر وا می‌دارد دقیقا همانند صحنه‌ای که عبدالرضا آن دختر روستایی را به قتل می‌رساند!

«تاکسیدرمی» هر چه به پایان‌بندی نزدیک می‌شود، از فضای کمدی دور شده و تلخی آن، تماشاگر را به یاد کمدی سیاه می‌اندازد. به ویژه با تکیه بر اتفاق‌هایی که برای عبدالرضا در جهان فیلم افتاده که صرفا زاییده تلخ ذهن نویسنده فیلمنامه «تاکسیدرمی» است.

نکته مهمی که در نسخه فعلی فیلم به چشم می‌خورد، کمرنگ شدن فانتزی حاکم بر قصه و کاستن از باری کمدی فیلم است. هر چند که نسخه فعلی به لحاظ ریتم وضعیت بهتری پیدا کرده و تماشاگر را خسته نمی‌کند. مضافا اینکه جلوه‌های ویژه بصری «تاکسیدرمی» سروشکل بهتری به خود گرفته و در ساخت اتمسفر آن موفق عمل می‌کند.

این اثر ثابت کرد که می‌توان بدون افتادن در دام لودگی، به نقد ساختارهای قدرت در تاریخ معاصر پرداخت. با وجود برخی نقدها به دوز بالای شوخی‌های کلامی، فیلم در انتقال مفهوم «هویت عاریه‌ای» و افشای زوایای تاریک زندگی اشرافی دربار پهلوی، گامی بلند و قابل اعتنا برداشته است.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها