به گزارش سرویس روانشناسی ساعدنیوز، در ساختار فرهنگی ایران، گاهی شکاف عمیقی میان احکام فقهی و عرف پذیرفتهشده در جامعه دیده میشود. نمونه بارز این موضوع، مسئله «عقد موقت» یا صیغه است. هرچند از نظر شرعی و اعتقادی بر برقراری آن تاکید شده، اما عرف جامعه نگاهی کاملاً متفاوت و چه بسا منفی به آن دارد. این عدم همخوانی باعث میشود افرادی که به این نوع روابط روی میآورند، ناچار به انتخاب یک مسیر موازی و کاملاً مخفیانه شوند؛ مسیری که شروع یک بازی دو سر باخت برای سلامت روان است.
روانشناسی مدرن ثابت کرده است که پنهانکاری مداوم، انرژی روانی عظیمی را از انسان سلب میکند. وقتی فردی ناچار است بخشی از زندگی، عواطف یا روابط خود را از دید دیگران پنهان کند، بدن او به طور مداوم در وضعیت «آمادهباش برای خطر» قرار میگیرد. این مخفیکاری، آرامش ذهنی را سلب کرده و جای آن را به یک استرس مزمن و فرساینده میدهد که به مرور زمان، فرد را از درون تهی و به اصطلاح «داغون» میکند.
دکتر عزیزی در تحلیل خود اشاره میکند که هر فعالیت پنهانی و استرسزا، سه حس مخرب را در روان انسان بیدار میکند: حس گناه، حس ترس و حس شرم. این سه ضلع، مانند یک مثلث مرگبار، به جان ساختار روانی فرد میافتند. فرقی نمیکند که فرد توجیهی شرعی برای کار خود داشته باشد یا خیر؛ همین که رفتار او با بازخورد منفی عرف مواجه است، حس شرم و ترس از لو رفتن، سیستم عصبی او را بمباران میکند.
نتیجه این فرسایش روانی چیست؟ بروز آسیبهای حاد رفتاری و روحی که زندگی روزمره را مختل میکنند. از سکتههای زودرس و افسردگیهای مزمن گرفته تا افت شدید تحصیلی و شغلی. اما شاید ملموسترین نشانه اجتماعی آن، پرخاشگری قطعی باشد. دختران و پسرانی که بدون پشتوانه علنی و در بستر پنهانکاری وارد رابطه میشوند، به دلیل تحمل فشار روانی بالا، به شدت پرخاشگر و زودرنج خواهند شد؛ آسیبی که ریشه آن نه در ذات آنها، بلکه در انتخاب یک سبک زندگی سایهای و مخفیانه است.