به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از فارس، اقتصاد ایران، پیش از هر جنگی، رنجور از بیماریهای ساختاری مزمن بود؛ بیماریهایی چون وابستگی به نفت، تورم لجامگسیخته، نظام بانکی ناکارآمد و فضای کسبوکار غیررقابتی.
جنگ هم اگرچه به گفته سعید لیلاز از مسیر ضدرکودی و تسهیل چرخ اقتصاد میتواند، به رشد اقتصادی منتهی شود اما بدون برنامه بودن در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر خود را در گرانیهای لحظهای نشان داد و این هشدار را داد که ادامه مدل فعلی، کشور را در برابر تکانههای بیرونی بهشدت آسیبپذیر کرده است.
با این حال، در میان گردوخاک این بحران، یک گنج عظیم پدیدار شد و آن چیزی نیست جز «سرمایه اجتماعی». مردم مطلع هستند، دلایل مشکلات را میدانند و آمادگی فداکاری دارند.
این آمادگی، همان نیروی محرکهای است که بزرگترین سدهای فرسوده اجرایی و دیوانسالاریهای دولتی را میتواند بشکند. نقطه ثقل تحلیل ما این است: تمرکز مطلق بر اقتصاد، نه با مدلهای شکستخورده گذشته، بلکه با سپردن میدان به خود مردم.
چرا «اقتصاد» تنها میدان نبرد است؟
تنها و بزرگترین مشکل کشور، اقتصاد است. این یک واقعیت راهبردی است. بسیاری از آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی، ریشه در سفره مردم و بیثباتی اقتصادی دارند.
دشمن نیز پس از ناکامی در جنگ سخت و حتی عملیات روانی، راهبرد خود را بر «محاصره اقتصادی و ایجاد شکاف داخلی» متمرکز کرده است.
هدف، فرسایشیسازی زندگی روزمره مردم و تبدیل نارضایتی اقتصادی به اغتشاش اجتماعی است. این یعنی علم اقتصاد، شمشیر ما در این نبرد است.
اگر بتوانیم امنیت معیشتی را با دستان خودمان و با تکیه بر مردم بازتعریف کنیم، استراتژی دشمن برای همیشه خنثی خواهد شد.
شکست «مدل سرمایهداری»؛ زمان آزمون و خطا نیست
تجربه تاریخی پس از جنگ تحمیلی 8 ساله به ما نشان داد که روی آوردن افراطی به مدلهای اقتصاد سرمایهداری با بازیگری حلقههای قدرت بدون تنظیمگری هوشمندانه، به توزیع ناعادلانه منابع، رانتهای کلان در پس خصوصیسازیهای ناقص و شکاف طبقاتی عمیق انجامید.
تکرار آن مدل شکستخورده امروز مطلقاً ممنوع است. ما این بار نیازمند یک «مدل اقتصادی مردمنهاد» هستیم. اقتصادی که در آن سرمایههای خُرد و کلان مردم به جای پناه بردن به بازارهای سفتهبازانه و مخربی چون طلا، ارز و ملک، مستقیماً به موتور توسعه و بازسازی کشور متصل شوند. این یعنی عبور از اقتصاد دلالی و رسیدن به اقتصاد مولد مشارکتی.
هسته اصلی راهکار: هدایت نقدینگی سرگردان به «پروژههای ملی بازسازی و توسعه»
مشکل امروز، کمبود نقدینگی نیست؛ جهلِ نقدینگی است! پولهای خُرد مردم که از ترس تورم به بازارهای موازی پناه میبرد، خودش به موتور تورم تبدیل میشود. راهکار، ایجاد یک مکانیزم شفاف، معتبر و سودآور برای مردم است:
الف) اوراق مشارکت عام ضمانتشده برای پروژههای ملی:
دولت و کارشناسان اقتصادی باید فوراً بستهای از پروژههای بازسازی زیرساختها (پالایشگاهها، نیروگاهها، شبکه ریلی و بنادر آسیبدیده) و طرحهای توسعهای (مسکن، پتروشیمی، معادن) را تعریف و به اوراق بهادار با پشتوانه واقعی تبدیل کنند. این اوراق باید دو ویژگی طلایی داشته باشند:
1. بازدهی واقعی و رقابتی: سود این اوراق باید نه تنها نرخ تورم را پوشش دهد، بلکه از میانگین سود بازارهای طلا و ارز جذابتر باشد. اگر قرار است مردم سهامدار ایران شوند، باید در رشد کشور شریک باشند.
2. ضمانت دولتی و نظارت مردمی: یک سامانه شفاف که هر شهروند، از سرمایهگذار خُرد 10 میلیون تومانی گرفته تا کلان، بتواند لحظهای ببیند پولش دقیقاً صرف چه پیچ و مهره و بتن و کابلی شده است. این همان «نظارت مردمی» است که فساد را ریشهکن میکند.
ب) بسیج عمومی صرفهجویی با انگیزه اقتصادی:
صرفهجویی نباید صرفاً شعاری مبتنی بر فداکاری و ازخودگذشتگی موقت باشد، بلکه باید به یک رفتار اقتصادی هوشمندانه تبدیل شود. طرحهای «پاداش صرفهجویی» در مصرف برق و گاز را به کل مصرفکننده تعمیم دهیم. هر خانوار به ازای مصرف نکردن و صادرات آن حامل انرژی، سهمی از درآمد ارزی حاصله دریافت کند. یعنی «صرفهجویی کن تا سود کنی».
نقش دولت: نه تصدیگری، که تسهیلگری و اعتمادسازی
ضرورت ایجاب میکند که دولت از تصدیگری مستقیم فاصله بگیرد و به «سکوی پرش» مردم تبدیل شود. سه وظیفه فوری دولت عبارت است از:
1ـ اطلاعرسانی شفاف لحظهای: ایجاد داشبوردهای عمومی از وضعیت ذخایر کالاها، روند بازسازی و تراز تجاری. دلیل اصلی هجوم به بازار ارز و کالا، «عدم تقارن اطلاعاتی» است. مردم اگر مطمئن شوند کالا هست و آینده تأمین میشود، رفتار هیجانی از خود بروز نمیدهند.
2ـ مردمیسازی رسانه: رسانه ملی و رسانههای رسمی باید به جایگاه «فرماندهی آگاهی» بازگردند. باید بهطور مستمر، هم پیشرفتهای بازسازی را روایت کنند (ایجاد امید) و هم نیازهای فوری به مشارکت و سرمایهگذاری را با مردم در میان بگذارند (دعوت به عمل).
3ـ طراحی سازوکارهای حقوقی و بانکی: دولت و مجلس باید ریلگذاریهای حقوقی جدید را برای «شرکتهای توسعه مردمی» تسهیل کنند؛ شرکتهایی که هر کوچه و محله بتواند سهامدار یک پروژه ملی شود.
از فداکاری تا سهیم شدن
سرمایه اجتماعی ایجاد شده، آمادگی برای فداکاری است. اما ما باید این فداکاری را به «سهیم شدن» تبدیل کنیم. نگوییم مردم بیایید فداکاری کنید و از داراییتان بگذرید. بگوییم بیایید هوشمندانه سرمایهگذاری کنید، سهامدار بازسازی کشورتان شوید و از سود امن و ملی آن منتفع گردید.
اکنون نقطه تمرکز دشمن، اقتصاد ماست تا از این رهگذر، انسجام ملی را بشکند. پاسخ ما باید یک خیزش اقتصادی همگانی باشد. ما بستر و نقشه راه این حرکت بزرگ را طراحی میکنیم تا جایی برای رشد اختلاف و یأس باقی نماند.
اگر اقتصاد حل شود، کشور در برابر هر طوفانی بیمه خواهد بود. این بار به جای دولتی کردن اقتصاد، باید اقتصاد را با دستان و سرمایه مردم، ملّی کنیم. وقت آن است که همه، از سرمایهدار و کارشناس تا کارگر و خانهدار، برای حل بزرگترین مشکل میهن بسیج شویم.