زندگینامه انیشتین فیزیک‌دان نظری آلمانی+عکس

  پنجشنبه، 06 آبان 1400   زمان مطالعه 16 دقیقه
زندگینامه انیشتین فیزیک‌دان نظری آلمانی+عکس
آلبرت اینشتین در 14 مارس 1879 میلادی در ساعت 11:30 صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در 100 کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش ، پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

به گزارش سرویس علم و فناوری پایگاه خبری ساعدنیوز،‌ آلبرت اَینشتَین (به آلمانی: Albert Einstein؛ 14 مارس 1879 – 18 آوریل 1955) فیزیک دان نظری آلمانی بود که نظریه نسبیت را به عنوان مهم ترین دستاوردش توسعه داد که در کنار مکانیک کوانتومی دو ستون فیزیک مدرن به شمار می روند و به خاطر تاثیرش بر فلسفه علم نیز شناخته می شود. در نظر عامه مردم، اینشتین بیشتر به خاطر فرمول هم ارزی جرم و انرژی یعنی E=mc2 شهرت دارد که از آن به عنوان معروف ترین فرمول در سراسر جهان یاد می شود. او «برای خدماتش در زمینه فیزیک نظری و به ویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک»، موفق به کسب جایزه نوبل در سال 1921 شد. اینشتین در امپراتوری آلمان و در یک خانواده یهودی زاده شد. او در سال 1895 به سوئیس رفت و ملیت آلمانی خود را در 1896 باطل کرد. در سال 1900 موفق به اخذ مدرک دیپلم در زمینه ریاضی و فیزیک از مدرسه پلی تکنیک فدرال در زوریخ شد. او پس از مدتی موفق شد که به عنوان بازرس ثبت اختراع در اداره ثبت اختراعات سوئیس در بِرن مشغول به کار شود و بین سال های 1902 تا 1909 در این سمت باقی ماند. او در 26 سالگی، چهار مقاله استثنایی و پیشگامانه در مورد اثر فوتوالکتریک، حرکت براونی، نسبیت خاص و هم ارزی جرم و انرژی منتشر کرد که توجه جهان علم را به خود جلب کرد و در همین سال نیز موفق به اخذ مدرک دکتری خود از دانشگاه زوریخ شد. در مدت زمان کوتاهی پس از انتشار کارش در زمینه نسبیت خاص، اینشتین کارش را برای توسعه این نظریه به میدان گرانشی آغاز کرد که در نهایت در سال 1916 تحت عنوان نسبیت عام منتشر شد و آن را برای مدل سازی کیهان به کار برد. او همچنین به بررسی خواص حرارتی نور و نظریه کوانتومی تابش پرداخت که در نهایت به بنیان گذاری نظریه فوتونی نور منتهی شد. در سال 1933 در زمان حضورش در ایالات متحده آمریکا، آدولف هیتلر به قدرت رسید و دیگر به آلمان بازنگشت. در آستانه جنگ جهانی دوم او از نامه ای حمایت کرد که در مورد توسعه بالقوه «بمب های جدید فوق العاده خطرناک» هشدار داده می شد و توصیه می کرد که ایالات متحده پژوهش های مشابهی را آغاز کند. اینشتین ایده استفاده از شکافت هسته ای به عنوان سلاح را به صورت عمومی محکوم می کرد و به همراه برتراند راسل، فیلسوف انگلیسی بیانه ای را با عنوان بیانیه راسل–اینشتین امضا کرد. او از سال 1908 تدریس فیزیک نظری در دانشگاه برن را آغاز کرد و در سال های بعد در دانشگاه زوریخ، دانشگاه کارل در پراگ رفت و مدرسه پلی تکنیک فدرال در زوریخ به تدریس ادامه داد. در سال 1914 او به عضویت فرهنگستان علوم پروس در برلین درآمد و به مدت 19 سال در آنجا ماند. اینشتین از همکاران مؤسسه مطالعات پیشرفته در دانشگاه پرینستون در شهر نیوجرسی بود که تا پایان عمرش در سال 1955 نیز این همکاری را حفظ کرد. او بیش از 300 مقاله علمی و 150 مقاله غیرعلمی منتشر کرد. دستاوردهای فکری و جدید او موجب شد که نام اینشتین معادلی برای هوش و نبوغ محسوب شود.

 انیشتین

دوران کودکی و تحصیل انیشتین

آلبرت اینشتین در 14 مارس 1879 میلادی در شهر اولم در پادشاهی وورتمبرگ آلمان در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. پدر او، هرمان اینشتین یک فروشنده و مهندس و مادرش پائولین کُخ بود. در سال 1880 اندکی پس از تولد اینشتین، خانواده اینشتین به مونیخ مهاجرت کردند و در آنجا پدر اینشتین و عموی او یاکوب یک تجارت کوچک برای نصب گاز و آب تأسیس کردند. از آنجا که این تجارت از نظر اقتصادی رضایتبخش بود آنها در سال 1885 تصمیم گرفتند با حمایت کل خانواده، کارخانهٔ تولید لوازم الکتریکی راه اندازی کردند. شرکت پدرش موفق بود و نیروگاه های برق را در شوابینگ در مونیخ و وارزه و سوسا در ایتالیا را تأمین می کرد. خانواده اینشتین از یهودیانی اشکنازی بودند که خیلی سخت گیر نبودند و از همین رو آلبرت از سن 5 سالگی به بعد و به مدت سه سال در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک در مونیخ درس می خواند. در سن هشت سالگی به مدرسه لوتیپولد فرستاده شد تا تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را ادامه دهد. او هفت سال بعد، امپراتوری آلمان را ترک کرد. در سال 1894 کارخانه هرمان و جیکوب، چون سرمایه لازم برای تبدیل تجهیزات خود از استاندارد جریان مستقیم (DC) به استاندارد کارآمدتر جریان متناوب (AC) را در اختیار نداشت قادر به تأمین لوازم الکتریکی نیروگاه های برق نبود. این ناکامی موجب شد که خانواده مجبور به فروش شرکت شود. خانواده اینشتین در جستجوی کار، راهی ایتالیا شد. ابتدا در میلان و چند ماه بعد در پاویا ساکن شدند. زمانی که خانواده اینشتین به پاویا کوچ کردند. آلبرت که 15 ساله بود در مونیخ ماند تا تحصیلاتش را در مدرسه لوتیپولد به پایان برساند. پدر او تمایل داشت که آلبرت رشته مهندسی برق را ادامه دهد از طرفی آلبرت به خاطر برخوردهایی که با مسئولین مدرسه داشت از آنها و روش آموزشی آنها متنفر شده بود. او بعداً در مورد آن دوران گفت که روش سخت گیرانه به یادسپاری و حفظ کردن مطالب، موجب از بین رفتن روحیه یادگیری و خلاقیت شده بود. در پایان دسامبر 1894 او به برای پیوستن به خانواده اش در پاویا، به ایتالیا سفر کرد و این کار را با متقاعد کردن مدرسه با کمک گواهی یک پزشک انجام داد. در طول مدتی که او در ایتالیا به سر می برد مقاله ای کوتاه با عنوان «در مورد بررسی وضعیت اتر در یک میدان مغناطیسی» به رشته تحریر درآورد.اینشتین حتی از دوران جوانی تبحر خاصی در ریاضی و فیزیک داشت و از هم رده های خود چند سال جلوتر بود. او از 12 سالگی شروع به خودآموزی جبر و هندسه اقلیدسی در طول یک تابستان کرد. علاوه بر این، او توانست در سن 12 سالگی به صورتی مستقل، اثباتی اختصاصی برای قضیه فیثاغورس بیابد. معلم خانوادگی آنها مکس تالمود می گوید بعد از آن که به آلبرت 12 ساله، کتاب درسی هندسه دادم او طی مدت کوتاهی تمام کتاب را مطالعه کرد. از آن به بعد او وقت خود را به ریاضیات پیشرفته تری اختصاص داد. به طوری که در مدت زمان کوتاهی ریاضیات او به حدی پیشرفت کرد که من نمی توانستم پابه پای او ادامه دهم. علاقه آلبرت اینشتین به هندسه و جبر، موجب شد که در سن 12 سالگی به این نتیجه برسد که می توان طبیعت را به صورت یک «ساختار ریاضی» درک کرد. آلبرت خودآموزی علم حساب را در 12 سالگی آغاز کرد و زمانی که 14 ساله شده بود به گفته خودش در انتگرال و حساب دیفرانسیل به استادی رسیده بود. در سن 13 سالگی، او به صورت جدی تری به فلسفه (و موسیقی) علاقه پیدا کند. به او کتاب نقد خرد محض از کانت پیشنهاد شد که باعث شد کانت فیلسوف مورد علاقه او شود. معلم او در این باره می گوید: در آن زمان، او فقط یک کودک بود؛ کودکی 13 ساله. اما مشغول خواندن آثار کانت بود؛ آثاری که برای مردم معمولی غیرقابل درک است. اما برای او کاملاً واضح بود. در سال 1895 و در سن 16 سالگی، آلبرت اینشتین در امتحان وروی برای مدرسه فدرال پلی تکنیک (که امروزه با نام مؤسسه فناوری فدرال زوریخ (ETH) شناخته می شود) در زوریخ شرکت کرد. او در آزمون عمومی رد شد اما موفق شد در بخش ریاضی و فیزیک نمرات خارق العاده ای بگیرد. به توصیه مدیر مدرسه فدرال پلی تکنیک، او برای تکمیل دوران مدرسه خود، به مدت دو سال (1895 و 1896) به مدرسه آرگوویان کانتونال در ارو، سوئیس رفت. در حالی که او در کنار خانواده جوست وینتلر به سر می برد، به دختر او، ماری علاقه مند شد. خواهر آلبرت، مایا سپس با پسر این خانواده، جوست وینتلر ازدواج کرد.در ژانویه 1896 آلبرت با موافقت پدرش، برای فرار از خدمت سربازی، شهروندی آلمانی خود را باطل کرد در سپتامبر 1896 او در آزمون نهایی مدرسه در سوئیس با نمره عالی قبول شد و در ریاضی و فیزیک، نمره کامل 6 گرفت. سرانجام، آلبرت در 17 سالگی در دوره چهار ساله ریاضی و فیزیک در مدرسه پلی تکنیک زوریخ ثبت نام کرد. ماری وینتلر که یک سال بزرگتر از آلبرت بود برای یک کار معلمی به اولسبرگ سوئیس کوچ کرد. همسر صربستانی و آینده آلبرت اینشتین، میلوا ماریچ، که در آن زمان دختری 20 ساله بود در همان سالی که آلبرت وارد مدرسه پلی تکنیک زوریخ شد در آنجا ثبت نام کرد. او در میان شش دانشجوی رشته ریاضی و فیزیک، تنها دانشجوی زن بود. در طول چند سال بعد، آلبرت و میلوا به یکدیگر علاقه مند شدند؛ به طوری که ساعت های زیادی با هم فیزیک مطالعه می کردند. در سال 1900 آلبرت موفق شد در آزمون ریاضی و فیزیک قبول شود و مدرک تحصیلی آن رشته را دریافت کند. اگرچه برخی مدعیند که میلوا در نوشتن مقاله های منتشر شده از اینشتین در سال 1905 همکاری کرده است اما مورخان فیزیک با بررسی موارد مطرح شده، هیچ گونه اثری از مشارکت های میلوا مشاهده نکرده اند.

ذوق هنری انیشتین

ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج ساله بود، روزی پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد، خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در کوک تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت، کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند. وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثه ای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت. هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آنجا که وی خوش بین و علاقمند به کسب لذّتهایی بود، تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد کرد. هنگامیکه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت که قصد دارد تابعیت کشور آلمان را ترک گوید. آقای هرمان به وی تذکر داد که این کار زشت و نابهنجار است.

انیشتین و جنگ جهانی اول

هنوز یکسال از اقامت انیشتین در برلین نگذشته بود که ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اول ، روزنامه های برلین همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان بود. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا کرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اینحال انیشتین با او ازدواج کرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی که در نتیجه آن بر دنیای علم تحصیل گردید مانع از آن نشد که انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تکمیل نظریه ثقل خویش بپردازد. وی با پیمودن راه تفکّری که در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریه ای برای ثقل و جاذبه عمومی بنا نهد که مستقل از نظریه های گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت کامل بود. اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی واقع گردید که دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجّه عموم مردم را به شدّت جلب کرده بود از این پس دیگر انیشتین مردی نبود که فقط مورد توجّه دانشمندان باشد و بس. بزودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالک ، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام بدست آورد.

مسافرتهای انیشتین

تبلیغات مخالف و حملاتی که علیه انیشتین می شد موجب گردید که در تمام ممالک جهان و در همه طبقات اجتماعی توجّه عموم مردم بسوی نظریه های او جلب شود. مفاهیمی که برای توده های مردم هیچگونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریبا چیزی از آن درک نمی کردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان سفرهای خود را آغاز کرد، ابتدا به هلند ، بعد به کشورهای چک و اسلواکی ، اسپانیا ، فرانسه ، روسیه ، اتریش ، انگلیس ، آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر. امّا نکته قابل توجّه این است که وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورک شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند که به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یکی از دانشمندان رخ نداده بود. انیشتین به آسیا و به کشورهای چین ، ژاپن و فلسطین سفر کرده است و این خاتمه سفرهای او بود. درسال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اکناف جهان انیشتین بار دیگر در برلین مستقر گردید. حملات همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افکار قوم یهود و به سود فاشیسم می دانستند، به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریکا می رود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا می رود و خواهر انیشتین که در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش آمد. در همین دوران انیشتین تابیعت کشور آمریکا را می پذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترک کرد. ولی این تغییر سمت رسمی ، تغییری در روش زندگی و کار او بوجود نیاورد. وی کماکان در پرنیستون بسر می برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.

مذهب آلبرت انیشتین

او بی دین بود و به گفته خود، به همه خدایی باروخ اسپینوزا یا اسپینوزیسم معتقد بود، اما به خدای شخصی معتقد نبوده بلکه آن را نقد می کرد. او همچنین خود را ندانم گرا معرفی می کرد، اما خود را آتئیست نمی دانست و ترجیح می داد که همان طور که خود می گفت «یک دیدگاه انسانی نسبت به ضعف هوش ادراکی ما انسان ها دربارهٔ درک طبیعت و خودمان» داشته باشد. به گزارش گاردین و دویچه وله، در نامه ای از انیشتین که از یک کلکسیون شخصی در لندن به قیمت 3 میلیون دلار به مزایده گذاشته شده، وی ادیان را «خرافات بچگانه» می نامد و با انتشار آن، مشاجره های طولانی طرفداران و مخالفان دین دربارهٔ گفتاورد وی «علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور است» مطرح بود به پایان رسید.

شهرت جهانی انیشتین و جایزه ی نوبل

او حالا باید درستی نظریه ی خود را اثبات می کرد، از آنجایی که نبوغ انیشتین در آزمایشات ذهنی او نهفته بود و علم متعارف را به چالش می کشید، او باید برای اثبات نظریه ی نسبیت عام خود از طریق آزمایش و مشاهده راهی می یافت. سر فرانک واتسون در سال 1917 برای این کار راه حلی یافت: اندازه گیری موقعیت ظاهری ستارگانِ نزدیک به خورشید. اما این کار تنها در رویداد نادری مثل خورشیدگرفتگی کامل قابل انجام بود، یعنی زمانی که ماه مانع از رسیدن نور خورشید به زمین می شود. (بدون خورشید گرفتگی کامل، نور شدید خورشید مانع از رصد ستارگان نزدیک به خود می شود). اگر حق با انیشتین بود موقعیت ظاهری ستارگانی که در هنگام خورشیدگرفتگی در نزدیکی خورشید قرار می گرفتند باید اندکی از موقعیت واقعی شان متفاوت می بود چرا که فضازمان باید به واسطه ی جاذبه ی خورشید در اطراف آن موج بر میداشت و مسیر نور ستارگان را خم می کرد. در نتیجه موقعیت ظاهری ستاره ی مورد نظر باید اندکی متفاوت به نظر می رسید. سر آرتور ادینگتون در سال 1919 این آزمایش را طی یک خورشیدگرفتگی کامل انجام داد و صحت نظریه ی اینشتین را به اثبات رساند و او را یک شبه به یک سوپراستار بدل کرد.

انیشتین

ازدواج و فرزندان انیشتین

در سال 1987 مکاتبات میان اینشتین و میلوا ماریچ کشف و منتشر شد. این مکاتبات نشان می داد که آن دو، دختری به نام لیزرل داشته اند که در اوایل سال 1902 متولد شده بود و با مادرش میلوا در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در نووی ساد زندگی می کرده است. میلوا بدون فرزندش، به سوئیس بازگشت فرزندی که نام واقعی و سرنوشتش نامعلوم است. از محتویات نامه اینشتین در سپتامبر 1903 برمی آید که آن دختر یا بر اثر بیماری مخملک در خردسالی درگذشته است یا او را به خانواده ای برای فرزندخواندگی واگذار کرده اند. اینشتین و ماریچ در ژانویه سال 1903 ازدواج کردند. در ماه مه سال 1904 پسر آنها هانس آلبرت اینشتین، در برن سوئیس به دنیا آمد. دومین پسر آنها، ادوارد در ژوئیه 1910 در زوریخ متولد شد. آلبرت و میلوا در آوریل 1914 به برلین کوچ کردند اما زمانی که میلوا متوجه رابطه عاشقانه اینشتین با عموازده خود، اِلسا شد با فرزندانش به زوریخ بازگشت. پس از پنج سال زندگی جدا از یکدیگر، سرانجام آنها در 14 فوریه 1919 از یکدیگر طلاق گرفتند. ادوارد در 20 سالگی مبتلا به شیزوفرنی تشخیص داده شد. مادرش میلوا، از او مراقبت می کرد و در این دوران چندین مرتبه او را در آسایشگاه بستری کردند. پس از مرگ میلوا، او برای همیشه بستری شد. در نامه هایی که در سال 2015 آشکار شدند اینشتین به ماری وینتلر که زمانی به او علاقه داشت در مورد ازدواجش با میلوا و همچنین احساس زیادش به ماری گفته بود. اینشتین، این نامه را در سال 1910 و زمانی که میلوا ماریچ، دومین پسر خود را باردار بود نوشت. او در این نامه گفته است: «من هر لحظه به تو فکر می کنم با همه قلبم فکر می کنم و (از این که، شرایط ما به این جا رسید) مانند هر مرد دیگری غمگینم.» او همچنین در مورد «عشق گمراه کننده» (میلوا ماریچ) و زندگی از دست رفته ای که می توانست با نخستین معشوقه اش، ماری داشته باشد سخن گفته است.در سال 1919 و پس از جداشدن از میلوا ماریچ، آلبرت اینشتین با عموازده خود السا لوونتال که از سال 1912 با او در رابطه عاشقانه به سر می برد ازدواج کرد. در سال 1933 آنها به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند. در سال 1935 مشخص شد که اِلسا مبتلا به مشکلات قلبی و کلیوی است. او در نهایت در سال 1935 درگذشت. در سال 1923 اینشتین عاشق منشی خود، بتی نیومن شد که از اقوام یکی از دوستان نزدیکش به نام هانس موشام بود. در یک مجموعه نامه که توسط دانشگاه عبری اورشلیم در سال 2006 منتشر شد اینشتین شش زن را توصیف کرده است که در حالی که ماری همسر وی بوده، او با آنها زمانی را طی کرده و از جانب آنها هدیه دریافت کرده که مارگارت لیباخ (یک زن بلوند استرالیایی)، استلا کاتزنلنبوگن (زنی مرفه و دارای تجارت گل)، تونی مندل (یک بیوه مرفه یهودی) و اتل میچانوسکی (یک زن برجسته اهل برلین) از جمله آنها بودند. انیشتین پس از مرگ همسر دومش السا، او به مدت کوتاهی وارد رابطه ای با مارگاریتا کوننکوا شد. او یک جاسوس روس بود و اینشتین از این موضوع اطلاع نداشت. همچنین کوننکوا همسر یک مجسمه ساز شناخته شده روسی به نام سرگی کوننکو بود که مجسمه برنزی اینشتین واقع در مؤسسه مطالعات پیشرفته را ساخت.

آخرین سال های زندگی انیشتین

این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته شده بود. هنوز 10 سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع می گردید و بشریت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز می کرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سال های زندگی او می باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نکنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یکی از آنها نامه مشهور است که وی می بایست برای همکاری خود در شوروی سابق بفرستد و دوم شرح وقایعی است که در اوضاع و احوال فیزیکدانان آمریکایی، خاصه دانشمندان اتمی، در داخل مملکت خودشان تغییر بسیار ایجاد کرد. مطالعات انیشتین پس از مرگ او نیز برای این دانشمند اسطوره ای افتخار آفرینی می کردند. در سال 1993 به خاطر کشف امواج گرانشی که توسط اینشتین پیش بینی شده بودند، جایزه ی نوبل به او اهدا شد. در سال 1995، جایزه ی نوبل به تحقیقاتی در مورد کشف چگالش بوز-اینشتین اهدا شد.

افتخارات انیشتین

آلبرت انیشتین شماری از افتخارات خود را پس از مرگ به دست آورده است. به عنوان مثال:

  • در سال 1999، تایم انیشتین را مرد قرن نامید.

  • همچنین در سال 1999، نظرسنجی گالوپ انیشتین را چهارمین مرد محبوب جهان در قرن بیستم معرفی کرد محبوبترین.

  • یونسکو به مناسبت صدمین سال مقالات نسبیت خاص، اثر فوتوالکتریک و اثر براوانی سال 2005 را سال جهانی فیزیک نامید.

  • آکادمی ملی علوم تندیس برنز یادبود آلبرت انیشتین را در محوطه مقر این آکادمی، در واشینگتن نصب کرده است.

از جمله همنام های انیشتین می توان به این موارد اشاره کرد:

  • واحدی که در نورشیمی مورد استفاده قرار می گیرد، انیشتین.

  • عنصر شیمیایی 99، انیشتینیوم.

  • استروئید 2001 انیشتین.

  • جایزه آلبرت انیشتین.

  • جایزه صلح آلبرت انیشتین.

  • دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین دانشگاه یشیوا که در سال 1955 افتتاح شده است.

  • مرکز پزشکی آلبرت انیشتین در فیلادلفیا، پنسیلوانیا


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها