به گزارش سرویس سیاست ساعدنیوز، کانال تلگرامی رجانیوز طی یک خبری انتقادی نسبت به خبرگزاری تسنیم نوشت: روز گذشته، دو رسانه اصولگرا، در اقدامی هماهنگ، شروط عزتمندانه و منطقی نظام برای پایان جنگ را با کلیدواژه تأملبرانگیز «لوبیای سحرآمیز» توصیف کردند. این تعبیر کنایهآمیز که مطالبات بهحق مردم و رهبری را غیرواقعی جلوه میداد، موجی از خشم و انتقاد را در میان فعالان و تودههای انقلابی برانگیخت به حدی که شب گذشته بنر بزرگی از «خطوط قرمز رهبری» را بر سردر ساختمان یکی از این دو رسانه توسط مردم نصب شد.
اما آیا این رویکرد که خطوط قرمز رهبری را کم رنگ میکند پدیدهای جدید است؟ پروندهخوانی یک دهه اخیر نشان میدهد که این استراتژی، ریشهای عمیقتر دارد و ماجرا از تئوریپردازی برای «عبور نرم» از همین خطوط قرمز در ماجرای برجام آغاز شد.
برای فهم منطق امروز این جریان، باید به یک دهه قبل بازگشت. پس از آنکه رهبر معظم انقلاب در آستانه توافق هستهای، شروطی دقیق و خدشهناپذیر همچون «لغو فوری و کامل تحریمها»، «عدم پذیرش محدودیت بلندمدت» و «عدم وابستگی لغو تحریمها به راستیآزمایی آژانس» و... را بهعنوان «خطوط قرمز» نظام اعلام فرمودند، نشریه خط حزبالله وابسته به پایگاه اینترنتی خامنهای داتآیآر در یادداشتی قابل تأمل، مسیری متفاوت برای تفسیر این خطوط گشود و نوشت: «خطوط قرمز، هدف مذاکره نبود، بلکه... «ابزار» رسیدن به هدف بود... به همین دلیل این خطوط مانند «مین» عمل نمیکنند که با یک اتفاق و جابهجایی بشود به قضاوت مطلق رسید.»
این تفسیر، عملاً راه را برای «انعطاف» در برابر خطوطی که صریحاً اعلام شده بود، باز کرد و این پیام را مخابره نمود که میتوان به این حدود، نه بهعنوان یک اصل ثابت، بلکه بهعنوان یک ابزار تاکتیکی نگریست.
نتیجه آن رویکرد، توافقی شد که سالها بعد رهبر انقلاب آن را «خسارت محض» خواندند و حتی در مهرماه 1404، به نادیده گرفته شدن یکی از همان خطوط قرمز اشاره مستقیم کردند: «من گفتم بابا 10 سال یک عمر است، چرا 10 سال را قبول میکنید شما؟... بنا شد 10 سال را هم قبول نکنند اما قبول کردند به هر حال...» این سخنان، تأییدی بود بر اینکه آن «انعطافپذیری» نظری، در عمل به چه نتیجهای منجر شده است.
حالا همان جریان فکری، در مواجهه با شرایط جنگ تحمیلی سوم، بار دیگر با همان منطق به میدان آمده است. در حالی که افکار عمومی و دلسوزان نظام بر شروط رهبر انقلاب و شروطی که شعام آنها را اعلام کرده است همچون «آتشبس کامل و پایدار» و «لغو تحریمها» بهعنوان خطوط قرمز هرگونه توافق تأکید دارند، این جریان رسانهای، این مطالبات برحق را با کلیدواژه تأملبرانگیز «لوبیای سحرآمیز» توصیف میکند. این تعبیر، عملاً همان کارکرد تئوری «مین نبودن خطوط قرمز» را ایفا میکند: یعنی غیرواقعی و دستنیافتنی جلوه دادن شروطی که مبنای حرکت نظام است.
پس از این و در پاسخ به این متن رجا نیوز خبرگزاری تسنیم نیز در پاسخی نوشت:
روز گذشته مطلبی در بخش «اخبار سایر رسانهها» با عنوان «قدرت سازی مردم در خیابان/ در پس مذاکره با آمریکا چه چیزی نهفته است» منتشر شده بود که با واکنشهایی همراه شده است؛ درباره این مطلب توجه به چند نکته مهم ضروری است:
این مطلب همچنان که اشاره شد در بخش «اخبار سایر رسانهها» منتشر شده بود؛ بدین معنا که اساساً تولید شده در تسنیم و یا ضرورتاً مورد تایید خبرگزاری تسنیم نیست و بعد از ساعاتی نیز به دلیل سوتفاهمی که در برخی افراد ایجاد کرده بود، حذف شده است.
بخش «اخبار سایر رسانهها» همچنانکه از نامش نیز پیداست، به مرور برخی مطالبی که در رسانههای رسمی کشور منتشر شده میپردازد؛ تصویر جلد روزنامههای رسمی کشور، از روزنامههای همسو تا روزنامههای غیرهمسو نیز در همین بخش منتشر میشود. و همچنانکه تیتر و جلد برخی روزنامهها هیچ نسبتی با موضع تسنیم ندارند، برخی مطالب منتشر شده در این بخش نیز، لزوماً همهی نکاتش مورد تایید خبرگزاری تسنیم نیستند.
مرور اخبار دیگر رسانهها، یک امر مرسوم در بسیاری از رسانههای دنیاست؛ مثلاً در تلویزیونها-از جمله تلویزیون کشورمان- نیز سالها و شاید دهههاست که مرور روزنامهها و برخی سرمقالهها و … انجام میشود.3⃣ هزاران مطلب تولید شده طی روزها و هفتهها و ماههای اخیر، جای بحثی درباره موضع واقعی تسنیم باقی نمیگذارد؛ موضع روشن تسنیم نه تنها فاصلهای با شروط تعیین شده توسط شورای عالی امنیت ملی درباره مذاکرات ندارد، بلکه درباره ضرورت آن استدلال و نسبت به الزام به رعایت آن نیز تاکید کرده است؛ با این حال برخی افراد و گروهها نادانسته و البته برخی نیز علیرغم اطلاعشان از واقعیت ماجرا و از روی تعمد، با دستمایه قرار دادن این مطلب، اینطور تبلیغ میکنند که تسنیم منتقد شروط ایران درباره مذاکرات است. توجه به سابقه تسنیم، مضحک و مغرضانه بودن این ادعا را مثل روز آشکار میکند.4⃣ پشت صحنه عملیات روانی اخیر علیه تسنیم که از سوی یک گروه کوچک هدایت میشود، امر پوشیدهای نیست و بعدها درباره سابقه و عملکرد و ترکیب اشخاص این گروه روشنگری بیشتری خواهیم کرد.
این گروه کارکشته در تخریب مولفههای قدرت ملی، طی روزهای اخیر با اقدامی غلط و دشمن پسند، ابتدا عملیاتی را علیه انسجام سیاسی-اجتماعی در ایران کلید زد و هدیه بزرگی به ترامپ داد؛ به نحوی که ترامپ در اکثر توییتها و مطالب خود، به برآورد اشتباهی رسید و با تصور اختلاف شدید در ارکان حکومتی در ایران، فشار را بر ملت کشورمان تشدید کرد.
این اقدام غلط این گروه کوچک که یکی از خطاهایش تلاش برای مصادره یک ملت مبعوث و ضربه بزرگ به پدافند اجتماعی ایرانیان است، با واکنشهای گستردهای در میان انقلابیون مواجه شد.
حال این گروه با یک عملیات غلط دیگر و پمپاژ یک دروغ بزرگ درباره مواضع تسنیم به افکار عمومی و بویژه مردم انقلابی، تلاش دارد خطای سابق خود را بپوشاند حال آنکه این عملیات، یک خطای محاسباتی دیگر به اشتباه پیشین آنها افزوده است.
سال گذشته گروهک منافقین تلاش کرد با یک عملیات تروریستی و انفجار یک بمب در مقابل خبرگزاری(و سپس انتشار آن در کانالهای وابسته به خود)، خبرنگاران تسنیم را از پیگیری رسالت خود برای دفاع از جمهوری اسلامی منصرف کند و آنان را بترساند؛ در طول دوماه گذشته نیز ارتش رژیم صهیونیستی با 4 بار واکنش مستقیم علیه تسنیم، سعی کرد خبرگزاری را منفعل کند و نتوانست.حالا در این میان، عملیات سیاسی یک گروه کوچک نیز محلی از اعراب نخواهد داشت.
این تقابلِ رسانهای، صرفنظر از درست یا نادرست بودنِ تحلیلها، نشاندهنده یک چالش جدی در فضایِ گفتمانیِ کشور است. در شرایطی که ایران درگیرِ یکی از حساسترین دورانهای تاریخِ معاصر خود است، «تفرقه» سمیترین عامل برای تضعیفِ اقتدار ملی محسوب میشود.
اولویتِ استراتژیک: اکنون زمانِ آن نیست که جریانهای همسو به دلیلِ تفاوت در برداشتها، انرژیِ یکدیگر را صرفِ منازعاتِ داخلی کنند. دشمنِ خارجی در حالِ رصدِ همین شکافهاست تا با تصورِ اختلاف در ارکانِ نظام، فشارِ خود را بر ملت ایران تشدید کند.
مسئولیتِ رسانهای: رسانههای انقلابی بیش از هر زمانی به «دقتِ نظر» در انتخابِ واژگان نیاز دارند. حتی اگر مطلبی در بخش «سایر رسانهها» بازنشر میشود، باید در نظر داشت که «برچسبگذاری» و «لحنِ انتخابشده» میتواند پیامهای متفاوتی را در جامعه مخابره کند.
اتحادِ در مسیرِ پیروزی: پیروزیِ ایران در جنگِ ارادهها، نیازمندِ همافزاییِ تمامِ بخشهای رسانهای است. رسانهها باید بهجایِ «مچگیری» از یکدیگر، در راستایِ تبیینِ شروطِ عادلانه و عزتمندانه نظام همسو شوند و صدایِ واحدی را به گوشِ جهان برسانند.
در پایان، شایسته است که همه فعالان رسانهای و دلسوزان نظام با عبور از این فضایِ پرتنش، تمامِ توانِ رسانهای خود را برای تقویتِ وحدتِ ملی و عبورِ سرافرازانه از این پیچِ تاریخی متمرکز کنند؛ چرا که پیروزیِ نهایی در گرویِ «انسجامِ داخلی» و «صدایِ واحد» است.