به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، محمدجواد لاریجانی با حضور در برنامه زنده شبکه خبر، دیدگاههای خود را درباره تحولات اخیر دیپلماتیک و سفر محمدباقر قالیباف به پاکستان مطرح کرد. او با اشاره به اینکه قالیباف برای دفاع از کشور آماده فداکاری است، تاکید کرد که در عرصه سیاست خارجی نباید دچار اشتباه محاسباتی شویم. لاریجانی حضور معاون اول رئیسجمهور آمریکا در پاکستان را بیاثر دانست و گفت که با وجود هزینههای پرداخت شده، قرار بود این گفتوگوها به آزادسازی پولهای ایران و برقراری آتشبس در لبنان ختم شود؛ اما مسئله اصلی فراتر از بحثهای مالی است و ایران نباید سطح خواستههای خود را پایین بیاورد.
لاریجانی در بخش دیگری از صحبتهای خود، به نقد رویکرد پاکستان در قبال ایران و آمریکا پرداخت. او ضمن تایید حسننیت نخستوزیر پاکستان، روش او را برای میانجیگری نادرست خواند و گفت که یک میانجی واقعی نباید صرفاً دو طرف را روبهروی هم بنشاند؛ بلکه باید به آمریکا هشدار دهد که مسیرش اشتباه است. به گفته لاریجانی، آمریکا اکنون در منطقه گرفتار شده و به شدت نیازمند پایان دادن به جنگ است. در این شرایط، نشان دادن تمایل به مذاکره و ارسال پیامهای مبتنی بر توافق برد-برد، تنها باعث میشود طرف مقابل تصور کند با اعمال فشار بیشتر میتواند امتیازات بالاتری از ایران بگیرد.
بر اساس تحلیل اختصاصی پایگاه خبری ساعدنیوز، صحبتهای اخیر محمدجواد لاریجانی نشاندهنده یک تفاوت دیدگاه جدی در داخل ساختار سیاسی نسبت به نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای و مواجهه با غرب است. انتقاد از سفر رئیس مجلس به پاکستان، آن هم در شرایطی که منطقه در بالاترین سطح تنش قرار دارد، این پیام را منتقل میکند که بخشی از تصمیمگیران معتقدند دیپلماسی سنتی و استفاده از واسطههای همیشگی دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. از نگاه این طیف، رفتارهای دیپلماتیکی که بوی نرمش یا اشتیاق به گفتوگو بدهند، در فضای فعلی نتیجه عکس میدهند و دستاورد ملموسی مانند آزادسازی منابع مالی یا توقف درگیریها در لبنان به همراه نخواهند داشت.
برای افکار عمومی که پیامدهای اقتصادی و امنیتی این تصمیمات را در زندگی روزمره خود احساس میکنند، درک این زاویه نگاه اهمیت زیادی دارد. این تحلیل به ما نشان میدهد که گره کور مذاکرات غیرمستقیم، تنها مربوط به زیادهخواهی طرف غربی نیست، بلکه شیوه رفتار واسطهها و سیگنالهایی که از داخل کشور ارسال میشود نیز نقش تعیینکنندهای دارد. وقتی طرف آمریکایی در باتلاق منطقهای گیر افتاده است، رویکرد منطقی این است که از موضع قدرت برخورد شود؛ چرا که هرگونه شتابزدگی برای رسیدن به یک توافق زودهنگام، به جای کاهش فشارها، ابزار چانهزنی کشور را تضعیف کرده و روند رسیدن به یک ثبات پایدار اقتصادی و سیاسی را طولانیتر میکند.